تلویزیون فارسی بی بی سی، «ویراژ» و چالش های روبرو

پیرامون راه‌اندازی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی

آغاز به کار تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی از روز چهارشنبه، رخداد مهمی در تاریخ ارتباطات ایران به شمار می‏رود اما این رسانه تازه قبل از آغاز با چالش‏های اعتبار، مشروعیت، سیاستگزاری، دروازه‏بانی/برجسته‏سازی و نیز نیروهای انسانی روبروست، چالش‏هایی که شاید سرویس فارسی بی‏بی‏سی هرگز عمق و گستردگی آن را تا به این حد جدی نیافته بود زیرا تا به حال رسانه ای چنین تاثیرگذار در اختیار نداشت.


Source: BBCPERSIAN

تلویزیون، رسانه ای است که همه اعضای خانواده را گرد هم می آورد و برخلاف رادیو، مطبوعات،اینترنت و کتاب که کم و بیش مخاطب را از دنیای اطراف جدا می سازد، تلویزیون رسانه ای سرد است که همگان را پای خود می نشاند.

سرویس فارسی بی‏بی‏سی به خوبی می داند که با چنین رسانه ای دایره مخاطب سازی و نفوذ خود را در بین سه کشور فارسی زبان و همچنین فارسی زبان های ساکن دیگر کشورها گسترش می دهد و این خود به نوعی در کنار دو رسانه دیگرش ممکن است به اعتباری مضاعف منجر شود.

واقعیت این است که بی‏بی‏سی در ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است، سه دهه پیش رادیوی فارسی بی‏بی‏سی در ابتدای اوج گیری انقلاب که با سانسور مطبوعات همزمان بود تنها رسانه ای بود که برخی از وقایع روز را پوشش می داد، با این که در دوران کوتاه موسوم به بهار آزادی مطبوعات در ایران (که واقعا منحصر به همان بهار 1358 همراه با حملات گاه و بیگاه چماقداران به مطبوعات باقی ماند) از نقش و محبوبیت این رادیو کاسته شد، اما با آغاز دوران سرکوب و خفقان و در طول دوران جنگ و دهه شصت بار دیگر بسیاری از مردم به رادیوهای موج کوتاه خود پناه بردند.

به این ترتیب رادیو بی‏بی‏سی تقریبا تنها رادیویی باقی ماند که در هنگامه خفقان و سرکوب امکان دسترسی به برخی از اخبار و گزارشهای روز از طریق آن میسر بود. اما این رادیو در اواسط دهه هفتاد با چالشی عمده روبرو شد، شیوه تولید، قالب و لحن برنامه هایش همسان با رشد جمعیت جوان کشور به پیش نرفته و بسیار عقب مانده بود، پس رادیویی شد برای بازنشستگان و میانسالان. ورود مطبوعات دوم خردادی و پدیداری فضای کم و بیش بهتر برای مطبوعات زیر نظر وابستگان به حاکمیت و رونق این گونه مطبوعات نیز مزید علت شد، پس بی‏بی‏سی دست به خانه تکانی زد و با وارد کردن نسلی جوان تر و سپردن سکان کشتی به دست آنها تلاش کرد که 65درصد از جمعیت کشوری را که بطور بالقوه از دست داده بود به نوعی جذب برنامه های خود سازد. امری که با آغاز به کار سایت فارسی ش به تدریج به اعتبار و اهمیت آن افزود. در اوایل دهه 80 میزان شنوندگان ثابت رادیو فارسی بی‏بی‏سی در ایران براساس نظرسنجی های دائمی صدا و سیما حدود 5 درصد و میزان مخاطبان دائمی وب سایت ش بیش از پنجاه و پنج درصد از جمعیت 16 میلیون نفری کاربران اینترنت برآورد می شد. این میزان نفوذ حتی با از راه رسیدن رقیب تازه یعنی رادیوی جوان پسند و تازه از راه رسیده ای چون رادیو فردا که با فرمت موسیقی+خبر آغاز به کار کرده بود نیز قابل مقایسه نبود.

با این حال فیلتر کردن سایت فارسی بی‏بی‏سی با وجود مذاکرات و رایزنی های فراوان ضربه سنگینی به شمار مخاطبان سایت فارسی بی‏بی‏سی وارد آورد و میزان مخاطبان آن را به حدود یک سوم از داخل ایران کاهش داد. با این همه سایت فارسی بی‏بی‏سی با حدود 14 میلیون صفحه بازدید شده هفتگی و حدود 20 میلیون بازدیدکننده ماهیانه که نزدیک به چهل درصد از آنها از داخل کشور هستند، همچنان پرطرفدارترین سایت خبری فارسی زبان در خارج از ایران باقی ماند.

پس از ورود تلویزیون عربی بی‏بی‏سی، راه برای پیگیری راه اندازی تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی هموارتر شد و سرانجام در سال 2006 با موافقت نهایی وزرات خارجه و تصویب بودجه سالیانه برای آن عملا کار تدارک آن آغاز شد.

اما از همان آغاز چند چالش عمیق پیش روی برنامه ریزان و گردانندگان این تلویزیون قرار داشت: نیروی انسانی، تعامل با حکومت ایران و شیوه تولید.

گردانندگان تلویزیون و بخش فارسی بی‏بی‏سی به دلایلی که مجال بررسی آن در اینجا نیست و بخشی از آن به سرعت و استرس شدید کار تدارکات در کنار پیش بردن همزمان دو سرویس آن لاین و رادیو مربوط می شود ترجیح دادند در برابر موانع و معضلات پیش رو از روش دور زدن یا «ویراژ دادن» بهره بگیرند.

تکلیف نیروی انسانی را از همان آغاز با انتخاب دوستان و آشنایان روشن کردند، در ثانی بخش فارسی برای نخستین بار در تاریخ هفتاد ساله خود تصمیم گرفته بود حال که در برابر تلویزیون همه در معرض دید قرار دارند، کارکنان خود را بطور کامل (و بدون اسم مستعار) معرفی کند تا دچار پلیس بازیهای تخیلی سایت های نه چندان خوشنام حکومتی نشود و از سوی دیگر برای جمهوری اسلامی نیز روشن سازد که همه نیروهای این شبکه تلویزیونی «بی خطر» هستند.

تضمین راه اندازی کم دردسر شبکه تلویزیونی که پروژه ای بزرگ بود آن قدر برای مدیران بخش فارسی اهمیت داشت که ترجیح دادند تا بیش از همه به دنبال «کارمند» باشند تا روزنامه نگاران تلویزیونی و حرفه ای.

دومین چالش پیش روی بی‏بی‏سی حکومت ایران بود، رایزنی های گسترده با مقامات و سفارت جمهوری اسلامی در اواخر سال 1386 کم کم به این باور دامن زد که دولت احمدی نژاد با فعالیت تلویزیون فارسی زبان مخالفتی ندارد. این باور به ویژه پس از سفر ریچارد سمبروک به ایران و سخنرانی ش در نهمین جشنواره بین المللی رادیو در اصفهان و رایزنی هایی که با مقامات جمهوری اسلامی صورت گرفت، تقویت شد.

با این حال پیگیریهای سرویس جهانی بی‏بی‏سی برای ایجاد دفتر مستقل بخش فارسی در تهران با تعلل های وزارت ارشاد روبرو شد، اما درست در زمانی که بخشی از کارکنان بخش فارسی آماده می شدند تا به ساختمان تازه ساز برادکستنیگ هاس در نزدیکی آکسفورد استریت اسباب کشی کنند ناگهان با موضع گیری خبرگزاریهای فارس و ایرنا و روزنامه کیهان و متعاقب آن اعلامیه وزارت ارشاد و هشدار به روزنامه نگاران مبنی بر عدم همکاری با بی‏بی‏سی روبرو شدند که در عمل شائبه هر گونه تعامل، توافق یا مدارای علنی با دولت فعلی را از میان برد. در نتیجه تکلیف دروازه بانان روشن شد: دفتری در تهران در کار نخواهد بود، این بدان معناست که تلویزیون فارسی ناچار است محدود به گزارشهای دفتر بی بی سی در تهران و رسیدن گاه و بی گاه تکه فیلم هایی از ایران و یا همکاری گاه و بیگاه برخی از برنامه سازان و روزنامه نگاران کم سابقه تر که چندان در تیررس نیستند، بماند.

امری که از یک طرف سبب نگرانی مدیران این شبکه می شد و از سوی دیگر آنها را بیشتر به تولیدات دست دوم نزدیک تر می کرد، رویکردی که با تاکتیک «ویراژ» البته سازگارتر بود.

شیوه تولید، سومین چالشی بود که دست اندارکان بخش فارسی با آن روبرو بودند، نتایج نظرسنجی که من به ابتکار شخصی در سال 1386 انجام دادم و در نوع خود از نظر فراوانی و اهمیت کم سابقه بود حاکی بود که اغلب دانشجویان ترجیح می دهند تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی در کنار برنامه های خبری و سیاسی حداقل نیمی از برنامه های خود را به برنامه های سرگرم کننده و فرهنگی وهنری اختصاص دهد امری که به دلایل گوناگون و از جمله نیاز به مخاطبان جوان تری که اعضای خانواده را پای برنامه های این شبکه تازه بنشانند، با استقبال روبرو شد.

از سوی دیگر تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با دو محدودیت دیگر روبرو بود: پرداخت تلویزیونی و فقدان ارتباط ارگانیک با ایران به عنوان مهم ترین پایگاه تولید برنامه.

با توجه به نوع نیروی انسانی حاضر و نیز محدودیتهای فنی موجود، این رسانه چاره ای ندارد جز آنکه برای تولید برنامه های متنوع و روتین خود به شرکت های تولیدی سفارش بدهد ، چیزی که تفاوت بارز این شبکه را با تقریبا همه شبکه های تلویزیونی فارسی زبان موجود نشان می دهد در غیر این صورت برنامه های تلویزیونی این شبکه در بهترین حالت بدل به برنامه های تالک شوی صدای آمریکا خواهد شد که با وجود حرفه ای بودن و پرداخت تلویزیونی به دلیل غلبه بیش از این حد این فرمت در طول برنامه ها و یکنواختی شدید آنها در کوتاه مدت، سبب دلزدگی و فرار مخاطب خواهد شد.

از دیگر سو بی‏بی‏سی باز هم چاره ای ندارد جز آنکه بخش مهمی از برنامه های مستند، گزارشهای فرهنگی و اجتماعی و نیز کلیپ ها و فیلم های کوتاه خود را به بیرون سفارش بدهد، امری که به خودی خود هم سبب تعامل بیشتر با مخاطب و هم تنوع بی رقیب برنامه های آن خواهد شد.

در کنار این ها بی‏بی‏سی از دو پشتوانه بسیار موثر برخوردار است: سیستم آموزشی درخشان و پشتیبانی بی نظیر پوشش رسانه ای، همین دو مورد کافی ست که در صورت استفاده بهینه از آنها، این شبکه تلویزیونی تازه را در همان ابتدا با استقبال مخاطبانی که گفته می شود در شهرهای بزرگ جمعیت آنها بالقوه به 60درصد ساکنان می رسد، روبرو سازد.

با اینکه پروموی ابتدایی این شبکه مایوس کننده است ( مثلا نگاه کنید به نوع انتخاب تصاویر و تدوین شمارش معکوس بومی شده خبر در این شبکه و اصل آن در بی‏بی‏سی) و از هم اکنون صدای برخی از منتقدان را درآورده است، اما این انتخاب را تا پیش از پخش یک ماهه نخست برنامه های این شبکه، تنها می توان نوعی کج سلیقگی و شتاب تلقی کرد تا کار نابلدی.

حتی اگر اشکالات ویدئوی آموزشی بخش فارسی را نیز نادیده بگیریم، به نظر می رسد که تا همین جا هم بی‏بی‏سی فارسی از 48 رقیب دیگر خود حداقل یک سر و گردن بالاتر است، هر چند که مقایسه شبکه ای با 140 کارمند و بودجه ای معادل پانزده میلیون پوند با شبکه های لس آنجلسی که بهترین برنامه های روی آنتن شان ویدئوکلیپ های خوانندگان غربی و لس آنجلسی ست، نادرست است.

برای من که سالهاست با بی‏بی‏سی از «دور، نزدیک ، بسیار نزدیک و بسیار دور» همراه بوده ام، آغاز به کار تلویزیون فارسی ش رخدادی خجسته به شمار می آید که طبعا تاثیر خود را بر فضای رسانه ای کشور و بازار آن خواهد گذاشت و به اعتقاد من به شرط استفاده بهینه از توانمندیها، فرصت ها و سیاست گزاریها و روش های بخردانه به سرعت می تواند عرصه رسانه های کشور را به ویژه در زمینه رسانه های تصویری به سمت حرفه ای تر شدن و تعاملی تر شدن پیش ببرد.

مسلما در این باره به عنوان یکی از کسانی که از آغاز پی‏گیر آن بوده ام، در فرصت های آتی خواهم نوشت و منتقدان دیگر نیز نقاط ضعف و قوت آن را زیر ذره بین قرار خواهند داد و به دروازه بانان این «نخستین تلویزیون حرفه ای» خارج از کشور فرصت بازنگری و مداقه در کار خود را خواهند داد، رابطه ای که در نهایت به تقویت فضای رسانه ای پارسی زبان خواهد انجامید و به بالندگی، چند صدایی و تکثرگرایی به هر روی یاری خواهد رساند.

منتشر شده در: زمانه

متن حاضر با متن مندرج در سایت رادیو زمانه کمی متفاوت است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s