نگاهی تحلیلی به تلویزیون فارسی بی بی سی(بخش نخست)

جای خالی «تلویزیون»!

جای خالی

اشاره: آغاز به کار تلویزیون فارسی بی‏‏بی‏سی به گمان بسیاری از صاحب نظران و تحلیل گران ارتباطات یک اتفاق مهم در تاریخ ارتباطات ایران به شمار می رود، از همین رو در این سلسله مطالب تحلیلی(در سه بخش)خواهیم کوشید تا نگاهی ژرف تر و تحلیلی بر سازوکار این شبکه تازه بیندازیم و در این راه از نظرات و انتقادات مخاطبان نیز برای تهیه مطالب آتی بهره خواهیم گرفت، نویسنده که در هجده سال گذشته در زمینه نقد و تحلیل رسانه ها فعالیت داشته است، بر این باور است که گسترش چنین نقدها و تحلیل های رسانه ای فضا را برای ژرف نگری و به طریق اولی بهینه سازی رسانه های فارسی زبان بیشتر می گشاید.



تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی سرانجام پس از دو سال تدارک گسترده، دو هفته پیش برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان آغاز کرد.

این شبکه که از پشتیبانی نزدیک به 150 کارمند و روزنامه نگار در لندن و برخی دیگر از نقاط جهان برخوردار است، به دلایل مختلف از اهمیت و اولویت بسیاری برای نقد و تحلیل های رسانه ای برخوردار است زیرا به نظر می رسد پس از نزدیک به دو دهه از آغاز به کار تلویزیون های فارسی زبان در خارج از کشور مهم ترین و حرفه ای ترین شبکه تلویزیونی فارسی زبان مستقر در خارج از کشور باشد.

تاریخچه

شبکه های تلویزیونی فارسی زبان در اوایل دهه هشتاد در کالیفرنیا و بیشتر در لس آنجلس پدیدار شدند، در آن روزگار شبکه های فارسی زبان لس آنجلسی با مشکلات درونی و بیرونی بسیاری دست و پنجه نرم می کردند زیرا جامعه ایرانیان ساکن آمریکا هنوز هویت کنونی خود را نیافته بود و به علاوه اداره یک تلویزیون فارسی حتی با تولید برنامه های رادیویی و حداکثر اجرای چند برنامه گفتگوی تلویزیونی (talkshow)و پخش ویدئو کلیپ های ترانه های لس آنجلسی از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نبود، در نتیجه شبکه های تلویزیونی فارسی زبان بنا بر گرایش های سیاسی جامعه ایرانیان آمریکا که در برخی موارد خود را تبعیدیان وابسته به رژیم سرنگون شده سابق می خوانند، بدل به تلویزیون های سیاسی و رسانه سرنگون طلب (suberversive media) شدند.

این گرایش سیاسی اقتصادی با استقبال بسیاری روبرو شد و به تدریج که رسانه های ایرانیان به ویژه در نقاط تجمع آنان مانند لس آنجلس رشد یافت، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان نیز گسترش یافتند و برخی نیز موفق شدند توجه بازار تازه شکل گرفته ایرانی را به خود جلب کنند.

در اوایل دهه نود، گسترش رسانه های فارسی زبان در جامعه پویای نزدیک به نیم میلیون نفری ایرانیان ساکن کالیفرنیا چنان شدت گرفت که حتی جمهوری اسلامی را نیز به میدان آورد و با تاسیس شبکه ای به نام آفتاب که برنامه هایش از طریق صدا و سیما تامین می شد وارد این رقابت حرفه ای شد. طبعا از آنجا که برنامه های شبکه آفتاب از نظر تنوع و کیفیت با برنامه های شبکه های فارسی زبان که دچار مشکلات کمبود دانش رسانه ای، متخصص و سیاست رسانه ای موثر برای مخاطب سازی بودند قابل مقایسه نبود، رسانه های سرنگون طلب تبلیغات وسیعی علیه آن به راه انداختند و خواستار تحریم آن شدند، این شبکه مدتی بعد ناچار به پایان دادن به کار خود در لس آنجلس شد اما تجربه خوبی برای صدا و سیما برای تاسیس شبکه های برون مرزی جام جم فراهم آورد.

در اوایل دهه نود، سازمان مجاهدین خلق ایران که تحت عنوان شورای ملی مقاومت ایران در اروپا به فعالیت می پرداخت در لندن و بغداد یک شبکه تلویزیونی با عنوان سیمای آزادی تاسیس کرد که در زمان خود حرفه ای ترین شبکه تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور بود زیرا بسیاری از دست اندرکاران آن از کارکنان سابق رادیو و تلویزیون ایران و یا روزنامه نگاران تبعیدی بوده و برخی نیز دانش آموخته روزنامه نگاری و ارتباطات بودند.

اما فعالیت این شبکه تلویزیونی ظاهرا تحت فشار جمهوری اسلامی بارها دچار مخاطره شد و مرکزی در صدا و سیما با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مامور پخش پارازیت بر روی فرکانس های آن شد زیرا فرض بر آن بود که این شبکه برای عضوگیری و سازماندهی فعالیت های هواداران سازمان مجاهدین خلق در ایران تاسیس شده است.

با این حال علاوه بر اینکه تماشای این شبکه در داخل ایران کم مخاطره نبود، محتوای مذهبی، تک و حزبی و تک ساحتی برنامه های آن به شدت مخاطب عادی را در نخستین مواجهه پس می زد.

برنامه سازان این شبکه بعدها با هوشمندی دریافتند که برنامه های هجوآمیز به جای تبلیغات سیاسی مستقیم توجه بسیاری را جلب می کند و از این رو در سالهای اخیر با قراردادن برخی از این تکه های کمدی هجو بر روی اینترنت و یوتیوب توانسته اند بخشی از مخاطبان عادی را تحت پوشش قرار دهند.

اما شبکه های فارسی زبان به غیر از سیمای آزادی و برخی تلاشهای محدود برای پخش برنامه از طریق ماهواره هایی که ایران را تحت پوشش قرار می داد تا زمانی که گیرنده های دیجیتال به منازل مردم راه پیدا نکردند نتوانستند (به معنای واقعی) به مخاطبان ایرانی دسترسی پیدا کنند.

آغاز پخش تلویزیون های فارسی زبان نیز با واقعه ای عجیب همراه شد که دخالت برخی از تکنوکراتهای جمهوری اسلامی را برملا می سازد.

در یکی از برنامه های علیرضا میبدی مجری اصلی شبکه NITV، مخاطبی از اصفهان در حین برنامه زنده به وی زنگ می زند و خبر می دهد که برنامه او در حال پخش در ایران است، بدون آنکه اصولا این شبکه ماهواره ای برای پخش در منطقه اجاره کرده باشد! (1)

بنا برگفته ها برخی از نزدیکان فرزندان رفسنجانی، رئیس جمهور وقت در آن زمان با توجه به گسترش و رونق بازار ماهواره در پی واردات و توزیع رسیورهای دیجیتال به بازار بوده اند، آنها که پیش تر فروش گسترده دستگاه های پخش VHS را تجربه کرده بودند، اکنون بر آن بودند که از این خوان گسترده بهرمند شوند.

بهر روی پخش «اتفاقی» شبکه NITV در ایران سرآغازی شد برای ورود تلویزیون های فارسی زبان به بازار ایران که با رونق شدید خود،کار و بار دیش سازان، نصب کنندگان، واردکنندگان و فروشندگان رسیور و در مراحل بعد هک کنندگان کانالهای کارتی (غالبا حاوی محصولات پورنو) را در اواخر دهه نود و اوایل دهه جاری سکه کرده بود.

به تدریج با گرم شدن بازار سروکله کانالهای تفریحی نیز پیدا شد و در ملال و تک ساحتی بودن کانالهای سلطنت طلب، از قرار این گونه کانالها با استقبال بیشتری روبرو شدند. هر چند که تولید در این گونه کانالها در نازل ترین و سخیف ترین شکل ممکن باقی ماند ولی حداقل پخش گسترده تر موسیقی ایرانی و غربی از آنها از برنامه های خسته کننده گفتگوی چند پیرمرد بازنشسته سیاسی سلطنت طلب که با زبانی متعلق به چندین دهه پیش سخن می گفتند و کمترین تصوری از وقایع و گرایش های روز در ایران نداشتند، جذاب تر و تماشایی تر بود!

در سال 1383 بخش فارسی صدای آمریکا نیز به این مجموعه پیوست تا خلاء یک شبکه تلویزیونی حرفه ای را پر کند اما به دلایل بسیار از جمله محذورات تولیدی، سمت و سوی سیاسی و نزدیکی بیش از حد به جریان سیاسی رسمی دولت آمریکا برنامه های سیاسی و خبری آن کمتر مورد توجه نسل جوان که بیش از هفتاد درصد از جمعیت کنونی ایران را تشکیل می دهند واقع شد اما در عوض برنامه های اجتماعی، فرهنگی و هنری مشتری بیشتری یافت.

تا مدتها تلویزیون فارسی صدای آمریکا (VOA)تنها شبکه تلویزیونی «حرفه ای» خارج از کشور باقی ماند که ناگزیر برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی و حتی روزنامه نگاران را وادار به همراهی با خود می کرد.

سرانجام در بیست و پنجم دی ماه 1387، شبکه تلویزیونی فارسی بی‏بی‏سی آغاز به کار کرد که دومین شبکه غیر انگلیسی زبان بی‏بی‏سی به شمار می رود و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ارتباطات تا به این جا و چنان که انتظار می رفت «حرفه ای ترین» شبکه فارسی زبان خارج از کشور است.

این شبکه با استخدام حدود 100 کارمند (که گفته می شود بسیاری از آنها سابقه آشنایی با مدیران آن را داشته اند) و با همراهی نزدیک به پنجاه کارمند قبلی خود تلاش کرد تا کم و بیش سه رسانه فارسی زبان خود را در جریان تهیه و تولید محتوا به یکدیگر نزدیک سازد.


مخاطب شناسی

تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با توجه به ویژگی های مخاطبان ایران و برآوردی که از شیوه مخاطب سازی خود داشت با استفاده از برخی زمینه سنجی ها که توسط سرویس جهانی برای شناخت گرایش های مخاطبان صورت می گیرد توانست به شمای اولیه مخاطب خود دست یابد.

دست اندرکاران این رسانه نظرسنجی های تلفنی به سفارش سرویس جهانی را از نمونه های ساکن ایران برای تئوریزه کردن شیوه و ساختار تولیدی خود ملاک قرار دادند. (2)

اما یک نظرسنجی علمی نیز در همان انتهای تدارک تلویزیون در اختیار آنها قرار گرفت، این نظرسنجی که دانشجویان هشت دانشگاه در ایران مورد پرسش قرار گرفتند می تواند ملاک خوبی برای درک انتظارات مخاطبان جوان (یا در این مورد دانشجویان) از این رسانه تازه باشد.

به عنوان نمونه در این نظرسنجی چهل و دو درصد از دانشجویان اظهار داشته بودند که اخبار و برنامه های سیاسی در شبکه های تلویزیونی (اعم از داخلی و ماهواره ای) را بطور مداوم تماشا می کنند.

حدود 83 درصد نیز گفته بودند که شبکه های دیگری غیر از شبکه های داخلی سیمای جمهوری اسلامی را تماشا می کنند.

در میان سایت هایی که این دانشجویان برای اطلاع از اخبار از آنها بهره می گیرند سایت فارسی بی بی سی با اختلاف چشمگیری از سایر سایت ها پیش تر است. در همین حال بیش از 44 درصد پاسخگویان گفته بودند که به اخبار و اطلاعات ارائه شده از سوی بی‏بی‏سی اعتماد دارند.

نکته جالب توجه در این نظرسنجی آن است که اغلب دانشجویان در بین شبکه های خبری بین المللی (مانند سی ان ان، الجزیره و…) شبکه جهانی بی‏بی‏سی را انتخاب کرده بودند.

نتایج این نظرسنجی نشان داد که دانشجویان مورد پرسش به میزان زیادی نسبت به تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی و موفقیت آن خوشبین هستند و بی‏بی‏سی در میان آنان از اعتبار خوبی برخوردار است.

برآوردهای غیررسمی حاکی ست که حدود 65 درصد مردم در مناطق شهری از تلویزیون ماهواره ای استفاده می کنند و با توجه به شهرت و اعتباری که بی‏بی‏سی در میان عامه مردم دارد می توان انتظار داشت که بسیاری از آنان در نخستین روزها و هفته های آغاز به کار این تلویزیون به پای آن بنشینند.

بخش فارسی ‎‏بی‏بی‏سی با گزینش مدبرانه خبر و برنامه های متنوع در قالب یک رسانه اطلاع رسان اما کوشیده است تا توجه بخش وسیع تری از مخاطبان به ویژه مخاطبان جوان تر که در خانواده های امروزین ایران نقش اصلی در انتخاب برنامه و سرگرمی های شبانه خانوادگی دارند را جلب کند.


اما مخاطب یک تلویزیون عمومی به دنبال چیست؟

بنا بر نظریات و یافته های شناختی در ارتباطات، مخاطب در جستجوی:

* اطلاعات و آموزش
* راهنمایی و راهبرد
* سرگرمی و آسودگی relaxation
* ارتباط اجتماعی
* تقویت ارزش ها
* کامیابی فرهنگی
* تخلیه هیجانی
* شکل دهی هویت و سازگاری
* تجربه سبک زندگی lifestyle
* امنیت

* تحریک جنسی
و وقت گذرانی

است. از این میان یک تلویزیون عمومی اطلاع رسان می تواند بسیاری از نیازهای روانی، اجتماعی و فرهنگی وی را تحت پوشش قرار دهد. زیرا این تلویزیون می تواند وی را با دیگران مرتبط سازد، وقایع را به دلبستگی های شخصی وی پیوند بزند و به اوقات فراغتش نظم ببخشد.

این فرایند که به آن «عادت رسانه ای» می گویند در کوتاه مدت می تواند به شکل دهی گروهی از مخاطبان دائمی (مخاطبان اولیه) منجر شود که خود مبلغ رسانه جدید برای دیگران بشوند.

از همین رو شایدتلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با شناخت بهتر از نیازهای مخاطبان و فقدان خط قرمزهای تولید و پخش صدا وسیمای جمهوری اسلامی در چارچوب برنامه های خود به شرط تنوع بخشیدن به برنامه هایش موفقیت بیشتری کسب کند.

ویژگی های مخاطب جوان یعنی تحرک، صمیمت، خلاقیت، ساختارشکنی، تنوع، تکثر، تعامل و به روز بودن ویژگی هایی است که برای برنامه سازی «مخاطب محور» باید در نظر گرفت. (3)

با نگاهی به نوع برنامه های پخش شده از این تلویزیون و ساختار آنها می توان گفت که حداقل در بین تلویزیون های فارسی خارج از کشور، این رسانه تازه از نظر توجه به مخاطب هدف عملکرد بهتری داشته است.


این امر دلایل بسیاری دارد که می توان به چند مورد اشاره کرد: جوان بودن برنامه سازان و جوان گرایی در بخش فارسی؛ متکی بودن به روزنامه نگارانی که به تازگی از کشور خارج شده و دارای ارتباط مستمر با ایران هستند؛ استقرار در لندن: شهری با جمعیت فعال فارسی زبان نزدیک به صدهزار نفر که بسیاری از آنان دائم در حال رفت و آمد به ایران هستند و این شهر را به یکی از مقاصد اصلی ایرانیان در اروپا بدل ساخته است؛ بهره گیری از تجربه برنامه سازی در رادیو؛ همه فن حریف بودن و به قول معروف آچار فرانسه بودن روزنامه نگاران که آنها را وادار می سازد دائم در تماس با جامعه مقصد و پیگیر اطلاعات مختلف از مجاری مختلف باشند و سرانجام ارتباط بیشتر و نزدیک تر مخاطبان با بخش فارسی بی‏بی‏سی به دلیل اعتبار و شهرت از سویی و سهولت دسترسی به آن از سوی دیگر.

در مباحث آینده به این نکته خواهیم پرداخت که چرا مخاطب نمونه جامعه ایرانی ترجیح می دهد تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی را از میان شبکه های تلویزیونی تماشا کند ولی شاید اشاره به یک یافته تازه بیراه نباشد؛ یکی از گزارشهای اخیر منتشر شده در مرکز تحقیقات صدا و سیما حتی با وجود دستکاریها و چینش هایی که در زمینه نتایج نظرسنجی های دائمی صورت می گیرد حاکی ست از میزان اعتماد مخاطبان به صحت اخبار سیمای جمهوری اسلامی به نسبت فصل گذشته کاسته شده است. فقدان مشروعیت و اعتمادبخشی رسانه های داخلی جمهوری اسلامی به دلیل سانسور آشکار و علنی حاکم برآنها سبب شده است که رسانه های فراملی و آلترناتیو از اعتبار بیشتری نزد مخاطبان برخوردار شوند اما در این میان مخاطبان هر نوع رسانه، ویژگی ها، خصائص و نیازهای خاص خود را دارند، ویژگی عمده مخاطبان تلویزیون ماهواره ای آن است که بطور معمول متعلق به طبقه متوسط هستند و از آن برای بهرمندی از مسائل روز و سرگرمی استفاده می کنند تا نیازهایی که توسط شبکه های داخلی تامین نمی شوند و می توانند بخشی از نیازهای دوازده گانه بالا باشند را برآورده سازند.

بنابراین تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی باید در محدوده نوع برنامه های خود نیازهای مخاطب هدف خود را برآورد نیازهایی که تامین آنها نه از شبکه های داخلی و نه لس آنجلسی و نه صدای آمریکا برمی آید، این رویکرد در مخاطب شناسی می تواند نقطه شروع خوبی برای این رسانه تازه باشد.

ساختار(یک نگاه مقدماتی)

با آنکه هنوز تنوع زیادی در برنامه های غیرخبری و تولیدی این شبکه به چشم نمی خورد اما با نگاهی به همین برنامه های پخش شده می توان دریافت که اغلب آنها ساختاری حرفه ای دارند و می توان آن را در چارچوب و استاندارد کیفی بی‏بی‏سی قرار داد.

تا همین جا هم بی‏بی‏سی فارسی با هشت ساعت پخش روزانه از بی‏بی‏سی عربی با امکانات، سابقه و بودجه بیشتر در برنامه سازی بسیار موفق تر عمل کرده است.

نگاهی به کنداکتور و برنامه های تلویزیونی بخش عربی نشانگر آن است که تولید غیرخبری روتین در این شبکه بسیار کمتر از بخش فارسی در نظر گرفته شده است و مخاطبان عرب زبان این شبکه تقریبا جز اخبار و برنامه های سیاسی چیز دیگری از آن نمی بینند.

اما اخبار در تلویزیون فارسی، تنها حدود پنجاه درصد از برنامه های این شبکه را تشکیل می دهد که در یک نگاه گذرا می توان گفت که تا به اینجا بهترین شکل ارائه خبر تلویزیونی را به نمایش گذاشته است.

در بخش دوم بطور مشخص یکی از برنامه های خبری این شبکه را مورد بررسی قرار خواهیم داد اما در اینجا به بخشی از مشخصه های بارز اخبار در بی‏بی‏سی اشاره می کنیم:

* اجرا: مجریان اخبار بی‏بی‏سی بی اغراق اگر بهترین مجریان تاریخ تلویزیون در ایران نباشند، یکی از بهترین ها هستند. این درحالی است که اغلب آنها تاکنون هیچ تجربه اجرای تلویزیونی نداشته اند، با این حال شیوه بیان، ارتباط برقرار کردن و اعتماد به نفس آنها قابل توجه است. هرچند که برخی از آنها هنوز روی تن صدا و شیوه اجرای خود تسلط کافی ندارند اما در مقایسه با مجریان شبکه های تلویزیونی فارسی زبان به مراتب بهتر هستند و دست کمی از مجریان با سابقه بی‏بی‏سی هم ندارند.

* اصالت: اخبار در این تلویزیون بنا بر سنت بی‏بی‏سی تا حد ممکن اصیل است، یعنی اولین منبع خبر خبرنگاران بی‏بی‏سی هستند این امر سبب می شود که مخاطب اعتبار و اهمیت بیشتری برای اخبار آن قائل شود. اولین بخش خبری این شبکه هم بطرزی چشمگیر با چندین گزارش زنده از خبرنگاران اختصاصی این شبکه در گوشه و کنار جهان پخش شد. چند روز بعد این شبکه تازه تاسیس مراسم تحلیف رئیس جمهور آمریکا را بطور مستقیم پخش کرد که شروع درخشانی به حساب آمد.

* پردازش: شیوه پردازش خبر، گفتگو در استودیو، ارتباط مستقیم و زنده ویدئویی(ونه تلفنی)، گرافیک های درخشان برای کپشن های خبری و مجموعه چیدمان حرفه ای و دینامیک آن بلافاصله تفاوت آن را با بخش های خبری موجود در شبکه های دیگر نشان می دهد.

* تنوع: سوئیچ از هارد نیوز به سافت نیوز (نرم خبر) و انتخاب اغلب مناسب این سافت نیوزها متناسب با سلیقه مخاطبان جوان و تنوع چشمگیر در بخش خبری در استفاده از همه شیوه های اجرا، تولیدو پخش با وجود امکانات محدود نشانگر درک اصولی مدیران آن در اهمیت تنوع بخشی و استفاده از همه قابلیت های موجود برای ایجاد آن دارد.

* خلاقیت: سردبیری و تهیه کنندگی برنامه خبری تلویزیونی نیازمند خلاقیت است، بی‏بی‏سی فارسی تا به اینجا نشان داده است که از خلاقیت کافی برای بومی سازی خبر،ارتباط با مخاطب و تولید رپرتاژ ویژه برخوردار است، امری که باز به دلایل بسیار منحصر به فرد است.

با نگاهی گذرا به ساختار پخش در این شبکه می توان حدس زد که بسیاری از مخاطبان جوان تر ترجیح خواهند داد حداقل اخبار را از این شبکه تلویزیونی تماشا کنند زیرا به نظر می رسد که برای نخستین بار خبرتلویزیونی (به معنای تصویر، درگیرسازی،ارتباط یابی و عینیت) به معنای صحیح خود در این شبکه عرضه می شود.

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی و چالش های پیش رو

نگاهی به نخستین ویدئوی آموزشی بی‏بی‏سی فارسی

نگاهی به اخبار 20.30 شبکه دوم

نگاهی به برنامه صبحگاهی رادیو صدای آمریکا

بررسی تطبیقی سایت های عمده خبری فارسی (بخش اول)

بررسی تطبیقی سایت های عمده خبری فارسی (بخش دوم)

پانویس ها:

1– ضیاء اتابای، کنفرانس انجمن پژوهشگران ایران، دانشگاه واشنگتن، واشنگتن، 2006

2- استفاده از شیوه نظرسنجی تلفنی به ویژه برای کشورهایی نظیر ایران از نظر اعتبار و روایی روشی چندان قابل اعتماد نیست و به یافته های آن نمی توان کاملا استناد کرد.

3- امید حبیبی نیا، رهیافت هایی برای برنامه سازی برای جوانان، اداره کل پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، 1381

منتشر شده در: گویا و    ایرانیان یازدهم بهمن ماه 1387

Advertisements

تلویزیون فارسی بی بی سی، «ویراژ» و چالش های روبرو

پیرامون راه‌اندازی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی

آغاز به کار تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی از روز چهارشنبه، رخداد مهمی در تاریخ ارتباطات ایران به شمار می‏رود اما این رسانه تازه قبل از آغاز با چالش‏های اعتبار، مشروعیت، سیاستگزاری، دروازه‏بانی/برجسته‏سازی و نیز نیروهای انسانی روبروست، چالش‏هایی که شاید سرویس فارسی بی‏بی‏سی هرگز عمق و گستردگی آن را تا به این حد جدی نیافته بود زیرا تا به حال رسانه ای چنین تاثیرگذار در اختیار نداشت.


Source: BBCPERSIAN

تلویزیون، رسانه ای است که همه اعضای خانواده را گرد هم می آورد و برخلاف رادیو، مطبوعات،اینترنت و کتاب که کم و بیش مخاطب را از دنیای اطراف جدا می سازد، تلویزیون رسانه ای سرد است که همگان را پای خود می نشاند.

سرویس فارسی بی‏بی‏سی به خوبی می داند که با چنین رسانه ای دایره مخاطب سازی و نفوذ خود را در بین سه کشور فارسی زبان و همچنین فارسی زبان های ساکن دیگر کشورها گسترش می دهد و این خود به نوعی در کنار دو رسانه دیگرش ممکن است به اعتباری مضاعف منجر شود.

واقعیت این است که بی‏بی‏سی در ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است، سه دهه پیش رادیوی فارسی بی‏بی‏سی در ابتدای اوج گیری انقلاب که با سانسور مطبوعات همزمان بود تنها رسانه ای بود که برخی از وقایع روز را پوشش می داد، با این که در دوران کوتاه موسوم به بهار آزادی مطبوعات در ایران (که واقعا منحصر به همان بهار 1358 همراه با حملات گاه و بیگاه چماقداران به مطبوعات باقی ماند) از نقش و محبوبیت این رادیو کاسته شد، اما با آغاز دوران سرکوب و خفقان و در طول دوران جنگ و دهه شصت بار دیگر بسیاری از مردم به رادیوهای موج کوتاه خود پناه بردند.

به این ترتیب رادیو بی‏بی‏سی تقریبا تنها رادیویی باقی ماند که در هنگامه خفقان و سرکوب امکان دسترسی به برخی از اخبار و گزارشهای روز از طریق آن میسر بود. اما این رادیو در اواسط دهه هفتاد با چالشی عمده روبرو شد، شیوه تولید، قالب و لحن برنامه هایش همسان با رشد جمعیت جوان کشور به پیش نرفته و بسیار عقب مانده بود، پس رادیویی شد برای بازنشستگان و میانسالان. ورود مطبوعات دوم خردادی و پدیداری فضای کم و بیش بهتر برای مطبوعات زیر نظر وابستگان به حاکمیت و رونق این گونه مطبوعات نیز مزید علت شد، پس بی‏بی‏سی دست به خانه تکانی زد و با وارد کردن نسلی جوان تر و سپردن سکان کشتی به دست آنها تلاش کرد که 65درصد از جمعیت کشوری را که بطور بالقوه از دست داده بود به نوعی جذب برنامه های خود سازد. امری که با آغاز به کار سایت فارسی ش به تدریج به اعتبار و اهمیت آن افزود. در اوایل دهه 80 میزان شنوندگان ثابت رادیو فارسی بی‏بی‏سی در ایران براساس نظرسنجی های دائمی صدا و سیما حدود 5 درصد و میزان مخاطبان دائمی وب سایت ش بیش از پنجاه و پنج درصد از جمعیت 16 میلیون نفری کاربران اینترنت برآورد می شد. این میزان نفوذ حتی با از راه رسیدن رقیب تازه یعنی رادیوی جوان پسند و تازه از راه رسیده ای چون رادیو فردا که با فرمت موسیقی+خبر آغاز به کار کرده بود نیز قابل مقایسه نبود.

با این حال فیلتر کردن سایت فارسی بی‏بی‏سی با وجود مذاکرات و رایزنی های فراوان ضربه سنگینی به شمار مخاطبان سایت فارسی بی‏بی‏سی وارد آورد و میزان مخاطبان آن را به حدود یک سوم از داخل ایران کاهش داد. با این همه سایت فارسی بی‏بی‏سی با حدود 14 میلیون صفحه بازدید شده هفتگی و حدود 20 میلیون بازدیدکننده ماهیانه که نزدیک به چهل درصد از آنها از داخل کشور هستند، همچنان پرطرفدارترین سایت خبری فارسی زبان در خارج از ایران باقی ماند.

پس از ورود تلویزیون عربی بی‏بی‏سی، راه برای پیگیری راه اندازی تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی هموارتر شد و سرانجام در سال 2006 با موافقت نهایی وزرات خارجه و تصویب بودجه سالیانه برای آن عملا کار تدارک آن آغاز شد.

اما از همان آغاز چند چالش عمیق پیش روی برنامه ریزان و گردانندگان این تلویزیون قرار داشت: نیروی انسانی، تعامل با حکومت ایران و شیوه تولید.

گردانندگان تلویزیون و بخش فارسی بی‏بی‏سی به دلایلی که مجال بررسی آن در اینجا نیست و بخشی از آن به سرعت و استرس شدید کار تدارکات در کنار پیش بردن همزمان دو سرویس آن لاین و رادیو مربوط می شود ترجیح دادند در برابر موانع و معضلات پیش رو از روش دور زدن یا «ویراژ دادن» بهره بگیرند.

تکلیف نیروی انسانی را از همان آغاز با انتخاب دوستان و آشنایان روشن کردند، در ثانی بخش فارسی برای نخستین بار در تاریخ هفتاد ساله خود تصمیم گرفته بود حال که در برابر تلویزیون همه در معرض دید قرار دارند، کارکنان خود را بطور کامل (و بدون اسم مستعار) معرفی کند تا دچار پلیس بازیهای تخیلی سایت های نه چندان خوشنام حکومتی نشود و از سوی دیگر برای جمهوری اسلامی نیز روشن سازد که همه نیروهای این شبکه تلویزیونی «بی خطر» هستند.

تضمین راه اندازی کم دردسر شبکه تلویزیونی که پروژه ای بزرگ بود آن قدر برای مدیران بخش فارسی اهمیت داشت که ترجیح دادند تا بیش از همه به دنبال «کارمند» باشند تا روزنامه نگاران تلویزیونی و حرفه ای.

دومین چالش پیش روی بی‏بی‏سی حکومت ایران بود، رایزنی های گسترده با مقامات و سفارت جمهوری اسلامی در اواخر سال 1386 کم کم به این باور دامن زد که دولت احمدی نژاد با فعالیت تلویزیون فارسی زبان مخالفتی ندارد. این باور به ویژه پس از سفر ریچارد سمبروک به ایران و سخنرانی ش در نهمین جشنواره بین المللی رادیو در اصفهان و رایزنی هایی که با مقامات جمهوری اسلامی صورت گرفت، تقویت شد.

با این حال پیگیریهای سرویس جهانی بی‏بی‏سی برای ایجاد دفتر مستقل بخش فارسی در تهران با تعلل های وزارت ارشاد روبرو شد، اما درست در زمانی که بخشی از کارکنان بخش فارسی آماده می شدند تا به ساختمان تازه ساز برادکستنیگ هاس در نزدیکی آکسفورد استریت اسباب کشی کنند ناگهان با موضع گیری خبرگزاریهای فارس و ایرنا و روزنامه کیهان و متعاقب آن اعلامیه وزارت ارشاد و هشدار به روزنامه نگاران مبنی بر عدم همکاری با بی‏بی‏سی روبرو شدند که در عمل شائبه هر گونه تعامل، توافق یا مدارای علنی با دولت فعلی را از میان برد. در نتیجه تکلیف دروازه بانان روشن شد: دفتری در تهران در کار نخواهد بود، این بدان معناست که تلویزیون فارسی ناچار است محدود به گزارشهای دفتر بی بی سی در تهران و رسیدن گاه و بی گاه تکه فیلم هایی از ایران و یا همکاری گاه و بیگاه برخی از برنامه سازان و روزنامه نگاران کم سابقه تر که چندان در تیررس نیستند، بماند.

امری که از یک طرف سبب نگرانی مدیران این شبکه می شد و از سوی دیگر آنها را بیشتر به تولیدات دست دوم نزدیک تر می کرد، رویکردی که با تاکتیک «ویراژ» البته سازگارتر بود.

شیوه تولید، سومین چالشی بود که دست اندارکان بخش فارسی با آن روبرو بودند، نتایج نظرسنجی که من به ابتکار شخصی در سال 1386 انجام دادم و در نوع خود از نظر فراوانی و اهمیت کم سابقه بود حاکی بود که اغلب دانشجویان ترجیح می دهند تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی در کنار برنامه های خبری و سیاسی حداقل نیمی از برنامه های خود را به برنامه های سرگرم کننده و فرهنگی وهنری اختصاص دهد امری که به دلایل گوناگون و از جمله نیاز به مخاطبان جوان تری که اعضای خانواده را پای برنامه های این شبکه تازه بنشانند، با استقبال روبرو شد.

از سوی دیگر تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با دو محدودیت دیگر روبرو بود: پرداخت تلویزیونی و فقدان ارتباط ارگانیک با ایران به عنوان مهم ترین پایگاه تولید برنامه.

با توجه به نوع نیروی انسانی حاضر و نیز محدودیتهای فنی موجود، این رسانه چاره ای ندارد جز آنکه برای تولید برنامه های متنوع و روتین خود به شرکت های تولیدی سفارش بدهد ، چیزی که تفاوت بارز این شبکه را با تقریبا همه شبکه های تلویزیونی فارسی زبان موجود نشان می دهد در غیر این صورت برنامه های تلویزیونی این شبکه در بهترین حالت بدل به برنامه های تالک شوی صدای آمریکا خواهد شد که با وجود حرفه ای بودن و پرداخت تلویزیونی به دلیل غلبه بیش از این حد این فرمت در طول برنامه ها و یکنواختی شدید آنها در کوتاه مدت، سبب دلزدگی و فرار مخاطب خواهد شد.

از دیگر سو بی‏بی‏سی باز هم چاره ای ندارد جز آنکه بخش مهمی از برنامه های مستند، گزارشهای فرهنگی و اجتماعی و نیز کلیپ ها و فیلم های کوتاه خود را به بیرون سفارش بدهد، امری که به خودی خود هم سبب تعامل بیشتر با مخاطب و هم تنوع بی رقیب برنامه های آن خواهد شد.

در کنار این ها بی‏بی‏سی از دو پشتوانه بسیار موثر برخوردار است: سیستم آموزشی درخشان و پشتیبانی بی نظیر پوشش رسانه ای، همین دو مورد کافی ست که در صورت استفاده بهینه از آنها، این شبکه تلویزیونی تازه را در همان ابتدا با استقبال مخاطبانی که گفته می شود در شهرهای بزرگ جمعیت آنها بالقوه به 60درصد ساکنان می رسد، روبرو سازد.

با اینکه پروموی ابتدایی این شبکه مایوس کننده است ( مثلا نگاه کنید به نوع انتخاب تصاویر و تدوین شمارش معکوس بومی شده خبر در این شبکه و اصل آن در بی‏بی‏سی) و از هم اکنون صدای برخی از منتقدان را درآورده است، اما این انتخاب را تا پیش از پخش یک ماهه نخست برنامه های این شبکه، تنها می توان نوعی کج سلیقگی و شتاب تلقی کرد تا کار نابلدی.

حتی اگر اشکالات ویدئوی آموزشی بخش فارسی را نیز نادیده بگیریم، به نظر می رسد که تا همین جا هم بی‏بی‏سی فارسی از 48 رقیب دیگر خود حداقل یک سر و گردن بالاتر است، هر چند که مقایسه شبکه ای با 140 کارمند و بودجه ای معادل پانزده میلیون پوند با شبکه های لس آنجلسی که بهترین برنامه های روی آنتن شان ویدئوکلیپ های خوانندگان غربی و لس آنجلسی ست، نادرست است.

برای من که سالهاست با بی‏بی‏سی از «دور، نزدیک ، بسیار نزدیک و بسیار دور» همراه بوده ام، آغاز به کار تلویزیون فارسی ش رخدادی خجسته به شمار می آید که طبعا تاثیر خود را بر فضای رسانه ای کشور و بازار آن خواهد گذاشت و به اعتقاد من به شرط استفاده بهینه از توانمندیها، فرصت ها و سیاست گزاریها و روش های بخردانه به سرعت می تواند عرصه رسانه های کشور را به ویژه در زمینه رسانه های تصویری به سمت حرفه ای تر شدن و تعاملی تر شدن پیش ببرد.

مسلما در این باره به عنوان یکی از کسانی که از آغاز پی‏گیر آن بوده ام، در فرصت های آتی خواهم نوشت و منتقدان دیگر نیز نقاط ضعف و قوت آن را زیر ذره بین قرار خواهند داد و به دروازه بانان این «نخستین تلویزیون حرفه ای» خارج از کشور فرصت بازنگری و مداقه در کار خود را خواهند داد، رابطه ای که در نهایت به تقویت فضای رسانه ای پارسی زبان خواهد انجامید و به بالندگی، چند صدایی و تکثرگرایی به هر روی یاری خواهد رساند.

منتشر شده در: زمانه

متن حاضر با متن مندرج در سایت رادیو زمانه کمی متفاوت است.