بدرود تئو آنگلوپولوس!

نمی دانم چرا خبرهای بد آن قدر زود آدم را پیدا می کنند، یقه آدم را می گیرند و توی چشم هایت زل می زنند!

تئوآنجلوپلوس برنده نخل طلای جشنواره کن

خواستم سری به گاردین بزنم که با دیدن تیتر صفحه فیلم ش خشکم زد: تئودور آنگلو ‍پولوس در سانحه رانندگی درگذشت!

آنگلوپولوس را از سفر به سیترا می شناختم، فیلم هایش را کم و بیش می شد این طرف و آن طرف توی این سالن دانشکده سینما یا آن سو در فیلمخانه یافت، تا که در جشنواره فجر چشم اندازی در مه ش را دیدم و تنها همین فیلم کافی بود تا  سینمای آنگلوپولوس را دوست داشته باشم. چشم اندازی در مه زبان دیگری به سینما افزود که با کمپوزیسیون شاعرانه ش همچون شعری تصویرشده به نظر می آمد.

تئوآنگلوپولوس در دانشگاه آتن  دانشجویی  چپ گرا شناخته می شد، پس از تحصیل در رشته حقوق، به پاریس رفت و وارد مدرسه فیلمسازی ایدک شد و از همان زمان کارش را به عنوان منتقد فیلم و روزنامه نگار آغاز کرد. پس از بازگشت به آتن همچنین اولین فیلم کوتاهش را نیز ساخت که مدتی بعد توقیف شد. پس از کودتای نظامی در یونان با ساختن فیلم هایی چون بازیگران دوره گرد سیطره فرهنگی دیکتاتوری را به چالش کشید و همزمان توسط حکومت سرهنگ ها، روزنامه ش توقیف و از ادامه شغل روزنامه نگاری بازداشته شد.

آنگلوپولوس در این زمان سبک شخصی ش در روایت و همچنین نماهای طولانی را شکل بخشید. پس از چشم اندازی در مه که با تحسین منتقدان و جایزه شیر نقره ای جشنواره ونیز روبرو شد، خیرگی اولیس را ساخت که جایزه بزرگ جشنواره کن و منتقدان را از آن خود ساخت. جاودانگی و یک روز آخرین فیلم او در باره شاعری ست که آخرین روزهای زندگی خود را سپری می کند بار دیگر جایزه نخل طلای کن را برای او به ارمغان آورد.

پس از سالها آنگلوپولوس در حال ساخت فیلم دیگری بود که فیلم زندگی خودش در حادثه ای غیرمترقبه ناگهان به پایان رسید.

بدرود آنگلوپولوس محبوب من، بدون تو سینما همیشه چیزی کم دارد!

امید حبیبی نیا، پنجم بهمن ماه ۱۳۹۰

Advertisements

6 دیدگاه برای “بدرود تئو آنگلوپولوس!

  1. الان سرم داره به شدت تیر میکشه، مثل اون روزی که هم خبر رفتن برگمان اومد هم آنتونیونی. از در و دیوار خبر بد میریزه، حالا چه جغرافیایی چه فرا جعرافیایی.

  2. با اینکه مخالف مصادره ی ناسیونالیستی فیلم و کلا اثر هنری هستم ولی بازم درود به اصغر فرهادی که هرازگاهی رگبار خبرای بد رو قطع میکنه.

  3. pesar khalat boode migi saret tir mikeshe, mamlekat nabood shode, in hame azadi khah too iran miran zendan ya koshte mishan, oon vaght baziya ba fote teodor sareshoon tir mikeshe. jalal khalegh!

  4. na azizam man vase pesar khalam saram tir nemikeshe! vali oosoolan dalili nadare chon mamlekat vazesh ine, chon miro sheykh vazeshoon oone, chon in hame khoooooob too habsan, vase chize digei narahat nashod! mozooha ro ba ham ghati nakonim. shoma ke injoori migi, begoo bebinam, 3rd hale sahabi koja boodi?7th chi? vase hejazi rafti azadi? oon 3 ta 3 shambeye maskhare hadeghal vaght gozashti beri biroon?

  5. مدتي من نبودم كه مرتب سر بزنم به اين سايت……
    حتما اميد بيشتر از من سينما رو مي شناسه….ولي منم خونه خواهرم بودم كه اس ام اس مرگ تئو آنجلو پولوس به من رسيد……شايد حرفي كه مي خوام بزنم خنده دار باشه ولي سال ها پيش كه اصفهان بودم از كلوپ مجاز كه تازه را افتاده بود و كلا 13 فيلم داشت….. چشم اندازي در مه و چند روز بعد گام معلق لك لك ها رو ديدم و بيشترين گريه ي زندگي من مربوط به اين فيلم ها بود…
    من شنيدم ناراحت شدم
    آره خيلي ناراحت شدم….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s