چه کسی از فیس بوک می ترسد؟

111

به بهانه کیفرخواست دادستان علیه شبکه های اجتماعی

 

شبکه های اجتماعی در پنج سال گذشته نه تنها جلوه دیگری از کارکردهای متنوع اینترنت در زندگی روزمره ما یافته اند بلکه سبک زندگی ما را نیز دستخوش تغییر کرده اند.
در حالی که نخستین شبکه های اجتماعی تنها کارکردی تفریحی داشتند، شبکه های اجتماعی امروزین زندگی سیاسی و اجتماعی بسیاری از کاربران را تحت تاثیر فرار داده اند.
در این میان شاید سه تارنمای فیس بوک برای تبادل اطلاعات، عضویت در گروه ها و دوست یایی، یوتیوب برای به اشتراک گذاردن ویدئوها و توتیتر برای مبادله اخبار بیش از همه کاربران حرفه ای تر اینترنت را تحت پوشش قرار داده اند.
بهره وری از هر این سایت ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که به کمپین اینترنتی مشهور شد سبب شد تا قابلیت های این شبکه های اجتماعی در جلب توجه افکار عمومی بیش از پیش روشن شود.
بدیهی است که شبکه های اجتماعی از ابتدا به جز برخی استثناها مانند سایت کلوب همواره در ایران فیلتر بوده است، این امر ظاهرا بیش از آن که به دلیل ملاحظات مذهبی یا اخلاقی باشد ناشی از واهمه از بدل شدن این سایت ها به یک رسانه تازه بوده است.
با رواج فیس بوک در بین ایرانیان که نمایانگر نسل تازه شبکه های اجتماعی بوده است، این سایت بلافاصله در ایران فیلتر شد و این وضعیت تا حوالی بهمن ماه سال گذشته ادامه داشت اما در این ماه در چرخشی عجیب هر دو سایت فیس بوک و یوتیوب در ایران قابل دسترسی شدند.

توهم توطئه یا دسیسه اطلاعاتی؟

با “آزاد شدن فیس بوک» در ایران، صدها هزار کاربر اینترنتی در یک ماه نخست در این سایت ثبت نام کردند، این استقبال ناگهانی و کم سابقه از فیس بوک در ایران سبب شد تا توجه مدیران این شرکت نیز به سوی ایران معطوف شود، برخی گزارشها حاکی ست که در فاصله حدود چهار ماه و نیم آزادی فیس بوک در ایران شمار افرادی که از داخل ایران به این شبکه پیوسته اند بیش از هفت هزار درصد افزایش نشان داده است و برخی برآوردها حاکی است که نزدیک به ششصد هزار نفر از داخل ایران عضو این سایت پرطرفدار ارتباطات تعاملی هستند.
با اینکه فیس بوک هیچ گاه شمار اعضایش را در یک کشور اعلام نمی کند اما دو قرینه نشان می دهدکه این سایت در طول بهار 88 محبوب ترین سایت ایرانیان در داخل کشور بوده است، نخست انتشار گزارشی از تعاملات جهانی در شبکه فیس بوک که در مقایسه با فصل مشابه در سال قبل نشان دهنده رشد شگفت انگیز استقبال از فیس بوک در ایران بود و این امر فیس بوک را برآن داشت که با افزایش بی سابقه و تصاعدی کاربران ایرانی ش افزودن زبان فارسی به فیس بوک را در اولویت قرار دهد و سرانجام در آغاز خیزش اعتراضی خرداد ماه امکان استفاده از فیس بوک به زبان فارسی نیز فراهم آمد.

قرینه دوم آمارهای سایت هایی چون آلکسا بود که نشان دهنده رشد بی سابقه فیس بوک در ایران بود به گونه ای که این سایت پس از گوگل و یاهو در چند روز مانده به انتخابات به سومین سایت محبوب در کشور بدل شد.
اما این سوال که چرا ناگهان مسئولان سانسور در ایران که در همان حال حتی از فیلتر کردن وبلاگ هایی که کمترین نشانه اعتراض در آن موجود بود نیز نمی گذشتند، سایتهایی چون فیس بوک و یوتیوب را آزاد کردند؟
برای پاسخ به این سوال ابتدا نشانه هایی از استفاده عوامل اطلاعاتی حکومت برای ردیابی، رصد و مانیتورینگ نیروهای شاخص مخالف یا روزنامه نگاران یافت شد، برخی معتقد بودند فیس بوک بهترین مرجع برای کنترل دائمی تحرکات آشکار و نیمه آشکار مخالفان سرشناس است.

برخی دیگر معتقد بودند که دولت قصد استفاده از فیس بوک و یوتیوب را در انتخابات ریاست جمهوری به نفع خود را دارد و از این رو با تجربه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می خواهد از همین ابزار برای جلب یک پایگاه مرجع 25 میلیون نفری استفاده کند.

اما در عمل نه تنها ما شاهد هیچ استفاده تبلیغاتی از فیس بوک و یوتیوب توسط نیروها و جریان های رسمی جمهوری اسلامی نبودیم بلکه حتی یک صفحه هواداران احمدی نژاد نیز در فیس بوک که در آن هر صفحه ای در هر موضوعی موجود است نیز ایجاد نشد.

پاسخ سوم اما کمی دیرتر با اشاره به نقش احتمالی حسین درخشان و نقش مکمل پیام فضلی نژاد و برخی دیگر از تئوریسین های جنگ روانی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات در بازیگردانی «نمایش انتخابات» توسط برخی دیگر ارائه شد.

بر این مبنا، ابتدا فیس بوک، یوتیوب و برخی از سایت های جریان های سیاسی هوادار اصلاح طلبان در خارج از کشور از فهرست سایت های ممنوعه حذف شدند، سپس به اصلاح طلبان اجازه فعالیت رسانه ای کم و بیش آزادانه با استفاده از تنوع و گستردگی بی نظیر داده شد و در آخرین مرحله مناظره های تلویزیونی به کمک داغ کردن تنور «انتخابات» آمدند.

این مناظره ها که در تاریخ تلویزیون در ایران از نظر میزان مخاطب بی سابقه است در زمانه ای که مخاطب ایرانی کمابیش به رسانه های آلترناتیو دیگری هم دسترسی دارد نزدیک به نود درصد مخاطب داشته اند، این به آن معناست که در زمان پخش این مناظره ها تقریبا همه مردم پای تلویزیون نشسته بوده اند.

به این ترتیب با کمپین بی سابقه اصلاح طلبان در جامعه واقعی و مجازی از میزان تبلیغات هوادار تحریم به طرز کم سابقه ای کاسته شد و حتی بسیاری از هواداران تحریم نیز در آحرین روزهای باقی مانده به انتخابات گرفتار «موج گرفتگی» طبقه متوسط شدند و به پای صندوق های رای کشیده شدند.
اما پرده این نمایش در نیمه شب 22 خرداد ماه با غافلگیر کردن بسیاری از مردم و اعلام برنده شدن محمود احمدی نژاد فرو افتاد.
به این ترتیب بالاترین میزان مشارکت در انتخابات از زمان تاسیس جمهوری اسلامی پس از رفراندم با 63 درصد آرا به نام محمود احمدی نژاد و حاکمیت ثبت شد.

از این قرار به باور کسانی که معتقد به توطئه از پیش طراحی شده هستند، روشن می شود که آزادی فیس بوک، یوتیوب، تویتر و بسیاری از شبکه های اجتماعی و مدارا در برابر آکسیون ها و تظاهرات انتخاباتی بی سابقه تا روز برگزاری «نمایش» به چه دلیل بوده است.

دقیقا از صبح روز آغاز رای گیری، ارسال پارازیت بر روی شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی و بعدها صدای آمریکا، حمله به مرکز تلویزیون اینترنتی موج سبز و مسدود کردن همه سایت های اطلاع رسانی و شبکه های اجتماعی و سپس بازداشت روزنامه نگاران، ایجاد محدودیت برای روزنامه ها و توقیف برخی از آنها شرایطی را پیش آورد که بی شباهت به یک کودتای نظامی نبود.

به این ترتیب فیس بوک و تویتر که دسترسی به آنها توسط دولت به مدت کوتاهی آزاد شده بود آن چنان خطرناک و توطئه گر شناخته شدند که در ادعانامه دادستان انقلاب اسلامی علیه متهمان به «اعتراضات پس از انتخابات» (یا آنچنان که صدا و سیما می نامد: اغتشاش گران) نیز به عنوان بخش مهمی از ابزار توطئه و دسیسه کشورهای غربی و سازمان اطلاعاتی نامیده شده اند.

در این کیفرخواست که اصولا بر مبنای تبیین های قبلی و فعلی حسین درخشان استوارشده، آمده است:
کودتای مخملی (دادستانی به جای انقلاب ترجیح می دهد از اصطلاح کودتا بهره گیرد) دارای سه بازوی فکری، اجرایی و رسانه ای است.
براساس این کیفرخواست، تویتر متهم شده که به روز رسانی سایت خود را «که مستلزم قطع چند روزه» بود، با هدف حمایت و سرویس دهی «به آشوبگران» به تاخیر انداخته است.
همچنین فیس بوک نیز در فهرست متهمان دادستانی ذکر شده و «در راستای تسهیل ارتباط میان کاربران ایرانی و سایر کشورها در مقطع اغتشاشات نسخه آزمایشی خود را ارائه کرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده کنند.»
سومین شرکت متهم گوگل است که با «قراردادن نرم افزار ترجمه انگلیسی به فارسی و بالعکس برای استفاده عمومی» به کمک «به اغتشاشگران» شتافته است.

از این قرار کلیه خرد رسانه های نوین که در غیاب رسانه هایی جریان اصلی که از پوشش اخبار خیزش مردم بازداشته شده بودند از نظر حاکمیت در مظان اتهام قرار دارند.

خرد رسانه های آلترناتیو شاخ غول ها را شکستند!

در حالی که دادگاهی در تهران به محاکمه متهمانی می پردازد که اتهام برخی از آنها فرستادن ای میل، مصاحبه با یک رسانه فراملی یا انتشار اخباری در فیس بوک، وبلاگ یا تویتر بوده است. درجریان جنبش اعتراضی یک جریان رسانه ای مستقل پدیدار شد که تمام ویژگی های رسانه آلترناتیو نوین را داشت: پویایی، استقلال، شخصی، چند صدایی، گوناگونی، تعاملی و خود تقویت کننده.

fb2
به این ترتیب در جریان این جنبش دو ماهه، خرد رسانه های تازه ای شکل گرفتند که غول های رسانه ای برای دسترسی به اطلاعات و اخباری از وقایعی که در خیابانها به وقوع می پیوست محتاج آنها شدند، فیلم های آماتوری با موبایل های دوربین دار تنها شاهدان عینی وقایع و منابع تصویری از تظاهرات و اعتراضات شدند، تویتر منبع اولیه برای رصد خبرهای روز و چک کردن وقایع به حساب آمد و وبلاگ ها و فیس بوک منابع دیگری برای پیگیری اخبار و اطلاعاتی که دسترسی به آنها کمتر امکان پذیر بود.
از این قرار جریان اطلاعاتی به دلیل سانسور شدید حاکم وارونه شد و رسانه های بزرگ نیز ناچار شدند تولیدات رسانه ای شهروندان عادی را برای پوشش خبری خود مورد استفاده قرار دهند.
این پدیدار تازه سبب شد تا بسیاری از مردم آگاهانه یا ناخودآگاهانه نقش شهروندان روزنامه نگار را ایفاء کنند و جریان اطلاع رسانی تازه ای با تکیه بر منابع خرد، مستقل، آلترناتیو و در همین حال پویا و فراگیر شکل بگیرد.
به این ترتیب شبکه های اجتماعی نقش مهمی در مقابله با سانسور ایفاء کردند و در همین حال در ایجاد فضای همسویی، همدلی و همنوایی و به وجود آمدن شبکه های مجازی برای تعامل و خود تقویت گری کاملا سهیم بودند.
امروزه زندگی سیاسی و اجتماعی ما چه این اعتراضات در شکل فعلی خود ادامه بیابد و یا به
زیرزمین کشیده شود، بدون فیس بوک، یوتیوب و تویتر قابل تصور نیست؛

– ایجاد شبکه همراهان
– اطلاع رسانی شخصی و اجتماعی
– خود تقویت گری و موج سازی
– تاثیر گذاری بر روند زندگی روزانه و سبک زندگی
– تاثیرگذاری به عنوان مدلی از یادگیری اجتماعی
– برقراری تعامل میان افراد و گروه های مختلف
– بازنمایی بخشی از شمای زندگی مجازی
– بازنمایی و هویت بخشی به افکار عمومی
– تخیله روانی و یافتن رابطه های تازه

می تواند برخی از کارکردهای این شبکه های اجتماعی باشد.

1-b

اما روشن است که کارکرد سیاسی این شبکه ها هم برای کسانی که درگیر سازماندهی اعتراضات یا خبررسانی هستند و هم برای ارگان های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بیش از همه اهمیت داشته باشد.

از این رو با آن که می توان روی فرستنده های تلویزیونی و رادیویی پارازیت انداخت و یا سایت ها را فیلتر کرد اما تصاویر ، اخبار، شایعات و اطلاعات به هر طریق ممکن وارد شبکه های اجتماعی می شوند و از این طریق در رسانه های جهانی انعکاس می یابند یا مانند صحنه شمایل مانند جان باختن ندا آقا سلطان در برابر دوربین در حافظه جمعی تاریخ یا حداقل بخشی از مردم ثبت می شود و به سمبل مبارزه علیه دیکتاتوری در ایران بدل می شود.

عکس ها از : رها عسگری زاده

پانویس ها:
یوتیوب را نمی توان با تعاریف موجود در زمره شبکه های اجتماعی موجود خواند اما شیوه اشتراک و تعامل و همچنین به اشتراک گذاردن لینک های آن در شبکه های اجتماعی چون فیس بوک سبب شده است تا کارکردی کم و بیش مشابه بیابد.

Omid Habibinia, Facebook: emerging alternative media in pre-election situation in Iran, GS, LU 2009

سیمای دو پاره

مقدمه ای برای بحث: نگاهی پست مدرن به جریان چهارم رسانه ای در ایران

تاریخ یک و نیم قرنی رسانه های فارسی زبان عصر مدرن نشانگر هژمونی روایت تک ساحتی قدرت است اما ورود به قرن بیست و یکم و انقلابی که در گستره ارتباطات رخ نموده شکل و شمایل رسانه های مدرن را نیز تغییر داده است ولی این آرایش تازه، کارکرد سنتی این رسانه ها را تغییر نداده است.

 alphaville

رسانه های مدرن تا پایان قرن بیستم، رسانه هایی بوده اند که همواره نسبتی با قدرت داشته اند زیرا خاستگاه و کارکرد آنها یا با تقویت و یا با تضعیف قدرت حاکم هم ریشه بود. 1

 اما در دهه پایانی قرن بیستم، روایت تک ساحتی قدرت در عرصه ارتباطات به چالش کشیده شد هر چند که  این چالش بدان معنا نیست که پروژه مدرن عرصه را خالی کرده باشد اما به نظر می رسد زبان و مفهومی که این چالش را شکل داده است بطور دائم در حال گسترش و درگیر کردن بخش وسیعی از مخاطبان منفعل است.

 

در ایران، رسانه های مدرن اما دیرتر پا به میدان گذاردند و از همان ابتدا با قدرت گره خورده یا درگیر شدند، پس بدیهی است که مفهوم رسانه در قرن نوزدهم و بیستم در ایران اصولا با دولت، نظام یا حاکمیت سازگار بوده یا شده است.

 

در ایران همچون بسیاری دیگر از کشورهای عقب نگه داشته با سیستم دیکتاتوری هرم وار اصولا دولت یا خود مستقیما به تاسیس رسانه روی  آورده و یا آن را در انحصار و وابسته به خود نگه می داشته است، از همین روست که تاریخچه مضحک اجازه نامه داشتن رادیو در اوایل قرن بیستم و ممنوعیت ویدئو، ماهواره و اینترنت «غیرمجاز» در اواخر و آغاز قرن بیست و یکم همچنان نگره اصلی دولتمردان ایران محسوب می شود. 2

از سوی دیگر بخشی از این تاریخ هژمونی رسانه ای (که من به جای توصیف مضحک، ترجیح می دهم از واژه رمانتیک استفاده کنم) مربوط به رسانه هایی است که با قدرت حاکم درگیر بوده اند.

 بخش مهمی از این تاریخ رمانتیک پس از کودتای 28 مرداد 1332 آغاز شد، زمانی که فعالیت احزاب مخالف نظام سلطنتی محمد رضا شاه ممنوع و رسانه های زیرزمینی به عنوان تنها راه رساندن «صدای مخالف» شکل گرفتند.

 الگوی قالب در این رسانه ها (ابتدا نشریه و بعدها رادیو- نوار- و تلویزیون و اینترنت) الگوی حزبی و هرمی بوده است یعنی هر رسانه زیرزمینی یا رسانه ای که خود را آلترناتیو خوانده است از یک ساختار هرمی (حزب، شورای سردبیری، سردبیر و…) بهره برده است، یعنی در عمل به پروژه مدرن وفادار مانده است.

 بدیهی است که در چنین سیستمی، «صدای مخالف»، به معنای صداهای گوناگون نیست، بلکه یک صداست: حزب یا سازمان، مرجع تقلید، شاهزاده، رئیس جمهور خود خوانده، اصلاح طلب درون نظام یا بیرون نظام و…

 پس در این شیوه روایت تنها یک نفر/ مرجع است که سخن می گوید، هر چند که رسانه مدرن همواره مایل است خود را صدای خلق/ امت/ مردم یا توده ها بداند زیرا از این طریق رابطه خود را با قدرت تعیین می کند.

 اکنون ببینم ساختارهژمونیک این رسانه مدرن را چگونه می توان تببین کرد:

 

رسانه مدرن:

 

–          تک صداست: سخنگوی قدرت حاکمه است

–          یگانه روایتگرست: بیانگر روایت رسمی است

–          با قدرت پیوند خورده است: موجودیتش با منافع وضعیت موجود پیوند خورده است

–          رمانتیک گراست: خالق اسطوره های حماسی است

–          خالق «واقعیت» است: واقعیت متناسب با ارزشهای موجود را بنا می دهد

–          سنت گراست: دایره الگوها و کلیشه ها را تکرار می کند

–          پدرسالار است: تبعیض جنسی و کمپلکس های مردانگی را بروز می دهد

–          توتالیتر و کل نگر است: مخاطب را توده وار پیرو با الگوهای توده ای می خواهد

–          سلطه جوست: در ذات خود سیطره جو است

 

 

در مقابل رسانه پست مدرن:

 

–          چند صدایی و تکثر گراست: آواهای مختلف در آن واحد در آن شنیده می شوند

–          نظم روایتگری را برهم زده است: الگوی روای کبیر را درهم ریخته است

–          رابطه ای با قدرت ندارد: معارض قدرت حاکم و منتقد جریان اصلی است

–          اسطوره و رومانس را با شک و هزل جایگزین کرده است: نظام حماسی راوی کبیر را به سخره گرفته است

–          نمی خواهد مراعات سنت ها را بکند: با ساختارشکنی ها مداوم روند تسلسل الگوهای کلیشه ای را برهم زده است

–          خالق زنانگی ست: ذات زنانه خلق را در رسانه متجلی ساخته است

–          محلی، شخصی و مینمال گراست: آواهای گوناگونی برای دریافت تجارب مختلف فرهنگی است

–          سلطه جو نیست: مخاطب را به گفتمان، پرسش، نقد ، کنکاش و انتخاب فرامی خواند

 kellyosbourne_video

با چنین تعریفی، شاید بتوان برخی شاخصه های رسانه پست مدرن را با مفاهیم تازه انقلاب ارتباطات در قرن بیست و یکم همخوان کرد:

 

–          تعامل: ارتباط دو سویه با رسانه

–          گسترش: همگانی شدن ارتباطات

–          اختصاصی: تخصصی شدن رسانه ها/  جریان ارتباطات

–          مشارکت: همسویی مخاطبان و پدیداری سازه های ارتباطی تازه

–          گفتمان: برقراری ارتباط چند سویه میان مخاطب/ رسانه/ مخاطب

 

به باور برخی از نطریه پردازان ارتباطات، کارکردهای رسانه در این دوران به: بازنمایی، اطلاع، گزینش، تمرکز، طرح ریزی، انتشار و همسخنی (مک کوئیل، 2007) تغییر یافته است.

 از این قرار مخاطب امروزین، مخاطبی است که بیش از هرچیز برای مشارکت و تعامل به رسانه رجوع می کند، رسانه ای که وی را منفعل و»بمباران» کند در نهایت وی را از دست خواهد داد یا در برابر رقبای تازه جا می ماند. 3

کارنامه بخش مهمی از رسانه های ایران به نوعی با قدرت گره خورده است زیرا رسانه در ایران همواره تابعی از حاکمیت بوده است. هراس حاکمیت از رسانه آزاد و مستقل سبب شده است تا موازین نوشته و نانوشته ای برای تاسیس و اداره رسانه در نظر گرفته شود و طبعا شرط ابتدایی پایه گذاری هر رسانه ای نیز کسب مجوز از دستگاه حاکم به معنای عبور از فیلتر گزینش آن بوده است.

 صرفنظر از رسانه های حاکم در ایران که ابزار تحکیم قدرت و تبلیغات سیاسی آن هستند، در سالهای پس از انقلاب بهمن 57 انواع دیگری از رسانه ها نیز به میدان آمدند:

 

–          رسانه های اپوزیسیون: نشریه، رادیو، اینترنت، تلویزیون

–          رسانه های دوم خردادی که ظاهر تازه ای از رسانه های حاکم ارائه کردند

–          رسانه های شخصی و زیرزمینی: وبلاگ، پادکست، ویدئو، موسیقی زیرزمینی

 

در این دسته بندی البته رسانه های برون مرزی دولتی را نیز در زمره رسانه های جریان مسلط قرار می دهیم اما این دسته بندی به معنای آن نیست که گفتمان پست مدرن راهی به آنها نیافته است.

 صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با پوشش بیش از 85 درصد از مردم که براساس آخرین نظرسنجی ها گفته اند روزانه مخاطب یکی از کانالهای رادیویی، تلویزیونی یا سایت های اینترنتی آن هستند در زمانه ای که رقابت رسانه های آلترناتیو را جدی تر یافته است در صدد برآمده است تا با قالب های تازه از محدوده های ایدئولوژیک رسانه ای خود بگریزد و در عین حال «سلطه» خود را حفظ کند.

 در اواسط دهه هفتاد خورشیدی، اما گروه تازه ای از صاحبان رسانه ها به میدان آمدند که داعیه رفرم در نظام جمهوری اسلامی را داشتند. به باور آنان در این نظام اصلاحات امکان پذیر می نمود زیرا ساختار و پایه های آن برای آنان مطلوب بود و تنها با انجام برخی اصلاحات می شد آن را «به روز» کرد.

 از این پس اصطلاح رسانه های دوم خرداد و نسل تازه ای از این رسانه ها که ابتدا در قالب روزنامه و پس از «توقیف فله ای» در قالب اینترنت ظهور یافتند و روزنامه نگاران دوم خردادی به میدان آمدند که با وجود سیمای متفاوت کمتر در پی نقد قدرت و یا فاصله گرفتن از آن برآمده اند، چرا که اصولا خاستگاه خود را در میان یا حداکثر حاشیه آن می دیده اند.

 111111

از سوی دیگر رسانه های برون مرزی دولتی یا بخشی از رسانه های برانداز نیز درسالهای اخیر به تدریج ناچار شده اند از قالب سنتی بالا به پایین و سلطه جوی آشکار و بدیهی فاصله بگیرند برای مخاطب جایی بیابند و او را وارد صحنه کنند.

 

اما هیچ یک از این سه جریان رسانه ای اصولا نمی تواند و نمی خواهد که رابطه خود را با قدرت یا دولت تغییر دهد، برای برخی قدرت نظمی است که باید به حفظ آن خدمت گماشت وبرای برخی دیگر قدرت نظمی است که باید آن را برانداخت تا نظم موعود دیگری را جایگزین کرد.

 

اما جریان چهارم اصولا در وحله نخست، رسانه ای سیاسی نیست یا اصولا در پی مداخله آشکار در مسائل سیاسی نیست تا ناچار باشد در برابر دولت یا اپوزیسیون موضع بگیرد. 4

 

مشخصه های این جریان را شاید بتوان در چند زمینه دسته بندی کرد:

–          انتقادگراست

–          افشاگراست

–          شخصی است

–          ارتباط جو است

–          غیررسمی است

–          چند صدایی است

–          در پی مخاطب خاص است

–          در پی جریان سازی است

–          متنوع و گسترده است

–          بالنده و شکوفاست

 

می خواهم این جریان چهارم رسانه ای را با تمام گسترش و تنوعش در گستره گفتمان پست مدرن در دهه ابتدایی قرن بیست و یکم جای بدهم، گفتمانی که:

 

–          ساختارشکن است

–          مرکز گریز است

–          بازتاب خرده فرهنگ هاست

–          نشانه شکاف در هژمونی فرهنگ سلطه جوست

–          به گونه ای «فراواقعی» دربافت واقعیت های روزمره است 5

 

با چنین تعریفی از موج چهارم رسانه ای در ایران و تلاش برای پیوند تئوریک ش با زیرساخت های رسانه پست مدرن، روشن می شود که چگونه رسانه مدرن یعنی سه جریان باقی مانده ( رسانه های حاکم جمهوری اسلامی، رسانه های وابسته به قدرت و برون مرزی، رسانه های اپوزیسیون و برانداز) هر یک در برابر این موج تازه رسانه ای به گونه ای موضع می گیرند یا از آن تاثیر می پذیرند بی آنکه بتوانند آن را تحت سلطه خود درآورند زیرا با یک ساختار همگون و همنوا روبرو نیستند که بتوانند آن را سرکوب یا منفعل کنند. 6

 ddddd

به باور من بررسی جریان ها و ساختارهای رسانه ای در ایران بدون بررسی این جریان امکان پذیر نیست و از قرار گستره ای که بیش و پیش از همه اکنون مورد توجه همگانی قرار گرفته است همین جریان است که آمارها و داده ها حاکی از پویایی و بالندگی آن می کنند، از همین رو شاید در کنار تحقیقات میدانی و کلاسیک ارتباطات، نظریه پردازی و مباحث تئوریک نیز به تبیین این پدیدار رسانه ای/  فرهنگی تازه در ایران یاری رساند.

 جریان چهارم رسانه ای در ایران به دلایل مختلف و از جمله موجودیت یک نظام توتالیتر مذهبی به جریانی بدل شده است که معرف فرهنگ غیر رسمی یا آن چنان که برخی از آن یاد می کنند فرهنگ مقاومت شده است، از این رو بحث و بررسی در باره آن می تواند یکی از چالش های تازه و در عین حال گسترده در برابر هژمونی فرهنگی جمهوری اسلامی را در برگیرد، چالشی که به باور بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی و رفتاری، سیمای تک ساحتی فرهنگ و ارتباطات در ایران را به دو نیمه بیگانه تقسیم کرده است. 7

 

و اکنون این سیمای غریب دوپاره  باید بازشناسی شود.

  

پانویس ها:

 

1-      در پایان دهه پنجاه خورشیدی، ظهور سینمای زیر زمینی، نشریات زیرزمینی و رادیوهای اپوزیسیون تا حدودی نظم تک ساحتی نظم موجود را تهدید می کردند، اما این رسانه ها اولا همه گیر نبوده و تا زمان انقلاب توجه افکار عمومی را جلب نکردند و ثانیا شیوه ها و ساختارهای مورد استفاده در اغلب این محصولات رسانه ای همان گفتمان مدرن بود.

2-      تاریخ ارتباطات در ایران، نشان داده است که پیش از وضع قوانینی برای محدود سازی هر رسانه تازه ای، ابتدا رسانه نوظهور برای عموم ممنوع بوده است و آزادی آن تنها پس از بی توجهی عمومی به ممنوعیت آن صورت گرفته است که در این صورت هم قوانین سخت گیرانه ای برای کنترل آن وضع شده است یا دولت آن را تحت کنترل خود درآورده است، از جمله رادیو در دوران رضا شاه، تلویزیون در دوران محمد رضا شاه و ویدئو در دوران جمهوری اسلامی.

     نگاه کنید به: حبیبی نیا، امید؛ تاریخ قوانین سانسور و نظارت در رسانه های ایران، سلسله مقالات،      روزنامه صبح امروز، مهر 1378  

 

3-      رسانه های مدرن جمهوری اسلامی و برخی از رسانه های برون مرزی در سالهای اخیر کوشیده اند برای مقابله با گسترش جریان چهارم غیر رسمی رسانه ای از برخی از مفاهیم و مشخصه های این فرهنگ غیر رسمی برای حفظ سیطره خود بهره بگیرند بدون اینکه محتوای سیطره جوی خود را دستخوش خطر سازند، برنامه خبری 20.30 نمونه ای از این الگو در سیمای جمهوری اسلامی، قالب خبر+ موسیقی در رادیو فردا و برنامه های تفریحی در رادیو بی بی سی نمونه های دیگری از این دگرگونی های فرم هستند.

4-      آمارهای تازه نشانگر آن است که تنوع و رشد این رسانه های غیر رسمی در ایران در سطح جهانی نیز چشمگیر است، بیش از 2.5 میلیون وبلاگ فارسی با بیش از 5 میلیون بازدیدکننده روزانه، بیش از هفت اس ام اس غیر شخصی برای هر موبایل در روز، صدها اپلود تصاویر گرفته شده موبایلی از تظاهرات و وقایع اجتماعی و سیاسی در هفته در سایت های اشتراک ویدئو و… به همراه شمار بسیار زیادی پادکست، موسیقی زیرزمینی، ویدئو،…

 

5- تبیین انگاره های پست مدرنیستی با جریان آلترناتیو رسانه ای در ایران مستلزم بحث های دقیق تری است اما برای شروع می توان از منظر پست مدرنیسم به این جریان نگریست، نگاه کنید به: حبیبی نیا، امید: زیرساخت های سینمای پست مدرن، فصلنامه سینمایی فارابی، پاییز 1380

 

6- روزگاری لنین در بیانیه خود برای تدارک انقلاب اکتبر از لزوم براندازی سیطره طبقه حاکم بر رسانه ها سخن گفته بود، اگر وی اکنون زنده بود در می یافت که نشانی از ظاهر آن سیطره باقی نمانده است اما نبردی تمام عیار میان رسانه های نظام کهنه و رسانه های آلترناتیو درگرفته است که بسیاری را درگیر کرده و طمع سرمایه داری متاخر را نیز برانگیخته است، همان سان که او گفته بود: سرمایه داری به طمع سود حتی طناب دار خود را نیز به ما خواهد فروخت!

7- برخی از گفته های دولتمردان جمهوری اسلامی در سالهای اخیر نشانگر شکست نسبی پروژه رواج ارزشهای اسلامی در بین جوانان تربیت شده در همین نظام است، برخی آمارهای ارائه شده نیز حاکی از گسترش گرایش به رسانه های غیر رسمی است، بیش از هشتاد درصد از دانشجویان مورد برررسی در یک بررسی اخیر توسط نگارنده اظهار داشته اند که به رسانه های جمهوری اسلامی اعتمادی ندارند و از رسانه های جایگزین دیگر بهره می گیرند. (حبیبی نیا، امید؛ بررسی خواسته ها و انتظارات دانشجویان از تلویزیون فارسی بی بی سی، 1387، منتشر نشده)

 منتشر شده در: فصلنامه باران شماره های 21 و 22 بهار 1388

 اسفند 1387، عکس های یک و دو از فیلم آلفاویل ژان لوک گدار، عکس سوم از رها عسگری زاده

نگاهی به صفحه ویژه سی سالگی انقلاب ایران در سایت بی‏بی‏سی

ملانصرالدین و خبر رسانی!

صف�ه ویژه بی بی سی فارسی برای سی سالگی انقلاب 57

صفحه ویژه بی بی سی فارسی برای سی سالگی انقلاب 57

می گویند روزی ملانصرالدین سوار بر الاغ از دهی عبور می کرد، مردم ساده ده که ناگهان ملایی دیدند بر وی آویختند که باید بالای منبر بروی و وعظ و خطابه بفرمایی.

ملا که لابد شوخ طبعی ش گل کرده و از پذیرایی روستایان نیز بدش نمی آمد، سه روزی آنها را سر کار گذاشت؛ روز اول بر بالای منبر نزول اجلال فرمود و پرسید ای خلایق می دانید من می خواهم چه پند و اندرز و خطابه ای بکنم و شما را از عذاب الیم نجات دهم؟ مردم با تعجب و لابد کمی نگرانی یک صدا جواب دادند خیر ملا بفرما تا آگاه شویم، ملا گره در اخمهایش انداخت، از منبر پایین جست و گفت حال که نمی دانید و تا این حد جاهلید پس چه فایده که شما را اندرز دهم؟!

روز بعد باز هم بعد از پذیرایی و مهمان نوازی ملا بر منبر رفت و پرسید ای خلایق می دانید چه اندرزی می خواهم به شما بدهم و دین و ایمان شما را استوار کنم؟ روستاییان ساده دل یک صدا فریاد زدند بله ملا!

ملا از بالای منبر پایین جست و گفت حال که می دانید برای چه به خود زحمت بدهم؟

روز سوم روستاییان که از پذیرایی این ملای حریص خسته شده بودند و می خواستند هرطور که شده وعظ و خطابه ای از وی بشنوند بلکه به درد آخرتشان بخورد قرار گذاشتند که هر گاه ملا سوال خود را پرسید نیمی بگویند بله و نیمی دیگر خیر!

چون ملا بر منبر شد به خلایق گفت می دانید چه خبر و پند و اندرزی می خواهم به شما بدهم؟ نیمی از روستاییان بانگ برآوردند که بلی ملا و نیمی دیگر که نه والله ملا!

ملا از بالای منبر پایین جست و غرغرکنان گفت عجب دهاتی‏هایی، خب آنهایی که می دانند به آنهایی که نمی دانند بگویند و وقت گران مرا تلف نکنید!

آنگاه سوار الاغش شد و در میان حیرت و افسوس روستاییان راه خود را گرفت و رفت.

حکایت سایت فارسی بی بی سی و سی سالگی انقلاب 1357 ایران نیز بی شباهت به حکایت ملا و روستاییان نیست.

از زمانی که بخش فارسی بی بی سی در پی راه اندازی تلویزیون خود برآمد رادیو و سایت فارسی ش تقریبا به حالت نیمه تعطیل درآمده اند و از آنجا که مطالب سایت همواره در دسترس باقی می ماند شاید این وضع نیمه تعطیل در سایت بیشتر به چشم می آید والا اینکه گوینده تازه کار در خواندن یک خبر سه خطی در عرض یک دقیقه سه بار آن را غلط بخواند چیزی است که دیگر چندان تعجب برانگیز نیست، از قدیم گفته اند: نو که آمد به بازار کهنه شدن دل آزار!

در میانه این رکود، کسادی و وخامت حال رادیو و سایت، بخش فارسی تصمیم می گیرد که صفحه ای هم به مناسبت سی سالگی انقلاب 57 برپا کند.

گذشته از کیفیت مطالب که اغلب نوشته همکاران تازه بخش فارسی است و تقریبا حرفی برای گفتن ندارند و گویی تنها برای صفحه پرکنی و رفع تکلیف حول چند موضوع دم دستی نوشته شده اند، ترتیب و ساختار محتوایی ویدئوهای این صفحه بلافاصله با استناد به حکایت ملا، سوال برانگیز می شود.

تا به امروز که 20 بهمن ماه است و صفحه ویژه روزهاست که تیتر اصلی خود را حفظ کرده و تنها یکی دو مطلب دم دستی در معرفی افراد و جریانها به آن افزوده شده است، در مجموع 10 مصاحبه کوتاه با اشخاص مختلف در باره انقلاب 57 در این صفحه منتشر شده است از شاعر گرفته تا بقال.

اسماعیل خویی از چپ گرایی خود انتقاد می کند!

اسماعیل خویی از چپ گرایی گذشته خود انتقاد می کند!

این گوناگونی افراد در وحله اول ممکن است جالب جلوه کند ولی وقتی تک تک این ویدئوها را نگاه می کنیم، چند موضوع به ذهن مان می رسد:

سردبیر سایت فارسی ناگهان در روزهای آخر تصمیم گرفته است این ویدئوها را سفارش بدهد و در نتیجه از آدم های دم دست استفاده کرده است، این آدم های دم دست از بقالی که خبرنگاران بخش فارسی از آن آجیل می خرند گرفته تا از خوش شانسی شاعری مشهور را شامل می شده است.

دروازه بانان این رسانه یا متوجه نیستند که با چنین ترکیبی ناخودآگاه دارند به مخاطب القاء می کنند که قضیه جدی نیست یا متوجه هستند و خود چندان موضوع را جدی نگرفته اند.

محتوای این ویدئوها تقریبا (به استثنای هادی خرسندی و اسماعیل خویی) بیشتر ضد انقلابی ست، اگر بخش فارسی به کسانی که به انقلاب باور داشتند دسترسی نداشته یا مایل به مصاحبه با آنها نبوده است، آیا متوجه نیست که به این ترتیب کدام کفه ترازو را سنگین تر کرده است؟

مصاحبه شوندگان عمدتا سلطنت طلب یا از وابستگان به رژیم سرنگون شده سلطنتی هستند، به این ترتیب اگر فرض کنیم که تا یک هفته دیگر جمهوریخواه، لیبرال سابق، عضو نهضت آزادی، اصلاح طلب سابق و چپ سابق را هم در این صفحه ببنیم، باز جای سوال پیش می آید که پس چرا اول سلطنت طلب ها؟

همگی مصاحبه شوندگان در خارج از کشور اقامت دارند و تقریبا جز یکی دو نفر هیچ کدام حرف تازه یا خاطره درخشانی برای بازگویی ندارند وقتی واکنش شدید دولتمردان جمهوری اسلامی به بخش فارسی بی بی سی سبب می شود که این بخش از دریافت ویدئوهای داخل کشور محروم شود، شنیدن خاطرات یا دیدگاه های افراد خارج از کشوری از انقلاب آن هم با این شیوه انتخاب، سوال برانگیز می شود.

وقتی که در متن های نویسندگان بی بی سی از اصطلاح «انقلاب اسلامی» به کرات استفاده شود، نتیجه این می شود که از همان ابتدا تکلیف خود را روشن کرده ایم، مثل این است که به جای کودتای 28 مرداد بگوییم قیام ملی 28 امرداد!

گاهی انجام ندادن کاری که به قول ملا در آن «شک و شبهه» پیش می آید از انجام دادنش بهتر است!

حالا اگر نگاهی به این ده ویدئو بیندازیم (مصاحبه با اسماعیل خویی دو پاره شده است) روشن می شود که جز اسماعیل خویی، هادی خرسندی و تاحدودی محسن سازگارا بقیه مصاحبه شوندگان اصولا حرفی برای گفتن ندارند، دلیل این امر آن نیست که آنها جزء افراد معمولی یا رده پایین حکومت سلطنتی بوده اند، دلیل آن نوع انتخاب و کج سلیقگی انتخاب کنندگان و مصاحبه گران بوده است.

مهمترین خلاقیت مصاحبه گران قراردادن سگ سرهنگ بهروز سرشار در پایان مصاحبه با او درکنار وی است که نتیجه نه تنها خنده دار از آب در آمده است بلکه تمامی حرفهای جناب سرهنگ را نیز به طنز می کشاند!

اگر فردا فرخ نگهدار و یکی از بریدگان مجاهدین خلق را هم در این صفحه به رخ بکشند، باز هنوز ما حکایت ملانصرالدین را به خاطر خواهیم داشت که پس بقیه چه شدند؟

سرهنگ سرشار و سگ کوچکش!

سرهنگ سرشار و سگ کوچکش!

فرض کنیم که قرار بود مسئولیت این مصاحبه را به یک دانشجوی ترم سوم ارتباطات بدهند و بگویند برو 20 تا مصاحبه بگیر، دانشجوی مورد بحث چه می کرد؟

احتمالا چون رسانه مربوطه بی بی سی بوده و باید حواسش به ترازو و غیره و ذالک باشد لیستی تهیه می کرد، به این شرح:

سه چهار نفر نفر از بلندپایگان رژیم سابق؛ مثلا: فرح پهلوی، اعضای خاندان سلطنتی، اعضای دولت های آخر رژیم پهلوی، فرماندهان نظامی و امنیتی و…

سه چهار نفر از بلندپایگان فعلی و پیشین رژیم جمهوری اسلامی؛ مثلا: ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی صدر، آیت الله طاهری، حجت السلام ناطق نوری،محسن رضایی، حجت السلام حسن خمینی و…

دو سه نفر از شرکت کنندگان در انقلاب و سرکوب ش؛ مثلا: فرمانده نظامی، فرماندهان حکومت نظامی، رئیس کمیته انقلاب، همافران، فرمانده گارد شاهنشاهی، یک روحانی بلند پایه، یک بازاری معروف، ساواکی ها، اعضای سازمانهای چریکی، زنان مبارز و…

دو سه نفر از اعضای بلندپایه «سازمانهای انقلابی»؛ مثلا: مهدی سامع، مسعود رجوی،عباس توکل، اشرف دهقانی و… (منظور البته انقلابی در آن زمان است نه آنکه این دانشجو فرضا مجاهدین خلق را هم اکنون نیز انقلابی فرض کند!)

دو سه نفر از روشنفکران ، هنرمندان و روزنامه نگاران؛ مثلا: سردبیران یا دبیران سرویس روزنامه های زمان انقلاب یا سردبیران رادیو و تلویزیون، مجریان اخبار و …

با تهیه این فهرست و بررسی امکان مصاحبه با این افراد و در نظر گرفتن اینکه در صورت پخش چنین مجموعه ای نزدیکی به واقعیت عینی و تقرییا گوناگونی و همه جانبه نگری لحاظ شده است، سردبیر مربوطه ضمن تشویق دانشجوی مورد بحث، احتمالا شب با آرامش سر به بالین خواهد گذارد!

نگارنده بر این باور است که پیش از اینکه بخش فارسی بی بی سی نیتی برای تبلیغ «ضد انقلاب» یا اصولا هر نیتی برای این شیوه پرداختن به انقلاب و سالگردش داشته باشد، محذورات، عجله و امکانات کمتر سبب شده است تا صفحه ای برپا شود تا برای خالی نبود عریضه، سایت فارسی بی بی سی هم حرفی برای گفتن داشته باشد.

از آنجایی که تلویزیون فارسی بی بی سی اکنون تریبون اصلی این رسانه است در چند ماه گذشته به نظر می رسد که در رادیو و سایت فارسی این رسانه نشانی از شور و حوصله برای کارهای معمول هم کمتر به چشم می آید چه برسد به کار ویژه!

بنابراین نگارنده هم بیش از این به این صفحه ویژه نمی پردازد چرا که: «موضوع جدی نیست» یا به قول ملا؛ ناآگاهان می توانند بروند (در باره انقلاب) از آگاهان بپرسند و دست از سر بی بی سی بردارند!

مطالب مرتبط:

مصاحبه امید حبیبی نیا با مهدی سامع در باره قیام 21 بهمن ماه 1357

بررسی تطبیقی سایت های خبری عمده فارسی (بخش اول)

بررسی سایت های خبری عمده فارسی (بخش دوم)

منتشر شده در: گویا نیوز

نگاهی تحلیلی به تلویزیون فارسی بی بی سی(بخش نخست)

جای خالی «تلویزیون»!

جای خالی

اشاره: آغاز به کار تلویزیون فارسی بی‏‏بی‏سی به گمان بسیاری از صاحب نظران و تحلیل گران ارتباطات یک اتفاق مهم در تاریخ ارتباطات ایران به شمار می رود، از همین رو در این سلسله مطالب تحلیلی(در سه بخش)خواهیم کوشید تا نگاهی ژرف تر و تحلیلی بر سازوکار این شبکه تازه بیندازیم و در این راه از نظرات و انتقادات مخاطبان نیز برای تهیه مطالب آتی بهره خواهیم گرفت، نویسنده که در هجده سال گذشته در زمینه نقد و تحلیل رسانه ها فعالیت داشته است، بر این باور است که گسترش چنین نقدها و تحلیل های رسانه ای فضا را برای ژرف نگری و به طریق اولی بهینه سازی رسانه های فارسی زبان بیشتر می گشاید.



تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی سرانجام پس از دو سال تدارک گسترده، دو هفته پیش برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان آغاز کرد.

این شبکه که از پشتیبانی نزدیک به 150 کارمند و روزنامه نگار در لندن و برخی دیگر از نقاط جهان برخوردار است، به دلایل مختلف از اهمیت و اولویت بسیاری برای نقد و تحلیل های رسانه ای برخوردار است زیرا به نظر می رسد پس از نزدیک به دو دهه از آغاز به کار تلویزیون های فارسی زبان در خارج از کشور مهم ترین و حرفه ای ترین شبکه تلویزیونی فارسی زبان مستقر در خارج از کشور باشد.

تاریخچه

شبکه های تلویزیونی فارسی زبان در اوایل دهه هشتاد در کالیفرنیا و بیشتر در لس آنجلس پدیدار شدند، در آن روزگار شبکه های فارسی زبان لس آنجلسی با مشکلات درونی و بیرونی بسیاری دست و پنجه نرم می کردند زیرا جامعه ایرانیان ساکن آمریکا هنوز هویت کنونی خود را نیافته بود و به علاوه اداره یک تلویزیون فارسی حتی با تولید برنامه های رادیویی و حداکثر اجرای چند برنامه گفتگوی تلویزیونی (talkshow)و پخش ویدئو کلیپ های ترانه های لس آنجلسی از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نبود، در نتیجه شبکه های تلویزیونی فارسی زبان بنا بر گرایش های سیاسی جامعه ایرانیان آمریکا که در برخی موارد خود را تبعیدیان وابسته به رژیم سرنگون شده سابق می خوانند، بدل به تلویزیون های سیاسی و رسانه سرنگون طلب (suberversive media) شدند.

این گرایش سیاسی اقتصادی با استقبال بسیاری روبرو شد و به تدریج که رسانه های ایرانیان به ویژه در نقاط تجمع آنان مانند لس آنجلس رشد یافت، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان نیز گسترش یافتند و برخی نیز موفق شدند توجه بازار تازه شکل گرفته ایرانی را به خود جلب کنند.

در اوایل دهه نود، گسترش رسانه های فارسی زبان در جامعه پویای نزدیک به نیم میلیون نفری ایرانیان ساکن کالیفرنیا چنان شدت گرفت که حتی جمهوری اسلامی را نیز به میدان آورد و با تاسیس شبکه ای به نام آفتاب که برنامه هایش از طریق صدا و سیما تامین می شد وارد این رقابت حرفه ای شد. طبعا از آنجا که برنامه های شبکه آفتاب از نظر تنوع و کیفیت با برنامه های شبکه های فارسی زبان که دچار مشکلات کمبود دانش رسانه ای، متخصص و سیاست رسانه ای موثر برای مخاطب سازی بودند قابل مقایسه نبود، رسانه های سرنگون طلب تبلیغات وسیعی علیه آن به راه انداختند و خواستار تحریم آن شدند، این شبکه مدتی بعد ناچار به پایان دادن به کار خود در لس آنجلس شد اما تجربه خوبی برای صدا و سیما برای تاسیس شبکه های برون مرزی جام جم فراهم آورد.

در اوایل دهه نود، سازمان مجاهدین خلق ایران که تحت عنوان شورای ملی مقاومت ایران در اروپا به فعالیت می پرداخت در لندن و بغداد یک شبکه تلویزیونی با عنوان سیمای آزادی تاسیس کرد که در زمان خود حرفه ای ترین شبکه تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور بود زیرا بسیاری از دست اندرکاران آن از کارکنان سابق رادیو و تلویزیون ایران و یا روزنامه نگاران تبعیدی بوده و برخی نیز دانش آموخته روزنامه نگاری و ارتباطات بودند.

اما فعالیت این شبکه تلویزیونی ظاهرا تحت فشار جمهوری اسلامی بارها دچار مخاطره شد و مرکزی در صدا و سیما با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مامور پخش پارازیت بر روی فرکانس های آن شد زیرا فرض بر آن بود که این شبکه برای عضوگیری و سازماندهی فعالیت های هواداران سازمان مجاهدین خلق در ایران تاسیس شده است.

با این حال علاوه بر اینکه تماشای این شبکه در داخل ایران کم مخاطره نبود، محتوای مذهبی، تک و حزبی و تک ساحتی برنامه های آن به شدت مخاطب عادی را در نخستین مواجهه پس می زد.

برنامه سازان این شبکه بعدها با هوشمندی دریافتند که برنامه های هجوآمیز به جای تبلیغات سیاسی مستقیم توجه بسیاری را جلب می کند و از این رو در سالهای اخیر با قراردادن برخی از این تکه های کمدی هجو بر روی اینترنت و یوتیوب توانسته اند بخشی از مخاطبان عادی را تحت پوشش قرار دهند.

اما شبکه های فارسی زبان به غیر از سیمای آزادی و برخی تلاشهای محدود برای پخش برنامه از طریق ماهواره هایی که ایران را تحت پوشش قرار می داد تا زمانی که گیرنده های دیجیتال به منازل مردم راه پیدا نکردند نتوانستند (به معنای واقعی) به مخاطبان ایرانی دسترسی پیدا کنند.

آغاز پخش تلویزیون های فارسی زبان نیز با واقعه ای عجیب همراه شد که دخالت برخی از تکنوکراتهای جمهوری اسلامی را برملا می سازد.

در یکی از برنامه های علیرضا میبدی مجری اصلی شبکه NITV، مخاطبی از اصفهان در حین برنامه زنده به وی زنگ می زند و خبر می دهد که برنامه او در حال پخش در ایران است، بدون آنکه اصولا این شبکه ماهواره ای برای پخش در منطقه اجاره کرده باشد! (1)

بنا برگفته ها برخی از نزدیکان فرزندان رفسنجانی، رئیس جمهور وقت در آن زمان با توجه به گسترش و رونق بازار ماهواره در پی واردات و توزیع رسیورهای دیجیتال به بازار بوده اند، آنها که پیش تر فروش گسترده دستگاه های پخش VHS را تجربه کرده بودند، اکنون بر آن بودند که از این خوان گسترده بهرمند شوند.

بهر روی پخش «اتفاقی» شبکه NITV در ایران سرآغازی شد برای ورود تلویزیون های فارسی زبان به بازار ایران که با رونق شدید خود،کار و بار دیش سازان، نصب کنندگان، واردکنندگان و فروشندگان رسیور و در مراحل بعد هک کنندگان کانالهای کارتی (غالبا حاوی محصولات پورنو) را در اواخر دهه نود و اوایل دهه جاری سکه کرده بود.

به تدریج با گرم شدن بازار سروکله کانالهای تفریحی نیز پیدا شد و در ملال و تک ساحتی بودن کانالهای سلطنت طلب، از قرار این گونه کانالها با استقبال بیشتری روبرو شدند. هر چند که تولید در این گونه کانالها در نازل ترین و سخیف ترین شکل ممکن باقی ماند ولی حداقل پخش گسترده تر موسیقی ایرانی و غربی از آنها از برنامه های خسته کننده گفتگوی چند پیرمرد بازنشسته سیاسی سلطنت طلب که با زبانی متعلق به چندین دهه پیش سخن می گفتند و کمترین تصوری از وقایع و گرایش های روز در ایران نداشتند، جذاب تر و تماشایی تر بود!

در سال 1383 بخش فارسی صدای آمریکا نیز به این مجموعه پیوست تا خلاء یک شبکه تلویزیونی حرفه ای را پر کند اما به دلایل بسیار از جمله محذورات تولیدی، سمت و سوی سیاسی و نزدیکی بیش از حد به جریان سیاسی رسمی دولت آمریکا برنامه های سیاسی و خبری آن کمتر مورد توجه نسل جوان که بیش از هفتاد درصد از جمعیت کنونی ایران را تشکیل می دهند واقع شد اما در عوض برنامه های اجتماعی، فرهنگی و هنری مشتری بیشتری یافت.

تا مدتها تلویزیون فارسی صدای آمریکا (VOA)تنها شبکه تلویزیونی «حرفه ای» خارج از کشور باقی ماند که ناگزیر برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی و حتی روزنامه نگاران را وادار به همراهی با خود می کرد.

سرانجام در بیست و پنجم دی ماه 1387، شبکه تلویزیونی فارسی بی‏بی‏سی آغاز به کار کرد که دومین شبکه غیر انگلیسی زبان بی‏بی‏سی به شمار می رود و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ارتباطات تا به این جا و چنان که انتظار می رفت «حرفه ای ترین» شبکه فارسی زبان خارج از کشور است.

این شبکه با استخدام حدود 100 کارمند (که گفته می شود بسیاری از آنها سابقه آشنایی با مدیران آن را داشته اند) و با همراهی نزدیک به پنجاه کارمند قبلی خود تلاش کرد تا کم و بیش سه رسانه فارسی زبان خود را در جریان تهیه و تولید محتوا به یکدیگر نزدیک سازد.


مخاطب شناسی

تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با توجه به ویژگی های مخاطبان ایران و برآوردی که از شیوه مخاطب سازی خود داشت با استفاده از برخی زمینه سنجی ها که توسط سرویس جهانی برای شناخت گرایش های مخاطبان صورت می گیرد توانست به شمای اولیه مخاطب خود دست یابد.

دست اندرکاران این رسانه نظرسنجی های تلفنی به سفارش سرویس جهانی را از نمونه های ساکن ایران برای تئوریزه کردن شیوه و ساختار تولیدی خود ملاک قرار دادند. (2)

اما یک نظرسنجی علمی نیز در همان انتهای تدارک تلویزیون در اختیار آنها قرار گرفت، این نظرسنجی که دانشجویان هشت دانشگاه در ایران مورد پرسش قرار گرفتند می تواند ملاک خوبی برای درک انتظارات مخاطبان جوان (یا در این مورد دانشجویان) از این رسانه تازه باشد.

به عنوان نمونه در این نظرسنجی چهل و دو درصد از دانشجویان اظهار داشته بودند که اخبار و برنامه های سیاسی در شبکه های تلویزیونی (اعم از داخلی و ماهواره ای) را بطور مداوم تماشا می کنند.

حدود 83 درصد نیز گفته بودند که شبکه های دیگری غیر از شبکه های داخلی سیمای جمهوری اسلامی را تماشا می کنند.

در میان سایت هایی که این دانشجویان برای اطلاع از اخبار از آنها بهره می گیرند سایت فارسی بی بی سی با اختلاف چشمگیری از سایر سایت ها پیش تر است. در همین حال بیش از 44 درصد پاسخگویان گفته بودند که به اخبار و اطلاعات ارائه شده از سوی بی‏بی‏سی اعتماد دارند.

نکته جالب توجه در این نظرسنجی آن است که اغلب دانشجویان در بین شبکه های خبری بین المللی (مانند سی ان ان، الجزیره و…) شبکه جهانی بی‏بی‏سی را انتخاب کرده بودند.

نتایج این نظرسنجی نشان داد که دانشجویان مورد پرسش به میزان زیادی نسبت به تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی و موفقیت آن خوشبین هستند و بی‏بی‏سی در میان آنان از اعتبار خوبی برخوردار است.

برآوردهای غیررسمی حاکی ست که حدود 65 درصد مردم در مناطق شهری از تلویزیون ماهواره ای استفاده می کنند و با توجه به شهرت و اعتباری که بی‏بی‏سی در میان عامه مردم دارد می توان انتظار داشت که بسیاری از آنان در نخستین روزها و هفته های آغاز به کار این تلویزیون به پای آن بنشینند.

بخش فارسی ‎‏بی‏بی‏سی با گزینش مدبرانه خبر و برنامه های متنوع در قالب یک رسانه اطلاع رسان اما کوشیده است تا توجه بخش وسیع تری از مخاطبان به ویژه مخاطبان جوان تر که در خانواده های امروزین ایران نقش اصلی در انتخاب برنامه و سرگرمی های شبانه خانوادگی دارند را جلب کند.


اما مخاطب یک تلویزیون عمومی به دنبال چیست؟

بنا بر نظریات و یافته های شناختی در ارتباطات، مخاطب در جستجوی:

* اطلاعات و آموزش
* راهنمایی و راهبرد
* سرگرمی و آسودگی relaxation
* ارتباط اجتماعی
* تقویت ارزش ها
* کامیابی فرهنگی
* تخلیه هیجانی
* شکل دهی هویت و سازگاری
* تجربه سبک زندگی lifestyle
* امنیت

* تحریک جنسی
و وقت گذرانی

است. از این میان یک تلویزیون عمومی اطلاع رسان می تواند بسیاری از نیازهای روانی، اجتماعی و فرهنگی وی را تحت پوشش قرار دهد. زیرا این تلویزیون می تواند وی را با دیگران مرتبط سازد، وقایع را به دلبستگی های شخصی وی پیوند بزند و به اوقات فراغتش نظم ببخشد.

این فرایند که به آن «عادت رسانه ای» می گویند در کوتاه مدت می تواند به شکل دهی گروهی از مخاطبان دائمی (مخاطبان اولیه) منجر شود که خود مبلغ رسانه جدید برای دیگران بشوند.

از همین رو شایدتلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با شناخت بهتر از نیازهای مخاطبان و فقدان خط قرمزهای تولید و پخش صدا وسیمای جمهوری اسلامی در چارچوب برنامه های خود به شرط تنوع بخشیدن به برنامه هایش موفقیت بیشتری کسب کند.

ویژگی های مخاطب جوان یعنی تحرک، صمیمت، خلاقیت، ساختارشکنی، تنوع، تکثر، تعامل و به روز بودن ویژگی هایی است که برای برنامه سازی «مخاطب محور» باید در نظر گرفت. (3)

با نگاهی به نوع برنامه های پخش شده از این تلویزیون و ساختار آنها می توان گفت که حداقل در بین تلویزیون های فارسی خارج از کشور، این رسانه تازه از نظر توجه به مخاطب هدف عملکرد بهتری داشته است.


این امر دلایل بسیاری دارد که می توان به چند مورد اشاره کرد: جوان بودن برنامه سازان و جوان گرایی در بخش فارسی؛ متکی بودن به روزنامه نگارانی که به تازگی از کشور خارج شده و دارای ارتباط مستمر با ایران هستند؛ استقرار در لندن: شهری با جمعیت فعال فارسی زبان نزدیک به صدهزار نفر که بسیاری از آنان دائم در حال رفت و آمد به ایران هستند و این شهر را به یکی از مقاصد اصلی ایرانیان در اروپا بدل ساخته است؛ بهره گیری از تجربه برنامه سازی در رادیو؛ همه فن حریف بودن و به قول معروف آچار فرانسه بودن روزنامه نگاران که آنها را وادار می سازد دائم در تماس با جامعه مقصد و پیگیر اطلاعات مختلف از مجاری مختلف باشند و سرانجام ارتباط بیشتر و نزدیک تر مخاطبان با بخش فارسی بی‏بی‏سی به دلیل اعتبار و شهرت از سویی و سهولت دسترسی به آن از سوی دیگر.

در مباحث آینده به این نکته خواهیم پرداخت که چرا مخاطب نمونه جامعه ایرانی ترجیح می دهد تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی را از میان شبکه های تلویزیونی تماشا کند ولی شاید اشاره به یک یافته تازه بیراه نباشد؛ یکی از گزارشهای اخیر منتشر شده در مرکز تحقیقات صدا و سیما حتی با وجود دستکاریها و چینش هایی که در زمینه نتایج نظرسنجی های دائمی صورت می گیرد حاکی ست از میزان اعتماد مخاطبان به صحت اخبار سیمای جمهوری اسلامی به نسبت فصل گذشته کاسته شده است. فقدان مشروعیت و اعتمادبخشی رسانه های داخلی جمهوری اسلامی به دلیل سانسور آشکار و علنی حاکم برآنها سبب شده است که رسانه های فراملی و آلترناتیو از اعتبار بیشتری نزد مخاطبان برخوردار شوند اما در این میان مخاطبان هر نوع رسانه، ویژگی ها، خصائص و نیازهای خاص خود را دارند، ویژگی عمده مخاطبان تلویزیون ماهواره ای آن است که بطور معمول متعلق به طبقه متوسط هستند و از آن برای بهرمندی از مسائل روز و سرگرمی استفاده می کنند تا نیازهایی که توسط شبکه های داخلی تامین نمی شوند و می توانند بخشی از نیازهای دوازده گانه بالا باشند را برآورده سازند.

بنابراین تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی باید در محدوده نوع برنامه های خود نیازهای مخاطب هدف خود را برآورد نیازهایی که تامین آنها نه از شبکه های داخلی و نه لس آنجلسی و نه صدای آمریکا برمی آید، این رویکرد در مخاطب شناسی می تواند نقطه شروع خوبی برای این رسانه تازه باشد.

ساختار(یک نگاه مقدماتی)

با آنکه هنوز تنوع زیادی در برنامه های غیرخبری و تولیدی این شبکه به چشم نمی خورد اما با نگاهی به همین برنامه های پخش شده می توان دریافت که اغلب آنها ساختاری حرفه ای دارند و می توان آن را در چارچوب و استاندارد کیفی بی‏بی‏سی قرار داد.

تا همین جا هم بی‏بی‏سی فارسی با هشت ساعت پخش روزانه از بی‏بی‏سی عربی با امکانات، سابقه و بودجه بیشتر در برنامه سازی بسیار موفق تر عمل کرده است.

نگاهی به کنداکتور و برنامه های تلویزیونی بخش عربی نشانگر آن است که تولید غیرخبری روتین در این شبکه بسیار کمتر از بخش فارسی در نظر گرفته شده است و مخاطبان عرب زبان این شبکه تقریبا جز اخبار و برنامه های سیاسی چیز دیگری از آن نمی بینند.

اما اخبار در تلویزیون فارسی، تنها حدود پنجاه درصد از برنامه های این شبکه را تشکیل می دهد که در یک نگاه گذرا می توان گفت که تا به اینجا بهترین شکل ارائه خبر تلویزیونی را به نمایش گذاشته است.

در بخش دوم بطور مشخص یکی از برنامه های خبری این شبکه را مورد بررسی قرار خواهیم داد اما در اینجا به بخشی از مشخصه های بارز اخبار در بی‏بی‏سی اشاره می کنیم:

* اجرا: مجریان اخبار بی‏بی‏سی بی اغراق اگر بهترین مجریان تاریخ تلویزیون در ایران نباشند، یکی از بهترین ها هستند. این درحالی است که اغلب آنها تاکنون هیچ تجربه اجرای تلویزیونی نداشته اند، با این حال شیوه بیان، ارتباط برقرار کردن و اعتماد به نفس آنها قابل توجه است. هرچند که برخی از آنها هنوز روی تن صدا و شیوه اجرای خود تسلط کافی ندارند اما در مقایسه با مجریان شبکه های تلویزیونی فارسی زبان به مراتب بهتر هستند و دست کمی از مجریان با سابقه بی‏بی‏سی هم ندارند.

* اصالت: اخبار در این تلویزیون بنا بر سنت بی‏بی‏سی تا حد ممکن اصیل است، یعنی اولین منبع خبر خبرنگاران بی‏بی‏سی هستند این امر سبب می شود که مخاطب اعتبار و اهمیت بیشتری برای اخبار آن قائل شود. اولین بخش خبری این شبکه هم بطرزی چشمگیر با چندین گزارش زنده از خبرنگاران اختصاصی این شبکه در گوشه و کنار جهان پخش شد. چند روز بعد این شبکه تازه تاسیس مراسم تحلیف رئیس جمهور آمریکا را بطور مستقیم پخش کرد که شروع درخشانی به حساب آمد.

* پردازش: شیوه پردازش خبر، گفتگو در استودیو، ارتباط مستقیم و زنده ویدئویی(ونه تلفنی)، گرافیک های درخشان برای کپشن های خبری و مجموعه چیدمان حرفه ای و دینامیک آن بلافاصله تفاوت آن را با بخش های خبری موجود در شبکه های دیگر نشان می دهد.

* تنوع: سوئیچ از هارد نیوز به سافت نیوز (نرم خبر) و انتخاب اغلب مناسب این سافت نیوزها متناسب با سلیقه مخاطبان جوان و تنوع چشمگیر در بخش خبری در استفاده از همه شیوه های اجرا، تولیدو پخش با وجود امکانات محدود نشانگر درک اصولی مدیران آن در اهمیت تنوع بخشی و استفاده از همه قابلیت های موجود برای ایجاد آن دارد.

* خلاقیت: سردبیری و تهیه کنندگی برنامه خبری تلویزیونی نیازمند خلاقیت است، بی‏بی‏سی فارسی تا به اینجا نشان داده است که از خلاقیت کافی برای بومی سازی خبر،ارتباط با مخاطب و تولید رپرتاژ ویژه برخوردار است، امری که باز به دلایل بسیار منحصر به فرد است.

با نگاهی گذرا به ساختار پخش در این شبکه می توان حدس زد که بسیاری از مخاطبان جوان تر ترجیح خواهند داد حداقل اخبار را از این شبکه تلویزیونی تماشا کنند زیرا به نظر می رسد که برای نخستین بار خبرتلویزیونی (به معنای تصویر، درگیرسازی،ارتباط یابی و عینیت) به معنای صحیح خود در این شبکه عرضه می شود.

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی و چالش های پیش رو

نگاهی به نخستین ویدئوی آموزشی بی‏بی‏سی فارسی

نگاهی به اخبار 20.30 شبکه دوم

نگاهی به برنامه صبحگاهی رادیو صدای آمریکا

بررسی تطبیقی سایت های عمده خبری فارسی (بخش اول)

بررسی تطبیقی سایت های عمده خبری فارسی (بخش دوم)

پانویس ها:

1– ضیاء اتابای، کنفرانس انجمن پژوهشگران ایران، دانشگاه واشنگتن، واشنگتن، 2006

2- استفاده از شیوه نظرسنجی تلفنی به ویژه برای کشورهایی نظیر ایران از نظر اعتبار و روایی روشی چندان قابل اعتماد نیست و به یافته های آن نمی توان کاملا استناد کرد.

3- امید حبیبی نیا، رهیافت هایی برای برنامه سازی برای جوانان، اداره کل پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، 1381

منتشر شده در: گویا و    ایرانیان یازدهم بهمن ماه 1387

آسمون و ریسمون ارتباطات 1

انتخابات آمریکا و رسانه های آن لاین

بیلبورد اینترنتی برای صف�ه انتخابات آمریکا

 تنها چند هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که بیشتر به یک شوی تلویزیونی بزرگ شبیه شده است، بحث و بررسی ها در باره تاثیر رسانه ها در جهت گیری سیاسی رای دهندگان شدت یافته است.
     

     
   

با دعوت پندار از یکی از پژوهشگران ارتباطات در باره نگارش گاه به گاه در زمینه رسانه ها ، امید حبیبی نیا قول داده است تا مطالب کوتاهی به صورت ستون رسانه برای ما بنویسد، وی پژوهشگر، کارگردان و تهیه کننده سابق صدا و سیما، تهیه کننده بخش فارسی بی بی سی و ادیتور اخبار رادیو زمانه بوده که هم اکنون در زمینه پژوهش های ارتباطات با مراکز تحقیقاتی اروپا همکاری دارد و سردبیر بخش فارسی سایت تهران بیرو نیز هست.

 
     
در یکی از تازه ترین این بررسی ها که بر مبنای پیمایش اینترنتی صورت گرفته است برای نخستین بار نقش رسانه های آن لاین از سایر رسانه های سنتی در زمینه اطلاع رسانی به مخاطبان/ رای دهندگان بالقوه بارزتر به نظر آمده است.

در بررسی موسسه DID IT (موسسه ای که در زمینه تحقیقات بازاریابی موتورهای جستجو فعالیت می کند) هشتاد درصد از مخاطبان از اینترنت برای کسب اطلاع در باره مواضع سیاسی کاندیداهای ریاست جمهوری یا اخبار مرتبط با انتخابات و رقابت های سیاسی استفاده می کنند.

در حالی که انتخاب نخست ۲۰ درصد از پرسش شوندگان اینترنت بوده است، تنها ۴ درصد روزنامه ها و کمتر از یک درصد مجلات را انتخاب اول خود برای اطلاع از اخبار انتخاباتی ذکر کرده اند. تقریبا نیمی از کاربران اینترنت گفته اند که برای کسب اطلاعات بیشتر از موتورهای جستجو برای دستیابی به یافته های بیشتر استفاده می کنند، پژوهشگران با استفاده از رفتار آن لاین در این جستجوها به این نتایج رسیده اند:

۶۱% گفته اند که از سایت های شناخته شده استفاده می کنند.
۴۹% گفته اند که از سایت هایی که بی طرف به نظر می آیند استفاده می کنند.
۵۳% گفته اند که از سایت هایی که حاوی اخبار فوری در این زمینه است استفاده می کنند.
۲۷% گفته اند که از منابعی که به نظر می آید منابع نفوذی (داخلی) باشد استفاده می کنند.

 
مک کین و اوباما

همسویی رفتار/نگرش های آن لاین:

کسانی که از سایت های شناخته شده که قبلا با آنها آشنایی داشته اند استفاده می کنند، کمتر از بقیه آماده تغییر نگرش انتخاباتی خود هستند. کسانی که از سایت های بی طرف استفاده می کنند بیشتر آماده تغییر نگرش انتخاباتی خود هستند، افراد مستقل معمولا از این سایت ها استفاده می کنند(۶۷ درصد)، در حالی که دمکرات ها و جمهوری خواهان (هر یک ۴۷ درصد) کمتر به سایت های مستقل و بی طرف گرایش نشان می دهند. اخبار فوری در سایت ها بیش از اخباری از منابع درونی، نگرش های مخاطبان را تغییر می دهد (۱۷درصد) کسانی که از سایت های مخالف با نظر اولیه خود بازدید می کنند بیش از سایر کاربران آمادگی تغییر موضع خود را داشته اند (۴۰ درصد). در مجموع توزیع فراوانی مراجعات کاربران نمونه که بیش از سایرین به کنکاش می پرداخته اند، چنین بوده است: سایت های خبری: ۶۶ درصد، سایت های نامزدهای انتخابات ۳۰ درصد، سایت احزاب (۱۵ درصد) و وبلاگ های سیاسی (۱۴ درصد).

در همین حال آن گروه از کاربرانی که چندان به کنکاش در این زمینه علاقه نداشته اند بیشتر به سایت های بررسی افکار عمومی مانند گالوپ یا شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و یا اشتراک فایل مانند یوتیوب برای اطلاع از اوضاع و احوال رقابت های سیاسی نظر داشته اند.صف�ه انتخابات سی ان ان

درصد کمی از پرسش شوندگان گفته اند که از هم اکنون تا هفته اول نوامبر که زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است ممکن است موضع سیاسی خود را تغییر بدهند ولی اگر چنین کاری بکنند مبتنی بر اطلاعاتی است که از اینترنت کسب کرده اند. این پیمایش با استفاده از نزدیک به ۱۵۰۰ کاربر اینترنت انجام شده است که تقریبا همگی آنها برای رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند.

نکته ها:

اول: اینترنت و رسانه های تعاملی نقش بسیاری در شکل دهی به افکار عمومی و عقاید و باورهای سیاسی و اجتماعی مخاطبان یافته اند، این نقش برخلاف رسانه های سنتی بیش از آنکه مبتنی بر هرم عمودی باشد برمبنای همگرایی و خود تقویت دهی اجتماعی در گونه های مختلف تعامل های آن لاین (وبلاگ، شبکه های اجتماعی و سایت های تعاملی و اشتراکی) است.

دوم: در خبرها آمده بود که در ایران همزمان با دهمین انتخابات ریاست جمهوری بسیاری از گروه های سیاسی درصدد انتشار روزنامه های تازه و با امکانات گسترده هستند، اگرچه مقایسه میزان کاربران اینترنت در ایران (حدود ۱۷ درصد) با آمریکا (حدود ۸۵درصد) و میزان فیلترینگ آن در ایران (حدود ۷۰درصد) و در آمریکا (تقریبا صفر) قیاس مع الفارق است اما به نظر می رسد عقب ماندگی ارتباطی و نظریه های دهه شصتی ارتباطات همچنان در ایران برای استفاده عمودی از رسانه های سنتی قرن بیستمی همچنان پای برجاست.

صف�ه انتخابات زوانزیگ مینوتن در سوئیس

سوم: اینترنت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نقش کاملا بارزتری یافته است به ویژه طرفداران اوباما نشان داده اند که تا چه حد تبلیغات سیاسی اینترنتی آنها در رسانه های آن لاین تاثیر گذار بوده است، علاوه بر آنکه اوباما خود از نظر شخصیتی یک مولد فرهنگی است ( مثلا کتاب گویای او در آخرین دوره جوایز گرمی جایزه دریافت کرد و تیراژ کتاب الکترونیکی و گویای بی پروایی امیدش همچنان رو به افزایش است.)، سطح استقبال از وی در اینترنت نیز خود مبینی برای سنجش میزان هواداران فعال وی در دنیای مجازی است مثلا در حالی که طرفداران اوباما در فیس بوک به دو میلیون و دویست هزار نفر رسیده است طرفداران مک کین در آن به کمتر ازیک چهارم این میزان رسیده اند.

یک صف�ه اینترنتچهارم: تبلیغات سیاسی در دنیای ارتباطات قرن بیست و یکمی بر مبنای مشارکت و بهره برداری از روشهای غیرمستقیم نمود می یابد، امری که مخاطب را به کنش، تعامل و درگیری فرامیخواند، تبلیغات سیاسی قرن بیستمی اما مخاطب را منفعل و بره وار می خواست. حاصل کار البته برای نظام های سیاسی سلطه گر یکی است اما حداقل در اولی مجالی برای نفس کشیدن هست!

 پندار
۸۷/۷/۲۹ – ۱۴:۱۵ – امید حبیبی نیا 
منتشر شده در: پندار

 

رخدادهای رسانه‌ها و ارتباطات در جهان (۴)

اسکار و دیگر هیچ 


رخدادهای رسانه‌ها و ارتباطات مرور هفتگی تازه‌ای در رادیو زمانه است که در دو بخش ایران و جهان بطور گذرا به خبرهای شاخص در این حوزه خواهد پرداخت، تحولاتی که به نوعی زندگی ما در سالهای پایانی دهه اول قرن بیست و یکم در عصر ارتباطات را تحت تاثیر قرار می‌دهد و قرار است به همه جنبه‌های ارتباطات از منظر سیاسی، فن‌آوری و روانشناختی بنگرد و مخاطب علاقمند به تحولات رسانه ای را در جریان رخدادها، نظریه ها و چشم‌اندازهای روز قرار دهد.

مرور رخدادهای ایران در روزهای پنج شنبه و رخدادهای جهان در روزهای یکشنبه منتشر خواهد شد.

آغاز هشتادمین مراسم اسکار
تا چند ساعت دیگر هشتادمین مراسم اسکار در سالن کداک واقع در لس آنجلس برگزار خواهد شد که میلیونها ببینده بصورت زنده آن را در تلویزیون های خود تماشا می کنند و میلیونها مخاطب دیگر نیز اخبار، ویدئوها و سرخط اخبار آن را از طریق سایت های خبری و سرگرمی از جمله سایت اسکار دنبال می کنند.
مراسم اسکار که بزرگترین رخداد رسانه ای دنیای سرگرمی است، موتور محرکه اصلی اقتصاد دنیای سرگرمی آمریکا است که بازار جهانی را نیز به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.
فروش فیلم هایی که برنده یک جایزه اسکار شده باشند بطرز قابل ملاحظه ای به ویژه در اکران پس از اسکار و توزیع مجدد یا اولیه نسخه های ویدئویی بالا می رود و برآورد ورایتی حاکی از آن است که فروش فیلم های جریان اصلی در گیشه ها و ویدئو تا حدود دو برابر افزایش می یابد. به علاوه دستمزد بازیگران سینما برنده اسکار تا یک و نیم برابر افزایش می یابد. دستمزد کارگردان، آهنگساز، خواننده و فیلمنامه نویسان نیز به همین نسبت بالا می رود، بنابراین اسکار گذشته از آنکه به دلیل رای تخصصی اعضای آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا که اغلب با ملاحظات حاشیه ای همراه است می تواند در کارنامه سینماگران نقطه عطفی محسوب شود اما بیش از هر چیز منافع اقتصادی سرشار آن اهمیت می یابد.

مرجان ساتراپی کارگردان انیمیشن تحسین شده پرسپولیس نیز تا ساعاتی دیگر به همراه ونسان پارانو در جایگاه مخصوص نامزدهای اسکار قرار خواهد گرفت. پرسپولیس با تحسین منتقدان فیلم آمریکا روبرو شده است و بسیاری معتقدند که اگر اعضای آکادمی بتوانند از والت دیزنی چشم بپوشند باید به آن رای بدهند تا با انیمیشن پرفروش راتاتویی رقابت خواهد کرد.
پرسپولیس که با زیرنویس فارسی در شبکه مخفی ویدئویی ایران نیز بطرز گسترده ای توزیع شده است، هفته گذشته در فرهنگسرای رسانه با سانسور دقایقی از آن برای شمار محدودی از مخاطبان خاص به نمایش درآمد، وزارت ارشاد جمهوری اسلامی این فیلم را ضد ایرانی و بدتر از فیلم سیصد که روایت تحریف و اغراق آمیز نبرد تاریخی ایرانیان و یونانیان بود نامیده است، اما بسیاری از ایرانیان طبقه متوسط که سالهای انقلاب و جنگ را تجربه کرده اند معتقدند که این فیلم همچون کتابهای ساتراپی با آنکه روایت شخصی نویسنده/ کارگردان است بازتابی از زندگی در آن دوران است.
این فیلم روز گذشته موفق به دریافت دو جایزه سزار که مهمترین جایزه سینمای فرانسه است شد.
از فیلم های پیرمردها جایی ندارند، جونو و راتاتویی به عنوان بخت های اصلی اسکار امسال یاد می شود، در همین حال ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل نیز امروز در جلسه کابینه این کشور اظهار عقیده کرده است که زمان دریافت اسکاری برای اسرائیل فرا رسیده است. بیوفورت در باره آخرین روزهای اشغال لبنان توسط ارتش اسرائیل در سال 2000 یکی از فیلم های خارجی شرکت کننده در بخش اسکار بهترین فیلم خارجی است.

ده میلیارد ویدئوآن لاین در یک ماه
براساس گزارش یک مرکز بازاریابی اینترنتی در طی ماه دسامبر گذشته کاربران اینترنت آمریکایی ده میلیارد ویدئو را از طریق اینترنت تماشا کرده اند.
موسسه کام اسکور که از سه سال پیش به ارزیابی داده های بهره وری کاربران اینترنت در آمریکا می پردازد می گوید این میزان تماشای ویدئوی آن لاین رکوردی در آمار این موسسه محسوب می شود.
مدیر این موسسه دلیل این گرایش بی سابقه آمریکایی ها به تماشای ویدئو از طریق اینترنت را اعتصاب نویسندگان رسانه های آمریکا در ماه مورد بررسی و ممانعت از پخش سریال های جدید در کانال های تلویزیونی می داند.
سایت های متعلق به گوگل در تازه ترین گزارش این موسسه بیشترین سهم بازار ویدئوی آن لاین را با 32.6 درصد داشته اند.
پس از گوگل با فاصله ای بعید فاکس با سه و نیم درصد و یاهو با کمتر از سه و نیم درصد قرار دارند.
میانگین مدت این ویدئوها کمتر از سه دقیقه بوده است و بطور متوسط هر بیننده از میان حدود هفتاد و هشت میلیون آمریکایی در ماه هفتاد و دو ویدئو دیده است.

رکود تبلیغات تلویزیونی در برابر اینترنت
تبلیغات تلویزیونی تا سالهای گذشته مهمترین بخش درآمد شرکتهای تبلیغاتی بزرگ محسوب می شد اما با افزایش قابلیت های اینترنت، بازار تبلیغات تلویزیون نه تنها از نظر مادی بلکه از نظر محتوایی نیز در برابر اینترنت دچار رکود شده است.
براساس یک مطالعه اخیر توسط انجمن ملی تحقیقات تبلیغات آمریکا، شصت و دو درصد بازاریاب ها تصور می کنند که تبلیغات تلویزیونی از نقش خود برای جلب و ترغیب مشتریان به سوی کالاها و خدمات بازمانده است.
این مطالعه همچنین دست اندرکاران تبلیغات تلویزیونی اظهار کرده اند که تبلیغات مرتبط با دنیای سرگرمی در سالهای آینده نقش مهمتری در بازار تبلیغات خواهد یافت.
در همین حال هشتاد و هفت درصد از شرکت های تبلیغاتی گفته اند که در سال جاری تمرکز بیشتری را بر روی تبلیغات اینترنتی خواهند داشت.

اوباما از کلینتون پیشی گرفت
آمار هفته گذشته نیز نشانگر آن است که باراک اوباما در تبلیغات اینترنتی و جلب حمایت در اینترنت با فاصله بسیار هیلاری کلینتون دیگر نامزد حزب دمکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا را پشت سر گذاشته است.
آمار ماه دسامبر سایت های هر دو نشانگر آن بود که سایت اصلی کلینتون نزدیک به پنجاه هزار بازدید کننده بیشتر داشته است، اما با آغاز رقابت های درون حزبی در ماه ژانویه، میزان بازدید کنندگان سایت اوباما به 2.2 میلیون بازدید کننده رسید در حالی که میزان بازدید کنندگان سایت کلینتون 1.1 میلیون نفر بوده است. در همین حال اوباما در سایت های تعاملی وب 2 از حمایت بیشتری برخوردار شده است به عنوان نمونه در فیس بوک تعداد طرفدران اوباما 631.835 در برابر124.101 طرفدار کلینتون بوده است.
در سایت تعاملی مای اسپیس طرفداران اوباما دو برابر کلینتون هستند، در یوتیوب وضع کلینتون به مراتب وخیم تر است. در حالی که ویدئوهای اوباما 21 میلیون بار دیده شده اند ویدئوهای کلینتون تنها 7.5 میلیون بار دیده شده اند.
پیروزی اوباما در میدان تبلیغات انتخاباتی به اعتقاد بسیاری از کارشناسان گذشته از جلب حمایت رای دهندگان جوان تر، توجه جدی تر به تبلیغات اینترنتی است و بیش از 28 میلیون دلار از بودجه تبلیغاتی 32 میلیون دلاری وی از محل کمک های مالی کوچک حامیانش در اینترنت جمع آوری شده است.
در جبهه جمهوریخواهان سناتور جان مک کین با 596 هزار بازدید کننده از سایتش نسبت به سایر رقبای هم حزبی خود پیش تر است. اما پس از دو سایت اوباما و کلینتون سومین سایت سیاسی پرمخاطب آمریکا با نزدیک به یک میلیون بازدیدکننده در ماه ژانویه سایت پلوتیکو است که وبلاگ دو روزنامه نگار سابق واشینگتن پست است و بسیاری از آگهی دهندگان عمده را به خود جلب کرده است از آسک کام گرفته تا باراک اوباما.
آخرین مناظره باراک اوباما و کلینتون در سی ان ان 7.8 میلیون بیننده داشت و تحلیل گران ارتباطات سیاسی معتقدند با توجه به استراتژی تبلیغاتی کارزار اوباما و حمایت اغلب چهره های سیاسی، هنری و ورزشی طرفدار دمکرات از وی، اوباما به سرعت از کلینتون پیشی خواهد گرفت و به عنوان نامزد اصلی حزب دمکرات در انتخابات آتی معرفی خواهد شد.

ممنوعیت یوتیوب در پاکستان
مقامات رسمی به دلیل آنچه اهانت به اسلام در سایت اشتراک ویدئوی یوتیوب نامیدند دستور فیلتر کردن این سایت در پاکستان را صادر کردند.
خبرنگاران محلی می گویند احتمالا انتشار کاریکاتورهای دانمارکی از پیامبر اسلام در یوتیوب سبب برآشفته شدن مقامات رسمی این کشور شده است.
ولی برخی دیگر نیز معتقدند احتمال انتشارفیلمی از خیرت ویلدرس، یک نماینده مجلس هلندی در باره اسلام در این سایت عامل اصلی این ممنوعیت بوده است.

رشد خرید آن لاین
هشتاد و پنج درصد جمعیت کاربران اینترنت از طریق آن به خرید می پردازند. براساس آخرین گزارش تحقیقی موسسه نیلسون، کاربران اینترنت در جهان میزان فروش از طریق اینترنت در دو سال گذشته را چهل درصد افزایش داده اند.
مدیر بخش پژوهش های بازاریابی نیلسون می گوید دو سال پیش که این موسسه شروع به بررسی بین المللی در این زمینه کرد تنها ده درصد از کاربران اینترنت از حدود 627 میلیون نفر به خرید اینترنتی می پرداختند، اما این میزان اکنون به چهل درصد از 875 میلیون نفر رسیده است.
در سطح جهانی در ماه گذشته نیمی از کاربران اینترنت حداقل یک بار به خرید آن لاین پرداخته اند. سرآمد خرید اینترنتی در کره جنوبی بوده است که 99 درصد کاربران از آن برای خرید اینترنتی استفاده می کنند و ماه گذشته 79 درصد از آنها اقدام به خرید اینترنتی کرده اند، پس از این کشور بریتانیا با 76 درصد و سوئیس با 67 درصد قرار دارد و رتبه چهارم با فاصله ای قابل توجه از آن آمریکا با57 درصد است.
کتاب بیشترین کالایی بوده است که در خریدهای آن لاین، هدف خریداران بوده است و پس از آن کفش، لباس و جواهرآلات، ویدئو و سرانجام بلیت هواپیما قرار داشته است.

اولین فستیوال فیلم در عربستان سعودی
هفته پیش عربستان سعودی اعلام کرد که اولین جشنواره فیلم در تاریخ این کشور را برگزار خواهد کرد. به گزارش ورایتی، این جشنواره پنج روزه که هنوز نامی ندارد توسط مرکز ادبی دمام و مرکز فرهنگ و هنر سعودی برگزار خواهد شد.
این جشنواره در بیستم مه افتتاح خواهد شد و شامل فیلم های مستند و کوتاه از کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد بود. جایزه نخل طلایی نیز به بهترین فیلم های هر رشته تعلق خواهد گرفت.
در ماههای گذشته مرکز ادبی دمام اقدام به نمایش فیلم هایی برای تماشاگران بصورت مجزا در دو گروه زنانه و مردانه کرده است که نشانه ای از خاتمه ممنوعیت سینما در این کشور تلقی شده است.
مطالب مرتبط:
گزارش کامل هشتادمین مراسم اسکار

شرط‌‌‍‌ بندی اسکار و نبردهای وبلاگی

سکس، آزادی بیان و ویدئوهای اینترنتی

از تلویزیون فارسی اتحادیه اروپا تا اعتیاد به اینترنت
منتشر شده در: زمانه       

  

تاریخ انتشار: ۵ اسفند  ۱۳۸۶             • چاپ کنید 

 

 

 

 

 

انتشار: ۵ اسفند  ۱۳۸۶

سرنگونی هواپیمای ایرانی و امپریالیسم خبری

بحث امپریالیسم خبری در ارتباطات در دهه های شصت و هفتاد میلادی، یکی از مباحث جدل برانگیز و اساسی در علوم ارتباطات محسوب می شد، روزگاری که انقلاب ارتباطات قرن بیست و یکم شکل و شمایل رسانه ها را چنین تغییر نداده بود که مداخله مستقیم مخاطب/ آفریننده در بازتاب واقعیت در رسانه، ساختار تک ساحتی هژمونی رسانه ها را برهم بزند.

هرچند که همچنان هژمونی رسانه به دلیل ساختار اقتصادی-سیاسی ش برقرار مانده ولی رویکرد مخاطب در برابر آن دستخوش تحول عمیقی شده است.

بازتاب سرنگون سازی هواپیمای ایرباس ایران توسط ناوجنگی وینسنس در رسانه های جریان اصلی در روز سوم جولای ۱۹۸۸ برفراز خلیج فارس نیز نمونه ای از همین مبحث در سالهای پایانی دهه هشتاد و جنگ سرد محسوب می شود.

این مستند تلویزیونی را به سفارش تامین برنامه شبکه اول سیما در کمتر از سه روز به مناسبت سالگرد این واقعه ساختم و پس از آن ۲۰ ساعت خوابیدم!در هفته اول تیر ماه ۱۳۷۹ در هفته نامه سروش که در آن زمان دبیر سرویس رسانه های آن بودم مقاله مفصلی در باره بازتاب رسانه ای این واقعه نوشتم که بلافاصله توسط مدیر وقت تامین برنامه به من پیشنهاد ساخت مستندگزارشی در این باره شد.

موضوع را به عباس بیات، همکلاسی دوره عالی کارگردانی سینما در باغ فردوس خبر داده و با استقبال او بلافاصله دست به کار شدم، دستیار تهیه به وزارت خارجه و صدا و سیما رفت تا هر چه مستند و راش در این باره موجود است گرد آورد، نامزدم نیز مامور برنامه ریزی شد.

ظرف چندین ساعت متن برنامه بر اساس مستندات وزارت خارجه و داده های پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما نوشته شد و با رسیدن راش ها، مونتاژ اولیه آن را شروع کردم، روز بعد با دو گوینده حرفه ای و یک همکار در استودیوی صدا، صدا را ضبط کردیم و همان شب آن را فاین کات و میکس کردیم.

فردا صبح فیلم آماده شده را باردیگر بصورت گروهی دیدیم و تهیه کننده آن را به شبکه اول برد و همانجا یعنی روز یازدهم تیرماه مدیر تامین برنامه به همراه ناظرپخش شبکه اول آن را دیدند، پسندیدند و در کنداکتور شبکه اول برای پخش در همان شب قرار دادند.

 

فیلم کامل را ببینید

سال بعد همین فیلم توسط تهیه کننده در اختیار شبکه خبر قرار گرفت که من از آنجا به پژوهش سیاسی انتقال یافته بودم و فیلم در شب یازدهم تیرماه از این شبکه پخش شد.

در سال ۱۳۸۱ مدیر تامین برنامه شبکه اول، بدون هماهنگی با من یا تهیه کننده فیلم را درجدول برنامه های شب دوازدهم تیرماه قرار داده بود و از آنجا که وی هنوز بابت این فیلم با تهیه کننده تسویه حساب نکرده بود، با مراجعه به دفتر وی، فیلم را از وی گرفتم و در نتیجه آن را از کنداکتور بیرون کشیدم.

من شخصا بابت تهیه این گزارش تلویزیونی دستمزدی دریافت نکردم ولی فیلم علاوه برآنکه بعدا بارها از شبکه خبر پخش شد، در زمان حضور من در صدا و سیما نیز چندین بار در جلسات عمومی مدیران یا مناسبت های مختلف مانند سمینار روز ارتباطات که مدیر و برگزار کننده آن در معاونت سیاسی خودم بودم به نمایش درآمد و با آنکه لحن آکادمیک آن برای مخاطب عام مناسب نیست و با شیوه پروپاگاندای سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی مغایر بود، به عنوان یک نمونه خوب از «برنامه سازی جنگی» برای تلویزیون از آن یاد شده است.

نسخه اینترنتی این گزارش تلویزیونی را اخیرا برای جایی که از من نمونه کار خواسته بود با به زحمت انداختن چند نفر از دوستان در ایران توانستم بارگذاری کنم زیرا نسخه اصلی بر روی نوار بتاکم ثبت شده بود که سیستم اصلی پخش صدا و سیما بود و گویا چند سالی است که در این سازمان هم منسوخ شده است.

بهرحال توضیح دو نکته را ضروری می دانم: برخی جزئیات در باره واقعه سرنگون سازی هواپیمای کره ای توسط شورویها در این گزارش دقیق نیست که مستند بر اسناد وزارت خارجه در زمان ساخت این گزارش تلویزیونی بوده است.

و دیگر اینکه این برنامه تلویزیونی را تنها به عنوان یک نمونه کار جنگی تلویزیونی و مستندسازی آکادمیک برای آن به مناسبت بیستمین سالگرد این واقعه در اینجا ثبت می کنم و طبعا به معنای آن نیست که نگرش های ارتباطی من همانند هشت سال پیش است.

حال که مرجعی که نمونه کار خواسته بود سبب بازیابی برخی از نمونه کارهایی که اتفاقا در ایران در دسترس بوده، شده است، به زودی برخی دیگر از این کارهای تلویزیونی را با شرح داستان ساخته شدن آنها و حواشی آنها را نیز در اینجا خواهم آورد.

ا.ح

درضمن هرگونه استفاده و بهره برداری از این ویدئو با یا بدون ذکر نام سازنده کاملا آزاد است اما حقوق مادی آن متعلق به تهیه کننده و احتمالا سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.

پانزده سالگي اينترنت

انقلاب ارتباطات در آستانه قرن بيست‌و‌يکم

 سي آوريل ۱۹۹۳، روزي که شبکه جهاني اينترنت (WWW) براي استفاده همگاني در اختيار کاربران قرار گرفت، به عنوان سرفصل تاريخي پيدايش رسانه تازه اي شناخته شده است که به انقلاب ارتباطات شکل و شمايي تازه داد و مولفه هاي تعاملي ساختار شکني نظام سنتي گوينده/ شنونده را سرعت بخشيد يا شايد به پايان رساند.

4_season_media_01.jpg

سازمان اروپايي تحقيقات اتمي که اختصارا CERN ناميده مي شد و در ژنو سوئيس مستقر است، پس از سالها کار بر روي شبکه انتقال داده ها، در اواخر دهه هشتاد موفق شد اولين شبکه داخلي ارتباطات کامپيوتري در اروپا را در بزرگترين مرکز تحقيقات فيزيک اتمي جهان پديد آورد، مشابه چنين شبکه اي نيز در همان دوران در آمريکا و به ويژه پنتاگون مورد استفاده قرار مي گرفت.

اين پروژه در نيمه دوم دهه هشتاد توسط تيم برنرز لي که پدر اينترنت خوانده مي شود در اين سازمان با عنوان انکواير آغاز شد وي به همراه رابرت کايليائو با کار بر روي فن آوري هايپرتکست موفق شدند اولين سايت اينترنتي جهان را در سال 1990ايجاد کنند.

در سي ام آوريل 1993 سي ائي ار ان اعلام کرد فن آوري اينترنت براي استفاده همگان آزاد است. در همان سال به تدريج برخي از دولت ها و سازمان هاي بين المللي اولين وب سايت هاي خود را براي استفاده کارکنان خود و ارائه اطلاعات و اسناد مورد لزوم پديد آوردند.

اما چند سالي طول کشيد که اينترنت به واسطه امکان بهره برداري از خط تلفن عموميت يابد و دولت ها و سازمان ها نيز دريابند که مخاطبان احتمالي سايت هاي اينترنتي شان چه کساني هستند و اين رسانه تازه چه قابليت هايي دارد.

4_season_media_02.jpg

تاريخچه مختصر اينترنت

اوايل دهه هفتاد: آغاز به کار شبکه آرپانت توسط وزارت دفاع در آمريکا در پاسخ به پروژه موشک اسپوتنيک شوروي براي هدف قرار دادن مراکز مخابراتي و ارتباطي آمريکا

1987: آغاز شبکه يوزنت
1990: آغاز به کار اولين سرور وب و اولين سايت اينترنتي در سي ائي ار ان
1991: آغاز به کار اولين سرور اينترنت در خارج از سوئيس و اروپا
1992: اولين مرورگر اينترنتي در سيرن تکامل يافت
1993: آپل مک کينتاش براي اينترنت مرورگر آلفا را عرضه کرد و با عرضه اولين کامپيوترهاي خانگي اولين توليد کننده عمده کامپيوتر براي اينترنت لقب گرفت
1993: سي ائي ار ان بهره برداري از فن آوري شبکه جهاني وب را براي همگان آزاد اعلام کرد
1993: برخي از دولت ها و سازمان هاي جهاني اولين سايت هاي اينترنتي خود را منتشر کردند
1994: پيتزا هات سفارش گرفتن پيتزا از طريق وب سايتش را آغاز کرد
1994: ارائه اخبار بر روي اينترنت توسط خبرگزاريها و برخي از سايت هاي اوليه خبري آغاز شد
مي 1994: اولين کنفرانس جهاني اينترنت توسط سي ائي ار ان در ژنو برگزار شد
ژوئن 1994: شمار سرورهاي ثبت شده به 1500 رسيد
اول اکتبر 1994: کنسرسيوم شبکه جهاني اينترنت بنياد نهاده شد
1995: اينترنت موضوع اصلي مذاکرات سران دولت هاي هفت کشور صنعتي در بروکسل بود
1996: آغاز به کار سايت هاي اختصاصي خبري
1997: افشاي رسوايي جنسي کلينتون بر روي يک سايت اينترنتي خبري، براي نخستين بار اهميت اين رسانه تازه در خبررساني را براي همگان آشکار ساخت
1998: سرويس هاي اي ميل و پيام برهاي مجاني و لپ تاپ هاي قابل حمل عموميت يافتند
1999: گسترش شبکه اينترنت بي سيم
2000: شمار کاربران اينترنت در اروپا به بيش از سي و پنج درصد و در آمريکا به بيش از پنجاه درصد رسيد
2001: گسترش اينترنت پهن باند
2002: گسترش تلويزيون اينترنتي
2003: تسخير بازار جستجوگرها توسط موتوري جستجوي گوگل
2004: گسترش مفهوم شبکه هاي تعاملي و وب 2
2005: گسترش خدمات اينترنت بر روي موبايل
2006: افزايش سرعت اينترنت به بيش از صد برابر نسبت به ده سال قبل
2007: بهره وري بيش از يک ميليارد و سيصد ميليون نفر از اينترنت

4_season_media_03.jpg

اينترنت در ايران

آغاز اينترنت در ايران به سال 1370 بازمي گردد که صدا و سيما شبکه داخلي خود را براي واحد مرکزي خبر راه اندازي کرد اما مفهوم واقعي اينترنت دو سال بعد يعني همزمان با عموميت يافتن اينترنت در جهان توسط مرکز تحقيقات فيزيک نظري آغاز شد که به تدريج امکان استفاده از اي ميل و اينترنت را در اختيار دانشجويان برخي از دانشگاه ها قرار داد.

در سال 1373 موسسه ندارايانه به عنوان اولين شرکت ارائه دهنده خدمات اينترنتي در ايران آغاز به کار کرد، در همين سال نخستين وب سايت هاي فارسي زبان متولد مي شوند. در سال 1374 صدا و سيما سايت واحد مرکزي خبر را براي انتشار اخبار راه اندازي کرد و روزنامه همشهري به عنوان اولين روزنامه اينترنتي بر روي اينترنت منتشر شد. خبرگزاري ايرنا سايت اينترنتي خود را به تدريج راه اندازي کرد. در همين سال مسئوليت نظارت بر اينترنت توسط مجلس شوراي اسلامي به شرکت مخابرات سپرده شد. پنج سال بعد مجلس با تصويب لايحه دولت خاتمي فيلترکردن اينترنت را براساس تشخيص هيئتي مرکب از صدا و سيما، قوه قضاييه، شرکت مخابرات و وزارت اطلاعات تعيين مي کند.

در سال 1375 مراکز دولتي بيشتري به ايجاد سايت هاي اينترنتي روي مي آورند و شرکت هاي بيشتري براي ارائه خدمات اينترنتي وارد بازار مي شوند. بخش هاي خبر و معاونت سياسي صدا و سيما به شبکه اينترنت اختصاصي صدا و سيما متصل مي شوند.

در سال 1376 شمار موسسات دولتي و خصوصي مجهز به خطوط اينترنتي افزايش مي يابد اما استفاده از اينترنت براي همگان هنوز فراگير نشده است. در سال 1377 پروژه يونيکد فارسي آغاز مي شود و در سال 1378 همزمان با رخدادهاي مرتبط با خيزش تيرماه 1378 اولين سايت هاي خبري فارسي زبان در خارج از کشور راه اندازي مي شوند.

در سال 1379 خبرگزاري ايسنا به عنوان نخستين خبرگزاري تاسيس شده پس از استقرار جمهوري اسلامي با انتشار اخبار خود بر روي اينترنت آغاز به کار مي کند.

در سال 1380 بهره برداري از اينترنت براي مصارف خانگي با خط تلفن عموميت يافته، آمارها حاکي از وجود حدود ده ميليون کاربر اينترنت در کشور است و بهره برداري از خطوط فيبرنوري آغاز مي شود.
از سال 1380 تا کنون بر اساس آمارهاي رسمي شمار کاربران اينترنت در ايران به حدود بيست ميليون نفر رسيده و شمار سايت هاي فارسي در اينترنت از يک ميليون سايت تجاوز کرده است که بيش از شصت و پنج درصد آنها وبلاگ يا سايت هاي شخصي هستند، با اين حال سرعت اينترنت در ايران تغيير چنداني نکرده است و اتصال دايل آپ همچنان عمده ترين وسيله برقراري ارتباط است. جمهوري اسلامي در کنار چين بدترين کشور سانسور کننده اينترنت در جهان است که مردم را از دست يافتن به اطلاعات سياسي، علمي، فرهنگي و اخبار روز و برقراري ارتباط با ديگران بازمي دارد.

در حالي که بهره برداري از اينترنت بي سيم و اينترنت بر روي موبايل در ايران آغاز شده است اما سرعت اينترنت و محدود بودن خدمات اينترنتي و رشد نيافتن تجارت اينترنتي و ارتباط اينترنتي با مراکز دولتي يا خصوصي سبب شده است تا مردم از بخشي از کارآيي هاي اينترنت در زندگي روزمره محروم بمانند.

4_season_media_04.jpg

اينترنت و مفهوم تازه دمکراسي

ماهيت رسانه هاي جريان اصلي قرن بيستم مرکز گرا، عامه پسند، کلي نگر، تماميت خواه، سلطه جو و يک سويه نگر خوانده شده اند.

شايد از همين رو باشد که جز ويدئو که در اواخر دهه هشتاد به رسانه اي آلترناتيو بدل شده ولي هنوز جايي براي نمايش همگاني و قابل دسترسي براي همه نداشت، ظهور اينترنت در آخرين سالهاي قرن بيستم مفهوم انقلاب ارتباطات را در انديشه هاي نظريه پردازان ارتباطات با مولفه هاي پست مدرنيسم و پست مارکسيسم چپ نوين پيوند زد.

اگر در متون دهه هاي نود از رشد و گسترش رسانه هاي همگاني و دامنه تاثيرات اجتماعي/سياسي آنها به عنوان نشانه هاي انقلاب ارتباطات با مفاهيمي چون فرهنگ عامه در برابر فرهنگ رسمي و ارزش هاي خرده فرهنگ ها در برابر ارزش هاي سنتي فرهنگ غالب ياد شد که ويدئو آن چنان که گدار نيز اشاره مي کند به رسانه اي انقلابي براي حضور، مداخله و عينيت يافتن سينما/ويدئو در زندگي روزمره بدل مي شود اما اين انقلاب در آخرين سالهاي قرن بيستم بيش از آنکه مفهومي ايدئولوژيک داشته باشد خاستگاه هايي تکنولوژيک دارد که مي تواند با نشانه هايي چون پخش زنده، تلويزيون ماهواره اي، فرستنده هاي راديويي خانگي به سرعت به جريان اصلي رسانه هاي سرمايه داري وصل شود.

اما اينترنت شايد در تاريخ پانزده ساله خود تاکنون يگانه مفهوم رسانه آلترناتيو است که هر روز که مي گذرد بيش از قبل نقش آلترناتيو بودن خود را بهتر ايفا مي کند.

در برابر شبکه رسانه هاي غول آسا، اينترنت با اين که همچنان از ابزار سرکوب دولت ها و سازمان هاي تماميت خواه رنج مي برد اما همه ويژگي هاي اصلي رسانه پست مدرن يعني دگرگوني دروني، چند صدايي، تکثرگرايي، شخصي بودن، ساختارشکني و بي نظمي را در خود دارد.

شايد اگر پل سوئيزي اکنون زنده بود از اينترنت به عنوان مظهر تازه «بي نظمي نوين جهاني» در برابر نظم پيش ساخته رسانه هاي سرمايه داري ياد مي کرد که در ذات خود شورشي و انقلابي است.

مفهوم مداخله گري در جريان رخدادهاي روزمره که به بهترين شکل خود را در روزنامه نگار شهروند يا وبلاگ نويس نشان مي دهد براي نخستين بار جايگاه روزنامه نگار به عنوان داناي کل فخر فروش، راوي يگانه و قدرت مطلق نظام اطلاع رساني را به چالش کشيد.

و نه تنها چالش که ميليونها گزارشگر در همه جا پديد آورد و به اين ترتيب هم تمرکز و انحصار منابع را از ميان برد و هم رسانه هاي جريان اصلي را ناچار به بهره وري از محصولات خود ساخت.

جهاني که همه در آن مي بينند، نظر مي دهند، مي نويسند، نقد مي کنند، گزارش مي کنند و خبر مي دهند جهاني است که به آنچه انديشمندان نخستين يونان از دمکراسي ياد کرده اند بيشتر نزديک است تا مفهوم قرن نوزدهمي و بيستمي دمکراسي ليبرال.

دمکراسي قرن بيست ويکمي با اينترنت چيزي بيش از يک سرگرمي صرف است، مداخله در پديدارهاي سياسي/اقتصادي/ فرهنگي و اجتماعي زندگي و ارتقاء مردم از مصرف کننده خوراک اطلاعاتي به خالق اطلاعات.

در اين ميانه اينترنت با وجود آنکه عمرش به دو دهه نرسيده است بيش از هر پديدار فرهنگي ديگري زندگي اجتماعي بشر قرن بيست و يکمي يا حداقل بخشي از طبقه مالک آن را تغيير داده است و خود نيز تغيير کرده است.

دمکراسي ديجيتالي با اينکه مفهومي تازه در نظريه هاي ارتباطات است اما قابل پيش بيني است که تا پيش از پايان ربع اول اين قرن به شمايل تازه زندگي تعاملي(با رسانه هاي چند وجهي تازه اش) مردم در بسياري از کشورها بدل شود.

دو دهه بيشتر دانشمنداني که در آزمايشگاه هاي خود بر روي اين شبکه ارتباطاتي تازه کار مي کردند شايد نمي دانستند گستردگي و تاثير اين پديده تازه در کمتر از دو دهه تا کجا پيش خواهد رفت، برخي از نامه نگاريهاي آنها روشن مي سازد که تصور آنها از اين شبکه ارتباطي تازه حداکثر امکان ارتباط موسسات تحقيقاتي با يکديگر و انتقال سريع داده ها بوده است، عجيب است که چنين تصوري را گراهام بل، برادران لومير و ولادمير زورکين در مورد تلفن، سينما و تلويزيون هم داشتند. اما عجيب تر آن است که وقتي ما پانزده سال بعد اين نوشته را در باره پانزده سالگي اينترنت مي خوانيم پوزخند نزنيم.

منتشر شده در روز ، پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 [2008.05.08]

روزنامه اینترنتی روز

جل الخالق

در حاشیه نمایش مینی سریال «ثریا» در تلویزیون های آلمان، اتریش و فرانسه

زندگی خاندان سلطنتی و زوایای گوناگون آن که بیانگر جلال و عظمت قدرت اشرافی است، گاه گاه برای رسانه های جریان اصلی (Main Stream Media) سوژه خوبی است.به ویژه اگر سوژه فیلم سرگذشت یک شاهزاده زیبای غربی در کشوری عقب مانده باشد که دیگر بهتر!

نمایی از مینی سریال ثریا

چندی پیش شبکه های اصلی و دولتی سه کشور اتریش، آلمان و فرانسه بطور هم زمان یک فیلم تلویزیونی بسیار سطحی و از نظر پروداکشن تلویزیونی، در رده «ج»، به نام «ثریا» را نشان دادند؛ که نه تنها واقعیات مسلم تاریخی در باره وقایع دوران کودتای امپریالیستی 28 مرداد که مربوط به زمان حضور ثریا اسفندیاری در دربار به عنوان ملکه می شد تحریف کرده بود، بلکه توهینی آشکار به ایران و ایرانیان را دربرداشت و با وجود نمایش هم زمان آن از سه کانال پر بیننده در سه کشوری که شمار ایرانیان در آن نیز کم نیست، نگارنده پس از سه هفته مداقه هیچ صدای اعتراضی را در این باره نیافت و این نکته از نمایش این فیلم بی ارزش تاسف بارتر است!
«ثریا » داستان تحریف شده زندگی ثریا بختیاری اسفندیاری، ملکه سابق حکومت سرنگون شده پادشاهی در ایران، است. به روایت فیلم : دختری باهوش و غربی ( ثریا بهرحال آلمانی تبار قلمداد می شود)، حساس و روشنفکر که قربانی جنگ قدرت درباری نسبتا فاسد می شود؛ یعنی همان داستان شاه و پریان غربی با مخلوطی از کمپلکس سیندرلا!

نمایی از مینی سریال ثریا

از کیفیت نازل فیلم (که در دو قسمت یک هشتاد دقیقه ای در شبکه های سه کشور نمایش داده شد) که بگذریم، کارگردان و سناریست ها حتی همین کلیشه رایج و دستمالی شده شاهزاده خارجی (یعنی غربی) گرفتار در چنگال توطئه های دربار کشور میزبان را هم نتوانسته اند خوب از کار در بیاورند. از همین رو علیرغم تبلیغات کانال اول در آلمان این فیلم تلویزیونی مطلقا هیچ توجهی را جلب نکرد.
شخصیت پردازی های فیلم نیز بر اساس همین کلیشه بدون توجه به مستندات تاریخی سطحی و تک بعدی از آب در آمده است؛ محمد رضا پهلوی شخصیتی سمپاتیک با سیمایی مدرن است که سعی می کند جایگاه خود را در جنگ قدرت درونی و البته مبارزه با کمونیستها حفظ کند. مصدق نخست وزیری مزور است که با تکیه بر کمونیست ها می خواهد کشور را به بلوک شرق پیوند بزند. سمیرا و خانواده شاه نیز در پی حذف ثریا به عنوان غریبه ای مزاحم از قدرت هستند.
در عالم واقعیت اما نه محمد رضا پهلوی شخصیتی سمپاتیک بود و نه حتی مدرن، او تنها با تکیه بر زور اسلحه و ترور قدرت خود را حفظ می کرد. سمیرایی در عالم واقع وجود ندارد؛ بلکه اشرف خواهر دو قلوی شاه که گاه به طعنه می گفت اگر او مرد بود حکمران بهتری از شاه می شد ( البته سابقه فساد گسترده و قاچاق مواد مخدر وی، شیوه این حکمرانی بهتر را قابل تصور می کند!) بازیگردان اصلی حذف ثریا از قدرت بوده است.
حال این سوال پیش می آید که چرا نام اشرف در این فیلم که قرار است روایتی تاریخی از ملکه سابق حکومت شاهنشاهی ایران باشد به سمیرا تغییر می یابد؟؛ شاید قرار بوده تا با این تغییر نام وجهه شاهزاده اشرف در نزد مخاطبان غربی محفوظ بماند!
و اما مصدق مردی کوتاه قد ، چاق و مزور به روایت فیلم که نسخه بدل نخست وزیر حیله گر افسانه های شاه و پریان است می کوشد تا اساس نظام سلطنتی که باز به روایت فیلم محبوب مردم گرسنه و بیکار و عقب مانده است، را براندازد.
در عالم واقعیت اما دکتر محمد مصدق یک سیاستمدار ناسیونالیست بود که بر خلاف برخی از یارانش (مانند گرامی یاد دکتر حسین فاطمی) هیچ گاه خواستار القای سلطنت و تبدیل ایران به جمهوری نبود .

اشتباه تاریخی مصدق به خاطر جلوگیری از قدرت گرفتن حزب توده ( که هیچ گاه در تاریخ حیاتش نه تنها کمونیست نبود بلکه چپ به معنای عام کلمه هم نبود) برای عدم مقاومت عملی در برابر کودتای دوم سبب شد تا یک فرصت تاریخی برای دگرگونی های اصولی و ترقی در ایران از کف برود.
همدستی روحانیت که بیش از هرچیز مخالف قدرت گیری حزب توده بودند با دربار و بی عملی ملی گرایان در برابر کودتا سبب شد تا کار کودتاگران به رغم افشا شدن قصد و نیت آنان به راحتی با کمک مشتی بدکاره و لمپن به راحتی پیش برود.
از سوی دیگر خیانت تاریخی سران حزب توده که گویی منتظر فتوای برادر بزرگتر نشسته بود (توجیهاتی هم که پس از آن سران این حزب در باره بی عملی خود کردند عذر بدتر از گناه بود) نیز خیال کودتاگران را برای مقابله با مقاومت سازماندهی شده راحت کرد؛ برخی از کادرهای حزب توده خود به رکن دوم ارتش پیوستند و دستگاه جهنمی ساواک را برای شکار، تعقیب و ترور جوانان آزادیخواه راه انداختند و یا با نوشتن توبه نامه هایی مفتضح هم از زندان نجات یافتند و هم به آب و نانی رسیدند! 
در همین حال جانفشانی های کسانی چون سرهنگ سیامک و سروان خسرو روزبه و ده ها تن دیگر که بدون توجه به تسلیم سران حزب توده، با مرگ پرافتخار خود برگ های تازه ای به جنبش ترقی خواهی و آزادی خواهی ایران افزودند، دهشت سفاکی کودتاگران را از یک سو و خیانت سران حزب توده را از سوی دیگر بیشتر نمایان می سازد.
روایت تحریف شده «ثریا » اما نشان می دهد که کمونیست ها با پرچم های سرخ خود سوار بر کامیون ها نظم شهر را بر هم میزنند، به نانوایی ها حمله می کنند و زنان چادری هم برای آنان هلهله می کنند !

ثریا اسفندیاری در هنگام تاج گذاری به عنوان ملکه ایران
پروداکشن درجه سه فیلم اما قادر به نمایش ابعاد این شورش خطرناک کمونیست ها نیست و تنها به چند نما از حمله به یک نانوایی و غارت نان های آن (که البته مانند همه چیز فیلم شباهتی به نان های متداول در ایران ندارد) خلاصه می شود!
بنابراین ارتشیان غیور البته با کمک CIA، شعبان بی مخ و سفیر آمریکا موفق می شوند این شورش را سرکوب و نظم(!) را مجددا برقرار کنند؛ البته آن ها کمی خشن به نظر می رسند ولی شاه قول می دهد که پس از مدتی همه را سر جای خودشان بنشاند!
به این ترتیب ملکه غربی فیلم پس از حذف یک رقیب، خود را رویاروی توطئه های تازه دربار می بیند و سرانجام در حالی که در دورانی خطیر با محمد رضا همراه بوده است، با ترک کشور و رفتن به سوئیس دربار را ترک می کند.

روایت فیلم اما برای آن که مخاطب غربی را بر اساس کلیشه های رایج به خوبی با افسانه سرایی های هالیوودی همراه سازد، پر است از تحریفات تاریخی و بازنمایی های توهین آمیز.
مثلا سربازان وفادار به مصدق یونیفورمی تیره به تن دارند که شبیه یونیفورم ارتش شوروی است و کودتاچیان یونیفورم های روشن .

 

زاهدی فرمانده ایی شجاع است که با هدایت مردم به جلوی خانه مصدق، فرمانده محافظان خانه وی را در حالی که سربازان از شلیک به سوی هم قطار های خود طفره می روند، وادار به اطاعت می کند. ( آیا شما مشابه این صحنه را در صدها فیلم دیگر درباره جنگ داخلی ندیده اید؟ ) در فیلم البته اشاره ای به جنایات و مقدمه چینی هایی که کودتاگران برای تدارک کودتا انجام می دهند، از جمله ترور سرتیپ افشار طوس، رئیس شهربانی دولت محمد مصدق و یا تطمیع کاشانی و روحانیون برای فراخواندن پیروان خود به مبارزه با کسانی که شعار جمهوری را سر می دادند نمی شود.
واقعیت این است که در فاصله چند روزه ناکام ماندن یک کودتا در 25 مرداد این خود مردم بودند که خواستار براندازی نظام شاهنشاهی و تبدیل کشور به جمهوری شدند و مجسمه های شاه را در سراسر کشور پائین کشیدند.
اما در فیلم چنان نشان داده می شود که تبدیل کشور به جمهوری به معنای پیوستن به بلوک شرق است و این در حالی بود که مصدق امیدوار بود با استفاده از رقابت آمریکا و انگلستان بتواند با توجه به ملی شدن نفت ،نظام مشروطه را در ایران مستقر کند؛ اما انگلستان و آمریکا البته خواهان مالکیت بی چون و چرا و بی دغدغه بر چاه های نفت ایران بودند؛ بنابراین بار دیگر شاه فراری را (که جرات بازگشت به کشور را نداشت و تقریبا به اجبار چند روزی پس از کودتا او را به ایران بازگرداندند) به زور سرنیزه به ایران برگرداندند.
در این فیلم اما هر بار که شاه و ملکه از کاخ خود بیرون می آیند مردم روستایی، زنان چادری و طرفداران شاه در دو سوی جاده صف کشیده اند و برای او ابراز احساسات می کنند!
اما واقعیت این است که بسیاری از زنان در آن زمان بدون چادر بودند و اگر چه برخی از هواداران حزب توده ( به عنوان همنوایی با زنان زحمتکش ) روسری بر سر داشتند ولی بر اساس عکس ها و فیلم هایی که از آن زمان موجود است، زنانی که در تظاهرات شرکت می کردند چادر نداشتند. اما پوشش چادر اصولا متعلق به اواخر سال 57 است که مذهبیون کوشیدند تا با همگانی کردن آن در برابر نیروهای چپ صف آرایی کنند و بعد از رسیدن به قدرت نیز آن را به عنوان حجاب برتر، اجباری کردند.

ثریا اسفندیاری در هنگام تاج گذاری به عنوان ملکه ایران
این فیلم که در مراکش تصویر برداری شده است نه تنها با فضای عربی ( مثلا در لوکیشن های کاخ که المان های عربی را نمایان می سازند) خود، تصور این که ایران یک کشور عربی است را در مخاطب نا آشنای غربی تقویت می کند، بلکه به نظر می رسد گروه تولید فیلم جز رعایت برخی ملاحظات (از جمله تغییر اسامی و …) از مشاوره هیچ ایرانی ایی در فیلم بهره نگرفته است (حتی پلاکاردهایی که در دست مردم است نیز به جای فارسی تقریبا عربی نوشته شده اند!) تا حداقل فضا سازی های فیلم برای مخاطب آشنا با فرهنگ ( و نه حتی تاریخ ) ایران قابل قبول ( یا حداقل قابل تحمل ) به نظر برسد. 
اما نمایان ساختن شخصیت های تک بعدی برای روایت کردن داستان شاه و پریانی و تخفیف دادن یک جنبش پرشور و گسترده دمکراسی در آن سال ها به یک بازی سیاسی درباری و ترسیم چهره ای عقب مانده و دنباله رو از مردمی که در ظرف چند روز از شعار جمهوری خواهی توسط کمونیست ها با شعار زنده باد شاه به خانه مصدق هجوم می برند توهینی آشکار به مردم ایران است.
اگر چه نوشتن در باره این فیلم بی ارزش نوعی وقت تلف کردن است، اما نباید از نظر دور داشت که به تازگی برخی کسانی که در سال 57 از بیم مجازات توسط مردم به خارج از کشور گریخته اند تلاش وسیعی را برای تحریف تاریخ با توجه با گستردگی جمعیت جوانان زیر سی سالی که به منابع تاریخی دسترسی چندانی ندارند و تحت بمباران تبلیغاتی رسانه های بیست و چهار ساعته آنان قرار دارند به خرج می دهند تا راه بازگشت خود را با کمک یک کودتا یا مداخله نظامی آمریکا ( که برای آن شمارش معکوس هم اعلام می کنند) هموار کنند و بار دیگر به غارت و چپاول سرمایه های کشور بپردازند، آغاز کرده اند. انتشار کتاب فرح دیبا و توری که او برای این کتاب شکست خورده (که هیچ توجهی را جلب نکرد) راه انداخت و برجسته سازی آن توسط ده ها رسانه سلطنت طلب لوس آنجلسی تنها یک نمونه است. نمونه سطحی تر آن البته شعبده بازی یکی از طرفداران شووینیست سلطنت طلب ها در پاریس است که چندی پیش مدعی شد دختر ثریا اسفندیاری را یافته است و البته چندان مشتری جلب نکرد! 
شاید فیلم «ترمینال»استیون اسپیلبرگ پدرخوانده کارخانه رویاسازی هالیوود که روایتی تحریف شده از ماجرای یک پناه جوی ایرانی است، را نیزبتوان در کنار این جریان سازی رسانه های مسلط قرار داد (که در یادداشتی دیگر به آن نیز خواهم پرداخت). 
واقعیت این است که جریان مسلط فرهنگی و رسانه ای سعی می کند با تک صدایی و انحصاری کردن وانموده های خود، چنین القا کند که بورژوازی مدرن غربی (از نوع غیر اسلامی یا کمتر اسلامی اش) ظاهری متمدانه تر دارد؛ البته برای این جریان، ظاهر اصولا مهم تر از ماهیت است. به همین دلیل است که زمانی برای خاتمی خندان هلهله می کرد و او را همتای گورباچف قلمداد می کرد و اکنون به دنبال یافتن آلترناتیوهای دیگری از درون رژیم ( چون شیرین عبادی ) است.
اگر فرض کنیم که ماهیت این جریان سازی ها نتیجه ای جز فیلم هایی از دست «ثریا»
به دست نمی دهد، اما هشیاری و آگاه سازی و یا اعتراض جامعه یک و نیم میلیون نفری ایرانیان خارج از کشور (یا حداقل دویست هزار نفری ساکن این سه کشوری که فیلم در کانال های دولتی آنها به نمایش در آمده است) سبب خواهد شد تا این جریان نتواند با خیال راحت هر خوراک مسمومی را به خورد مخاطب خود بدهد.

در حاشیه: 
مشخصات فیلم
کارگردان:لودویکو گاسپارینی
فیلمانه : ژاکلین فیتر و دیوید سلتر
بازیگران : آنا والی( ثریا) ،اول ساندر(شاه ) ،ماتیلدار می ( شمس)،کلود براسوئر( مصدق )
فیلمبرداری:فابیو زامریون
موسیقی:آندره آ گوئرا 
محصول:ایتالیا ، فرانسه ، آلمان 2004
معرفی فیلم در کانال تلویزیون اول دولتی آلمان 
عکس هایی از ثریا اسفندیاری
عکس هایی از فیلم 
زندگی نامه و کارنامه هنری- سینمایی ثریا اسفندیاری بختیاری به زبان ایتالیایی

Film on Soraya’s life finished in Morrocco

29 خرداد 1383
ناکجاآبادی که وطن من نیست

شکست تبلیغات‌سیاسی صدا‌و‌سیما

شکست صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ایجاد همگرایی سیاسی در زمان انتخابات هفتم مجلس اسلامی،تحلیل شناختی/گفتمانی رسانه توتالیتار

 

در این بررسی برنامه های سیاسی و خبری صدا و سیما دو شبکه اول و دوم (که درحدود نود و پنج درصد از مناطق کشور قابل دریافت است و بیشترین مخاطب بالقوه را دارند) در فاصله روزهای بیست و پنجم بهمن ماه تا اول اسفند ماه مورد مطالعه قرار گرفته است


اشاره:
این تحقیق ماه گذشته در حاشیه یک کارگاه آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی مدیریت ارتباطات ارائه شد، اما به دلیل آن که برای مخاطب متوسط چندان قابل استفاده نیست ، ضمن خلاصه کردن تا حدی ساده و بازنویسی شد که مخاطبان متوسط بتوانند از آن بهره بگیرند ، یاد آوری می کنم که نتایج این تحقیق که بخشی از تز دکترای پژوهشگر و بخشی از مقاله وی در بیست و پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهشگران ارتباطات ( برزیل ، پرتو آلگره) است ، به زودی در یک فصلنامه علمی بین المللی ارتباطات سیاسی درج خواهد شد .

نقش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه انحصاری در زمنیه پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی برای پاسداری از مشروعیت سیاسی و همگرایی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی از طریق پروپاگاندا حیاتی به نظر می رسد.
از همین رو بررسی و تحلیل آن می تواند به دستیابی درک روشن تری از کارکردها و ناکارآیی های رویکرد های دگماتیک به رسانه و میزان نفوذ و نیز محتوای واقعی برنامه های سیاسی و سرگرم کننده آن کمک کند.
در این بررسی برنامه های سیاسی و خبری صدا و سیما دو شبکه اول و دوم (که درحدود نود و پنج درصد از مناطق کشور قابل دریافت است و بیشترین مخاطب بالقوه را دارند) در فاصله روزهای بیست و پنجم بهمن ماه تا اول اسفند ماه مورد مطالعه قرار گرفته است.
نتایج اولیه نشان می دهد که صدا و سیما در این یک هفته در این دو شبکه حدود پنجاه درصد از برنامه های خود را به تبلیغ آشکاربرای شرکت مردم در انتخابات اختصاص داده بود.( نمودار یک)


نمودار یک : فراوانی انواع برنامه های پخش شده توسط دو شبکه صدا و سیما در هفته منتهی به زمان انتخابات مجلس هفتم ( حبیبی نیا، امید؛1383)
آن چنان که این نمودار نشان می دهد حجم بالای این کارزار سیاسی نشانگر آن است که مدیران صدا وسیما با تمام توان برای بسیج و اقناع افکار عمومی به هرشکل ممکن کوشیده اند تا با استفاده از شیوه مرسوم بمباران تبلیغاتی و روش اشباع سازی مردم را به پای صندوق های رای که برای آزمون مشروعیت سیاسی رژیم اهمیت فراوانی داشت، فراخوانند.آن ها البته در این راه با درک نا کار آمدی شیوه های مرسوم دست به نوعی ساختار شکنی نیز زدند وبرخی از ترانه ها یا سرودهای محبوب مردمی را نیز در این میان پخش کردند.
به این ترتیب ما در این تحلیل با چند پارامتر رو در رو می شویم:
رسانه غالبM1=
مخاطب بالقوهA1=
مخاطب بالفعل A2=
رسانه آلتر ناتیو M2=
پویایی اجتماعی همسو شده( رسانه غالب)D1=
پویایی اجتماعی آلتر ناتیو ( رسانه آلتر ناتیو)D2=
از این قرار فرمول بندی این پروسه را می توان چنین توضیح داد:
M1.A1=D1
M2.A2=D2
به عبارت دیگر این معادله را می توان چنین تعریف کرد:
(M1.M2)(A1.A2)= D
اکنون با بهره گیری از رویکرد تحلیل شناختی به بررسی چند نمونه از روشهای القایی این برنامه ها می پردازیم. ( جدول یک )


جدول بررسی عناصر و مولفه های برجسته سازی شده توسط صدا و سیما ( ا. حبیبی نیا 1383)
آن چنان که جدول بالا نشان می دهد،رفتار رسانه ای صدا وسیما دقیقا مطابق با خصوصیات یک رسانه سلطه جوست که به جای ارائه اطلاعات دقیق به تفسیر های یکسویه و جزم گرایانه و به جای ایجاد زمینه های لازم برای مشارکت مخاطب به القای مستقیم می پردازد.
آن چنان که فیسک ( 1993) می گوید ما در اقناع با چند مولفه سر کار داریم:
– انتقال کامل پیام هدف
– ایجاد انگیزه برای دریافت (و به تعبیر پست مدرنیستها مصرف اطلاعات)
– درک نسبتا کامل از سوی مخاطب
– ایجاد همگرایی با پیام از سوی مخاطب
– روشن سازی هدفهای تغییر انگیزش و رفتار هدف
– انتظار برای ایجاد تغییر در مخاطب
اما واقعیت آن است که تئوری اقناع به ویژه اگر با شیوه های تزریقی و یکسویه ( بالا به پائین) همراه باشد در اغلب موارد منجر به انفعال مخاطب می شود و به طریق اولی به جای تغییر شناختی به واکنش شرطی مخاطب می انجامد.
این شرایط آن گاه وضعیتی نامتعادل تر به خود می گیرد که اولا رسانه غالب از محبوبیت چندانی در میان اکثریت جامعه بر خودار نباشد و ثانیا پیام های مخالف خوان از قابلیت های زیادی برای ایجاد تحرک و پویایی اجتماعی به سوی اهداف معارض برخوردار باشند.
به این ترتیب می توان با فرض آزمون معادله بالا از بررسی پارامتر های زیر به نتایجی برای ارائه تحلیل شناختی / گفتمانی دست یافت:

میزان تبلیغات مداوم صدا و سیما ( در این بررسی دو شبکه اصلی سیما ج.ا ) حدود پنجاه درصد ساعات اصلی پخش، میزان پراکنش پیام های مخالف خوان از طریق رسانه های معارض ( از طریق اینتر نت، رادیو های فارسی زبان و شبکه های ماهواره ای ) ، مخاطب بالقوه حدود چهل میلیون جمعیت حائز شرایط برای رای دادن، مخاطب بالفعل ( کسانی که به هر دو رسانه ها دسترسی دارند، کسانی که بیشترین میزان مشارکت را در مسائل سیاسی دارند) .
اکنون به آمار رسمی منتشره از میزان شرکت کنندگان در انتخابات می پردازیم:
بر اساس این آمار میزان شرکت کنندگان در 39885 شعبه اخذ رای حدود بیست میلیون نفر اعلام شد.
بر این اساس متوسط میزان رای دهندگان در هر شعبه کمتر از پانصد نفر بوده است ، به عبارت دیگر در هر ساعت تنها 45 نفر به هر شعبه رای گیری مراجعه کرده اند .
اما آمار غیر رسمی حاکی از آن است که میزان شرکت کنندگان دراین انتخابات حدود یازده تا پانزده میلیون نفر ( و درتهران حدود یک میلیون نفر بوده است ) به این ترتیب با مقایسه دو آمار می توان فرض کرد که میزان تقریبی شرکت کنندگان در این انتخابات حدود 16.5 میلیون نفر باشد.
با فرض قرار دادن این میزان معادله بالا را بار دیگر می توان با در نظر گرفتن این متغییر ها چنین پیگیری کرد:
-حجم برنامه های تبلیغی صدا وسیما ( پنجاه درصد از زمان پخش)
یعنی حدود هفتاد (ضربدر دو) ساعت برنامه ( از دو شبکه ی سیما) در ساعات اصلی پخش برنامه (PT :19 تا 23)با فرض همین میزان برنامه در سایر شبکه های رادیویی و تلویزیونی دیگر:حدود 550 ساعت برنامه رادیویی و تلویزیونی
– حجم تبلیغات رسانه های معارض: نامعلوم
– میزان دسترسی مردم به اینترنت: حدود سی درصد ( اغلب سایت های سیاسی و خبری توسط مخابرات جمهوری اسلامی فیلتر شده اند)( اغلب جوانان زیر سی سال)
– میزان دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای فارسی زبان: حدود پانزده درصد( اغلب خانواده های مرفه و نیمه مرفه)( اغلب افراد بالای سی و پنج سال)
– میزان مخاطب بالفعل رادیو های فارسی زبان: حدود ده درصد( اغلب افراد بالای سی سال)
– میزان رای دهندگان بالقوه: حدود چهل ملیون نفر
– میزان رای دهندگان بالفعل: حدود شانزده میلیون نفر (آمار رسمی حدود بیست میلیون نفر )
– میزان مخاطبان بافعل صدا وسیما ( اغلب برنامه های غیر سیاسی و سرگرم کننده ) حدود هفتاد درصد.
بر این اساس صدا وسیما تنها موفق شده است همگرایی سی و پنج درصد افراد جامعه را با تبلیغات سیاسی خود برای شرکت در انتخابات جلب کند و پیام های مخالف خوان شصت و پنج درصد دیگر جامعه را از شرکت در این انتخابات بازداشته است، به عبارت دیگر » جنبش تحریم نمایش انتخاباتی» که از سوی مخالفان جمهوری اسلامی سازمان یافته بود موفق شد مخاطبان بیشتری را به پیام های خود جذب کند . در عوض رادیو و تلویزیون و دستگاههای تبلیغاتی انحصاری جمهوری اسلامی که با سانسور مستمر کوشیدند تا مردم را به شرکت در این انتخابات ترغیب کنند شکست خوردند.
به این ترتیب به نظر می رسد ، در آینده نزدیک ما باز هم شاهد رشد و گسترش رسانه های آلتر ناتیو از سویی و بی ثمر شدن سیاستهای رسانه ای دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی در مخاطب سازی های انبوه به ویژه در زمینه همگرایی سیاسی باشیم.
اکنون با توجه به جدول یک به زمینه های شناختی تبلیغات صدا و سیما در زمینه برجسته سازی انتخابات دقت کنیم.
رسانه ها ی عام گرا و دولتی معمولا برای برجسته سازی انتخابات از چهار تاکتیک بهره می گیرند:
– تشریح موضوعات مورد بحث
– افزایش میزان بازنمایی سوژه های مورد نظر
– قاب بندی متمایز برای مخاطب سازی
– بهره گیری از لحن و آوای همنوا با تمایلات اکثریت
با نگاهی به نمونه های مورد بررسی در این تحلیل به روشنی می توان دریافت که اگر چه سیاست گزاران صدا وسیما کوشیده اند تا حدودی از این راهکارها بهره گیرند اما به دلیل تفاوتهای ارزشی میان فرهنگ سیاسی ترویج داده شده توسط فرهنگ غالب و ارزش ها و فرهنگ واقعی جامعه این تمهیدات در اغلب مواقع بی اثر یا کم اثر باقی می ماند.
موضوعی که در تحلیل شناختی ما از این برنامه ها حائز اهمیت است ، ساز و کار پردازش اطلاعات در ذهن مخاطب است.
از آن جا که بمباران تبلیغاتی صدا و سیما بطور معمول به دلیل محدودیتهای کارکردی ش از مدت کوتاهی قبل از آغاز انتخاب شروع می شود ( هر چقدر زمان این تبلیغات طولانی تر باشد با واکنش منفی بیشتری روبرو می شود و از اثرمندی باز می ماند) در نتیجه این تبلیغات بیشتر متوجه اثر گذاری بر حافظه کوتاه مدت مخاطب (STM) است.
به عبارت ساده تر این تبلیغات می کوشد تا با شرطی سازی از نوع دوم مخاطب را آماده پذیرش القائات سیاسی سازد. تاکتیک اصلی در این شیوه مطابق سیاست رسانه توتالیتار منفعل کردن مخاطب و به حداقل رساندن زمینه های نا همخوانی نگرش ها و به طریق اولی رفتار اوست. تا آن جا که رفتار هدف ( در این جا شرکت در انتخابات مجلس اسلامی ) بروز یابد.
اما بهره برداری از تاکتیک تاثیر گذاری بر حافظه کوتاه مدت مخاطب برای ترغیب وی به بروز رفتار سیاسی مورد نظر ،به دلیل ضعف های ساختاری و به لحاظ ماهیت ذاتی صدا و سیما سبب ناکارآمدی های فراوانی می شود که در این جا به چند نمونه از آن با توجه به نمونه هایی که در این جا از شیوه تبلیغات دو شبکه تلویزیونی ذکر کردیم اشاره می کنیم:
– اثر گذاری بر حافظه کوتاه مدت تنها معطوف تغییر رو ساخت نگرش و رفتار قالبی ست و نه زیر ساخت ها و پایه های نگرشهای شناختی افراد و جامعه، از همین رو تکیه بر آن برای ایجاد یک کارزار سیاسی بدون بهره برداری از مشوق ها و مکانیسم های در برگیرنده کامروایی اجتماعی که در مظاهر پویایی های اجتماعی نمود می یابد دارای ریسک بالایی ست و با محدودیتهای فراوانی روبروست.
– عوامل تاثیر گذار بر حافظه کوتاه مدت مخاطبان از تنوع بسیار زیادی برخوردار هستند و به همان میزان که می توان با بمباران تبلیغی ذهن مخاطب را درگیر پیام های هدف کرد ، به همان میزان نیز ریسک تاثیر گذاری پیام های مخالف در همین زمان و با کانالهای متفاوت نیز وجود دارد.
– اگر چه به دلیل عدم توانایی دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی برای اقناع سازی توده ها ، بهره گیری از روش تاثیر گذاری بر حافظه کوتاه مدت برای آنها به صرفه تر است ، زیرا به جای اثر گذاری بر ارزش های نهادینه جامعه ( که در بیست و پنج سال گذشته در این زمینه ناکام ما نده اند) تنها رفتار سیاسی موردنظر خود از مخاطب در یک مقطع زمانی بسیار کوتاه انتظار دارد، اما به دلیل افزایش شکاف ارزشی ( Value Gaps) میان مخاطب و این رسانه ها و عدم مشروعیت و اعتبار پیام های سیاسی این رسانه ها و ویژگی بالا به پائین و دیکته وار رسانه توتالیتار روز به روز از دامنه تاثیر گذاری آن کاسته می شود.
– پایه ریزی سیاست تبلیغ با محوریت حافظه کوتاه مدت زمانی موثر است که رسانه قبلا موفق شده باشد با جلب توجه مخاطب ، مخاطب سازی کرده باشد ، به عبارت ساده تر در این روش ،مطابق رهیافتهای تئوری یادگیری اجتماعی بندورا ( 1977) ابتدا باید توجه مخاطب را به موضوع معطوف کرد و سپس زمینه های انگیزشی این توجه را به سوی رفتار هدف با ترسیم مشوقهای لازم تقویت کرد .اما صدا و سیما به دلایل گوناگون و از جمله خصلت ایدئولوژیک خود که متاثر از تئوری های منسوخ شده اثر گذاری سوزنی ست تصور می کند مخاطب لاجرم به برنامه های سیاسی ش توجه می کند و یا از آن تاثیر می پذیرد.
با تمام این احوال نمی توان تاثیر ثانوی این برنامه ها را نادیده گرفت ، زیرا تعبیر گروهی این برنامه ها در محیط گروه های اجتماعی سبب می شود تا یک دامنه از برخورد های همسو یا نا همسو پدید آیند. به عنوان مثال در این نمونه مورد بررسی اخبار و برنامه های صدا وسیما چنین وانمود می کردند که علیرغم رد صلاحیت شدن تعداد زیادی از کاندیداهای متعلق به جناح موسوم به جناح » اصلاح طلب» ( که دقیقا همین اصطلاح برای آن ها از سوی صدا و سیما به کار می رفت ) اکثریت نامزدها ی مجلس هفتم را همین افراد تشکیل می دهند.
به عبارت دیگر صدا وسیما بر ای فراخواندن مردم به شرکت در انتخابات روی منفور بودن جناح مقابل یا خودی ( که برخی از منفورترین چهر ه هایش چون فرهاد نظری عامل حمله به کوی دانشگاه تهران را به میدان آورده بود) حساب باز کرده بود!
پیام ضمنی این تبلیغات صدا و سیما چنین بود که بر خلاف آن چه گفته می شود اگر چه صلاحیت برخی از کاندیدا های جناح خاتمی رد شده است اما تعداد بسیاری از کاندیدا های این جناح در این انتخابات شرکت دارند و انتخابات به هیچ وجه یک جانبه نیست.
مفهومی که از سوی برخی از مردم از این پیام صدا و سیما با تاکید بی سابقه بر حضور جناح خاتمی در انتخابت تعبیر می شد آن بود که : «برای آن که جناح مقابل رای نیاورد در انتخابات شرکت کنیم !»
به عبارت دیگر صدا و سیما بر دو گروه از مخاطبان تاکید کرد: گروه میانی طبقه متوسط که به دلایل گوناگون با دستگاههای دولتی سر و کار می یافتند ( و اغلب رای های باطله متعلق به آن ها بود) و طرفداران فعلی نظام اسلامی که بر اساس نظر سنجی های مرکز تحقیقات صدا وسیما حدود پانزده درصد جمعیت جامعه را تشکیل می دهند و از میان آن ها نیز تعداد زیادی هنوز به اصلاح پذیری نظام اعتقاد دارند .
به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که تبلیغات صدا و سیما در ترغیب حدود چهل درصد افرادی که در این انتخابات شرکت کردند از اثر گذاری چندانی برخوردار نبوده زیرا این افراد یا متعلق به گروه دنباله روی میانه بوده اند یا اقلیت شش درصدی ( به اضافه نه درصدی که صدا و سیما آن ها را طرفداران اصلاح طلبان می خواند و جز پانزده درصد طرفداران دائمی حکومت محسوب می کند) پیروان حکومت اسلامی بوده اند.

با توجه به معادله بالا (D1= 40% > D2= 60 % ) می توان گفت صدا و سیما ی جمهوری اسلامی با وجود انحصار ، بهر ه گیری از اتاق های فکر و مشاوران ارتباطاتی ، تجربه و نیروهای حرفه ای و سرانجام انتشار دهنده گرایش همگرایی سیاسی در جامعه ( با حکومت ) در ترغیب مخاطبان به شرکت در رفتار سیاسی مورد نظر ( شرکت در انتخابات مجلس هفتم اسلامی ) شکست خورده است و این شکست در مراحل بعدی سبب انزوای هر چه بیشتر برنامه های سیاسی ، کاسته شدن از دامنه نفوذ و القای سیاسی و کاهش روز افزون مخاطبان میانه و دنباله رو ( خرده بورژوازی مرفه ) و حتی افزایش گریز مخاطبان سنتی خود ( لایه های مذهبی و یا طرفدار حاکمیت ) خواهد شد. به این ترتیب چشم انداز های تازه ای برای رشد و گسترش رسانه های برانداز و افزایش پویایی اجتماعی و سمت گیری آن به سمت سرنگون سازی جمهوری اسلامی از طریق نفوذ و رهبری پتانسیل های اجتماعی ( جوانان ، زنان ، دانشجویان ، کارگران ، معلمان ، پرستاران ،بیکاران و …) پدیدار خواهد شد.

□ضمائم:
یک :
صدا وسیما در این قبیل موارد یک ستاد تبلیغی برای تبیین و اجرای سیاستهای تبلیغی خود ایجاد می کند.
این ستاد که عمدتا در معاونت سیاسی صدا و سیما از چند ماه قبل از انتخابات آغاز می شود با مشارکت مستقیم اداره کل پژوهش معاونت سیاسی با هماهنگی با حوزه مشاوران و اداره کل برنامه ها و تفاسیر سیاسی و نیز اداره کل اخبار داخلی فعال می شود که در ارتباط مستقیم با شورای معاونان صدا وسیما و معاون صدا و سیما ( آقامحمدی) و ریاست سازمان صدا وسیما قرار می گیرد و از طریق مجاری مرتبط نظیر معاونت حقوقی و پارلمانی و ستاد انتخابات صدا وسیما با ستاد انتخابات وزارت کشور مرتبط است.
وظیفه ستاد انتخابات صدا وسیما تهیه برنامه های تبلیغی برای جلب هرچه بیشتر مشارکت مردم به انتخابات و در وحله بعدی ارائه اطلاعات مرتبط با انتخابات است. این ستاد معمولا از نظرات برخی از اساتید ارتباطات و علوم سیاسی نظیر پرفسور حمید مولانا( رئیس دپارتمان ارتباطات سیاسی در دانشگاه واشنگتن و از همیاران و مقاله نویسان روزنامه کیهان ) بهر ه گیری می کند و نیروهای مختلف معاونت سیاسی به ویژه اداره کل پژوهش این معاونت مسئولیت تدوین سیاستها ، راهبردها ، ارزیابی ، نقد و ارائه راهکارهای مرتبط و مداخله فوری در جریان تبلیغی را دارند.
اما با وجود آن که قانون انتخابات جمهوری اسلامی که با حضور نماینده صدا وسیما در ستاد انتخابات کشور که در این زمینه رحمانی فضلی ( معاون سیاسی) یا نماینده وی در این ستاد مسئول اجرای بهینه آن در صدا وسیما هستند باید سرلوحه کار صدا وسیما قرار گیرد اما به دلیل آن که قانون انتخابات در زمینه تخلف صدا وسیما از مواد آن با توجه به قانون نحوه اداره صدا و سیما فاقد ضمانت اجرایی ست ، ستاد انتخابات کشور عملا نمی تواند شکایت از صدا وسیما در باره تبلیغات یکسویه را پیگیری کند .
از سوی دیگر به دلیل آن که شورای نظارت بر صدا وسیما نیز فاقد ابزار عملی مداخله برای بازخواست از مدیران صدا وسیما ست ، این شورا نیز که اغلب اعضای آن از سوی رهبری جمهوری اسلامی انتصاب می شوند فاقد ابزار های کنترل برای مداخله در روند تبلیغات صدا وسیماست.
به این ترتیب با این که فراگیر ترین ( اما نه موثرترین ) رسانه کشور در انحصار یک جناح حکومتی قرار دارد ، عملا تبلیغات سیاسی صدا و سیما نیز با تغییر شرایط و موازنه رسانه ای در داخل کشور کم اثر باقی مانده است و به طور یقین می توان گفت که تاثیر صدا وسیما تنها در مخاطبان بالفعل آن از نظر سیاسی یعنی بخشی از شرکت کنندگان در انتخابات شوراهای اسلامی سال 1380 ( حدود هفت درصد رای دهندگان بالقوه ) قابل مطالعه است.
از سوی دیگر هنگامی که به بدیهات ابتدایی برجسته سازی انتخابات که باید از سوی رسانه ها مورد توجه قرار گیرد توجه کنیم در می یابیم که صدا وسیما به دلیل سیاست دروازده بانی رسانه ای خود که با ملاحظات و جزم اندیشی های ذاتی همراه است اصولا نمی تواند چینین مواردی را پوشش دهد:
– ارائه آموزشهای لازم برای جلب مشارکت دمکراتیک مردم در مسائل سیاسی
– ارائه گزارشهای بی طرفانه از روند کارزار انتخاباتی
– ارائه چارچوبهای ساده برای تسهیل برقراری ارتباط احزاب سیاسی با رای دهندگان
– برقراری امکان مناظره و مباحثه احزاب سیاسی با یکدیگر
– ارائه گزارشهای مرتبط با شمارش آرا و اعلام نتایج
اگر چه در وحله اول به نظر می رسد که صدا وسیما بخشی از این راهبردهای رسانه ای را در انتخابات انجام می دهد اما عملا به دلیل آن که صدا و سیما در برابر انتخابات و کاندیدا ها یا جناح ها موضعی بی طرف ندارد ، خبر رسانی و برجسته سازی آن با مقاومت مخاطب روبرو می شود.
به عنوان نمونه مناظرات مربوط به انتخابات در برنامه گفتگوی خبری شبکه دوم صدا وسیما تا کنون بطور میانگین بیش از شانزده درصد مخاطب نداشته است
دو :
رسانه عمومی باید در زمان انتخابات از طریق سیاست های زیر ، مخاطب را برای مشارکت ترغیب کند:
– ترغیب مخاطب برای کسب اطلاعات کامل برای برگزیدن بهترین انتخاب.
– عرضه تریبون به کاندیداها و احزاب برای ارائه تبلیغات و ترسیم محورهای اصلی سیاستهای خود
– حق رسانه برای گزارش (بدون مداخله حکومت ) روند انتخابات و بازتاب نظرات افکار عمومی در باره آن.
اما صدا و سیما به عنوان رسانه توتالیتار تنها به تبلیغ سیاسی برای حاکمیت می پردازد بی آنکه بتواند مخاطب را در فرایند آگاه سازی ، فعال سازی و سمت دهی و همگرایی به پویایی بر انگیزد.
سه:
برای مطالعه روشهای مدیریت بحران در رسانه ها نگاه کنید به :
Donersfield,J: Media Managments In coflicts ( Miniapolis2004)
برای مطالعه روشهای برجسته سازی در رسانه ها و دمکراسی نگاه کنید به :
Maxwell.MShaw.D, Weaver.D (Ed.)Communication and Democracy (Lawrence1997)
برای آشنایی با تئوریهای شناختی ارتباطات نگاه کنید به :
Woodall,G ; Information Processing Theory and Television News in Public Opinon Quartly 24 (1986)
McQual.D; Mass Communication Theory (Sage 2003)
چهار:
برای بازخوانی نوشته و مصاحبه های نگارنده در زمان انتخابات نگاه کنید به:
انتخابات مجلس هفتم و صدا و سیما
سیاست تبلیغی صدا و سیما از دید پژوهشگر سابق معاونت سیاسی صدا و سیما
پپنج :
بر اساس تحلیلی که اخیرا مرکز تحقیقات صدا و سیما بر اساس نظر سنجی های خود منتشر کرده است ، حدود هفتاد درصد مخاطبان تبلیغات صدا و سیما را قابل توجه ارزیابی کرده اند – گذشته از دستکاریها و تحلیل های یکسویه و ناقصی که عموما در این گزارشها ( که برای مراکز سیاست گذاری حکومتی نیز ارسال می شود) وجود دارد- اما الزاما زیاد و قابل توجه ارزیابی کردن تبلیغات صدا و سیما در زمان انتخابات با » پذیرش » آن از سوی مخاطب متفاوت است زیرا اگر چنین بود باید درصد شرکت کنندگان در تهران به جای ده تا دوازده درصد، هفتادو پنج درصد می بود!
این گزارش همچنین می افزاید که مخاطبان از تنوع تبلیغاتی که صدا و سیما از آن ها بهره گرفته راضی بوده اند ، حال آن که تنها تفاوتی که تبلیغات صدا و سیما با موارد مشابه قبلی داشت بهره برداری بیشتر و مداوم تر از ترانه ها و سرودهای محبوب مردمی بوده است.
شش:
نمونه ای از اخبار پخش شده درسی بهمن 1382 از شبکه اول ساعت 21:
– روح الله خمینی: شرکت کنید در انتخابات! 1 دقیقه
– گفتار مجری: مردم ایران فردا در انتخابات شرکت می کنند!
مراجع عظام: وظیفه شرعی و ملی ست!
رئیس جمهور،
ائتلاف ها ، احزاب ، ایرانیان خارج از کشور ،
مردم را به شرکت در انتخابات فرا خوانند.
– دولت آمریکا از ایرانیان خواست تا با عدم شرکت در انتخابات منافع آمریکا را تامین کنند!
– 320 خبرنگار خارجی از حضور مردم در پای صندوقهای رای خبر تهیه می کنند.
قسمت هایی از پیام » رهبر معظم انقلاب اسلامی » 3 دقیقه
پخش کلیپ با آهنگ یانی با تصاویری از خامنه ای ، پرچم جمهوری اسلامی ، روزهای انقلاب ، با برجسته سازی صندوقهای رای ، خمینی ، خاتمی ، پاسداران و … 2 دقیقه
بخش هایی از مصاحبه های خیابانی گزینش و چیده شده از شهر ستانها : همگی در انتخابات باید شرکت کنند تا مشت محکمی بر دهان …! 5 دقیقه
سخنان خامنه ای در باره لزوم شرکت در انتخابات ا دقیقه
گفتار مجری ( بابان ) : سرود ای ایران را به خاطر دارید؟
5 دقیقه

هفت:
یک مطالعه ابتدایی نشان می دهد که مجری و گزارشگر نود و پنج درصد برنامه های سیاسی و خبری پخش شده در دو شبکه مورد بررسی صدا وسیما در این زمان مرد بوده اند.

بهر ه گیری از یافته های این تحقیق با ذکر منبع برای تمام دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات ، علوم سیاسی و سایر رشته های مرتبط و نیز رسانه ها آزاد است.

امید حبیبی نیا
پژوهشگر ارتباطات سیاسی