My Life to Live

حال ما خوب است، اما تو باور نکن!

به مناسبت روز جهانی بهداشت روانی

امید حبیبی نیا

روزنامه نگار و کارشناس روانشناسی بالینی

از قدیم گفته اند هر کسی دلش شاد باشد کمتر بیمار می شود، بیماریهای روانی و بیماریهای روانی- جسمانی هم اکنون یکی از خطرناکترین و مرگبارترین بیماریهای شایع در جهان هستند که گاه نه فقط به مرگ بیمار بلکه به کشته شدن دیگران مانند حادثه تیراندازی در کالج اومکاوا یا خودکشی کمک خلبان جرمن وینگز نیز منجر می شوند.

سازمان بهداشت جهانی روز دهم اکتبر ( ۱۸مهر ماه) را برای آگاه سازی مردم نسبت به اهمیت بهداشت روانی در سلامت اجتماعی روز جهانی بهداشت روانی نامیده است، این روز نخستین بار در سال ۱۹۹۲ توسط فدراسیون بین المللی بهداشت روانی نامگذاری شد.

بهداشت روانی بطور خلاصه عبارتست از پیشگیری، درمان، مداخله و تحقیق در زمینه بیماریهای روانی و فوریت های روانشناختی مانند حوادث طبیعی یا رخدادهای فاجعه بار مانند وقایع تروریستی دهشتناک که بازماندگان در یک منطقه یا مکان خاص نیاز به امداد فوری روانشناختی دارند.

در ایران به ازای هر صد هزار نفر تنها یک روانشناس بالینی وجود دارد

از آنجا که براساس آمار سازمان بهداشت جهانی بیماریهای روانی زمینه ساز و تشدید کننده اغلب بیماریهای جسمانی مانند حمله قلبی که یکی از پرشمارترین عوامل مرگ به حساب می آید و عامل اصلی تمام بیماریهای روانی- جسمانی (سایکو- سوماتیک)  مانند زخم معده، فشار خون و بیماریهای قلب و عروق به حساب می آیند توجه، رسیدگی و آگاهی رسانی در زمینه علائم، شیوه های مقابله و درمان و همچنین پیگیری درمانی آن از اهمیت بسیاری برخوردار است.

در ایران، اگرچه به نظر می رسد در سالهای اخیر توجه به بهداشت روانی افزایش یافته و برنامه هایی بصورت موقت در زمینه در دسترس قرار دادن برخی خدمات ابتدایی در زمینه مشاوره و راهنمایی نظیر صدای مشاور راه اندازی شد و یا در زمینه سامان بخشی نظام حرفه ای دست اندرکاران اصلی شبکه بهداشت روانی اقداماتی صورت گرفته است اما همچنان وضعیت بهداشت روانی در کشور بسیار وخیم است.

بنابر آمار رسمی از هر چهار نفر ایرانی یک نفر دچار اختلال روانی شناخته شده است، متوسط میزان ابتلاء به اختلالات روانی در جهان نیز تقریبا مشابه همین آمار است با این حال ایران از نظر دارا بودن برنامه مدون بهداشت روانی در جهان در زمره کشورهایی ست که کمترین برنامه ریزی و بودجه را به آن اختصاص داده است.

از هر چهار نفر در ایران یکی دچار اختلال روانی کاملا قابل تشخیص است

بنا بر استانداردهای سازمان بهداشت جهانی به ازای هر دو هزار و پانصد تا پنج هزار نفر باید حداقل یک روانشناس بالینی، یک مددکار اجتماعی روانپزشکی، یک روانپزشک و یک پرستار روانپزشکی وجود داشته باشد و در هر منطقه با جمعیت ده هزار نفر یک مرکز بهداشت روانی در دسترس باشد.

این در حالی ست که در ایران تنها کمتر از ۲۰ روانشناس بالینی دارای درجه دکترا و تعداد معدودی روانشناس بالینی در مقاطع فوق لیسانس و لیسانس وجود دارد که به خدمات درمانی می پردازند. به عبارت دیگر در ازای هر چهار میلیون نفر جمعیت کشور یک روانشناس بالینی و با در نظر گرفتن مجموعه افرادی که تحت عنوان روانشناس بالینی در شبکه بهداشتی و درمانی کشور کار می کنند به ازای هر صد هزار نفر یک روانشناس بالینی موجود است.

میزان مراکز بهداشت روانی، کلینک های روانشناسی یا بیمارستان های روانپزشکی نیز هیچ تناسبی با جمعیت کشور ندارد. در تهران با جمعیت رسمی بیش از ده میلیون نفر تنها چهار بیمارستان دولتی با ظرفیت پذیرش ۲۲۶۱ بیمار و پنج بیمارستان خصوصی با ظرفیت پذیرش ۳۱۱ بیمار وجود دارد، این در حالی ست که در کل کشور تنها ۱۴۰۹ تخت در بخش روانپزشکی وجود دارد و اغلب استانهای کشور از داشتن بیمارستان روانی محروم هستند.

اختلالات روانی علاوه برآنکه خود در اغلب مواقع ناشی از آسیب های اجتماعی یا شرایط نامساعد اجتماعی دیگر هستند به آسیب های اجتماعی دیگری نیز نظیر اعتیاد، روسپیگری، فرار کودکان و نوجوانان از خانه، پرخاشجویی و یا دست زدن به جرائم مختلف نیز دامن می زنند و در واقع سیکل بسته ای از مشکلات روانی- اجتماعی را ایجاد می کنند که از میان بردن آنها نیاز به یک برنامه منسجم و مداخله فوری از طریق ایجاد مراکز مختلف مددکاری و خدمات اجتماعی و همچنین کلینک های روانشناسی و نیز مراکز مشاوره و راهنمایی دارد.

سرکوب حاکمیت توتالیتر و تحمیل باورهای مذهبی به تشدید اختلالات روانی در ایران افزوده است

با توجه به آنکه آمار اختلالات روانی در ایران به نسبت سایر کشورهای موسوم رو به توسعه بیشتر است و به نسبت برخی از کشورهای اروپای غربی و شمالی اختلاف چشمگیری دارد می توان عوامل و دلایل مختلفی را برای این آمار رو به رشد ابتلاء به اختلالات روانی در نظر گرفت که از جمله آنها می توان به؛ جوان بودن جامعه و احتمال ابتلاء به اختلالات روانی که معمولا در سنین جوانی بروز می کنند نظیر افسردگی، اضطراب و اسکیزوفرنیا (روان گسیختگی) ، عدم دسترسی به امکانات مشاوره، درمان و پیگیری، سطح و کیفیت غیراستاندارد اغلب مراکز دولتی و خصوصی بهداشت روانی و همچنین عدم تناسب کادر درمانی متخصص بهداشت روانی با میزان جمعیت و همچنین فقدان یک برنامه مدون علمی و فراگیر ملی یا منطقه ای برای گسترش سطح و کیفیت خدمات بهداشت روانی اشاره کرد.

اما در این میان دو نکته دیگر نیز به نظر می رسد در وخامت حال بهداشت روانی در ایران تاثیر بسزایی داشته باشد:

– ناآگاهی و فقر دانش عمومی از خدمات بهداشت روانی و همچنین تابو بودن مراجعه به متخصص مرتبط، هنوز بسیاری از مردم از ترس برچسب خوردن و یا برای فرار از رو در رویی با مشکلات خود از مراجعه به روانشناس بالینی واهمه دارند.

بسیاری از مردم ترجیح می دهند تا مشکلات خود را با مشاورانی که در شبکه های تلویزیونی یا رادیویی ماهواره ای فارسی زبان حضور دارند در میان بگذارند به جای آنکه به یک روانشناس بالینی یا در صورت نیاز به یک روانپزشک مراجعه کنند، سطح ارائه مشاوره در این برنامه ها نیز در اغلب مواقع از توصیه ها یا نصیحت های کلی فراتر نمی رود زیرا امکان تشخیص و یا درمان از راه دور و از طریق یک مکالمه چند دقیقه ای وجود ندارد و به علاوه اغلب این افراد فاقد صلاحیت مداخله بالینی هستند.

الزام به رفتار دوگانه در برابر حاکمیت توتالیتر به وخامت وضعیت بهداشت روانی در ایران افزوده است

در شبکه بهداشت روانی معمولا پزشک عمومی و روانشناس مشاوره و راهنمایی در مدارس یا مراکز عمومی در سطح نخست مراجعان برای ارجاع به مراکز تخصصی قرار دارند و سپس روانشناس بالینی و روانپزشک که می توانند به مشکلات حادتر بپردازند اما در ایران این سیستم جامع سطح بندی بهداشتی مبتنی بر پزشک خانواده و یا حضور مشاور مدرسه یا دانشگاه وجود ندارد در نتیجه سیستم تشخیص و پالایش مشکلات روانی دچار بی سامانی و آشفتگی کامل است، از این قرار گاه فردی با  مشکلی که نیاز به مشاوره دارد به بیمارستان روانی مراجعه می کند و در عوض فردی که نیازمند مداخله بالینی فوری ست به جای روانشناس بالینی یا روانپزشک یا کلینک روانشناسی به مشاور ارجاع داده می شود.

– نظام ارزش های مذهبی و وجود حاکمیت مذهبی توتالیتر نیز عامل دیگری برای زمینه سازی رشد انواع بیماریهای روانی – اجتماعی است که به دلیل ماهیت دگماتیک این نظام ارزشی از سویی و همچنین مداخله در خصوصی ترین رفتارهای فردی و اجتماعی مردم سبب می شود تا بخشی از افراد اجتماع برای سازگاری ظاهری با آن رفتارهای اجتماعی متضادی را در پیش بگیرند که به هیپوکراسی (دوگانگی) منجر شده و زمینه درک متفاوت از واقعیت عینی را براساس منافع شخصی آنی به وجود می آورد. این نظام ارزشی تحمیلی که از طریق حاکمیت با پروپاگاندا، ترویج باورهای مذهبی، پلیس، دستگاه قضایی و دولتی و همچنین تحکیم ارزش های سنتی که با واقعیت اجتماعی و جهان پیرامونی در تضاد قرار می گیرد سبب می شود تا فرد احساس استرس بیشتری داشته و برخی از اساسی ترین غرایز خود را نظیر غرایز جنسی و نیاز به رابطه با جنس مخالف را سرکوب کند و یا از سوی دیگر به آنارشی جنسی یا اعتیاد روی آورد.


Victim of Guranقصه بهداشت روانی در ایران اما هر سال که این روز فرا می رسد قصه ای ست پرآب چشم که آثار و نشانه های آن را هر روز و هر ساعت در جامعه می بینیم و به نظر می آید تا زمانی که عوامل اصلی مشکلات اجتماعی نظیر تبعیض، بی عدالتی، اختلاف طبقاتی، فقدان آزادی های اجتماعی و سیاسی و کاهش فشار اجتماعی بر افراد وجود دارد در کنار فقدان برنامه ریزی و فراهم آوردن حداقل های امکانات بهداشت روانی این قصه تلخ به سرنوشت کشور گره خورده است.

این مطلب قرار بود به مناسبت ده اکتبر روز جهانی بهداشت روانی در سایت بی بی سی فارسی منتشر شود که به دلیل تاخیر در انتشار امکان آن پیش نیامد.

عکس اول: آنا کارنینا در نمایی از حال و روز من (ژان لوک گدار، ۱۹۶۲)

عکس دوم: آرین آریان از مجموعه قربانیان قرآن

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s