یادداشت های کودتا

اشاره: این یادداشت ها در فاصله 23 خرداد ماه تا پنجم تیر ماه در فیس بوک منتشر شد که برای دسترسی همگانی بار دیگر در اینجا منتشر می شود.

یادداشت های » کودتا » : یک

آن چه که می توان از وقایع چند روز اخیر می توان فهمید وقوع یک «کودتای سیاسی» برای تغییر ساختار حکومت و تک جناحی کردن آن است.

این اتفاق در بیست و یکمین سال رخداد کم و بیش مشابهی رخ می دهد که در طی آن حزب جمهوری اسلامی در یک توطئه از پیش برنامه ریزی شده دست به شبه کودتایی در 29 خرداد ماه 1360 زد و با حمله به همه مراکز نیروهای سیاسی و دستگیریهای گسترده و متعاقب آن خلع بنی صدر از ریاست جمهوری دوران تازه ای از یک دهه سرکوب و خفقان و قتل عام را آغاز کرد که به دنبال آن رخدادهای خونین 30 خرداد و آغاز اعدام های دستجمعی رخ داد.

در اولین گروه از اعدامی ها سعید سلطانپور شاعر و هنرمند برجسته و مبارز ایران و عضو کادر مرکزی سازمان چ.ف..خ.ا (اقلیت) به همراه چند فدایی و زندانی سیاسی دیگر تیرباران و اعدام های شبانه آغاز شد.

سپاه پاسداران، بخش هایی از حاکمیت تحت پرچمداری احمدی نژاد و بدنه دستگاه های قضایی و امنیتی با هدایت علی خامنه ای با یک توطئه برنامه ریزی شده اکنون همان دسیسه را تکرار کرده اند با این تفاوت که تقریبا دیگر هیچ نیروی اپوزیسیون به شکل تشکیلات منسجم در کشور وجود ندارد و سروکارشان با گروهی از حاکمیت و در نخستین گام با انبوه جوانان خشمگین، سرخورده و به جان آمده است.

بدیهی است که در فقدان سازمان، حزب و تشکیلات این اعتراض ها، خیزش ها و شورشهای گسترده ممکن است به زودی سرکوب شود اما جامعه ایران بسیار جوان است و امکان هر تحولی در آن وجود دارد، چنانچه این اعتراضات گسترده شود و با بخش های دیگری از جامعه پیوند بحورد و به اعتصابات سیاسی گسترده بدل شود، رژیم فلج خواهد شد و آن گاه کودتاچیان چاره ای جز عقب نشینی ندارند و به یک نقطه محتوم و بی بازگشت خواهیم رسید.

این نوشته را به تدریج تکمیل خواهم کرد ولی فعلا کنفرانس مطبوعاتی رئیس جمهور خود خوانده آغاز شده و وی دارد در باره دمکراسی و آزادی انتخاب سخن می گوید!

ادامه:

آن چه مسلم است تنها ایستادگی در صحنه و به چالش کشیدن نظام اسلامی و رهبری آن می تواند مانع از ثبیت قدرت و افزایش فشار و خفقان و سانسور شود، به ویژه آن که این بار دولت احمدی نژاد شمشیر را از رو بسته و نه تنها قصد دارد صدای تمام مخالفان را خاموش کند بلکه قصد دارد تکلیف خود را با بخش های مهمی از حاکمیت که تاریخ مصرف شان تمام شده اند را یک سره کرده و آنها را از حاکمیت خارج سازد.

باید در باره همه دسیسه های برنامه ریزی شده هشیار بود، افراد، نیروها و گروه های صادق و با سابقه باید به یاری و هدایت امواج خروشان اعتراض بشاتبند.

نباید بگذاریم صدایمان را خفه کنند، همه شرافت و افتخار امروز و فردای ما اکنون در خیابان هاست، جایی که باید آزادی را در آنجا جست، سی و یک سال پیش یک ملت در برابر مقتدرترین ارتش خاورمیانه ایستاد و بنای یک نظام شاهنشاهی را در هم کوبید هر چند که به دلیل توهم به رهبری مذهبی دستاوردی جز فلاکت و بدبختی مضاعف نیافت اما این بار پنجاه میلیون جوان آگاه ایرانی در برابر یک حاکمیت نامشروع ایستاده اند، این روزهایی ست که تاریخ ورق می خورد…

نکته آخر: عزیزان خارج از کشوری، به یاری هم میهنان خود در ایران بشتابید، به هر طریقی صدای فریاد آنها را به گوش جهان برسانیم، این حداقل کاری ست که می توانیم بکنیم

یادداشت های روز «انتخابات» ریاست جمهوری اسلامی:

یادداشت چهارم

یادداشت سوم

یادداشت دوم

یادداشت اول

یادداشت های » کودتا » : دو ، چند توصیه

در فاصله دو روزی که از یادداشت اول گذشته است، گویا ما دهها روز را پشت سر گذاشته ایم و سرعت رخدادها آنچنان سریع و پرشتاب است که گاه روزنامه نگاران را نیز پشت سر می گذارد.
به گمان من اکنون ما وارد یک دوران یا مرحله تاریخی حساس و خطیر شده ایم که تنها شاید یک گام تا شرایط انقلابی فاصله داریم.

شرایط انقلابی، وضعیتی است که امکان بروز انقلاب و رسیدن به مرحله درگیر شدن برخی از گروه ها و طبقات اجتماعی در رخدادهایی که به سرعت جنبه قهرآمیز و انقلابی به خود می گیرد وجود دارد.
اکنون طبقه متوسط رفرم خواه به ویژه با راهپیمایی غیرقانونی نزدیک به یک میلیونی با تمام قوا به میان آمده است و به نظر می رسد که در شرایط فعلی امکان عقب راندن آنها با تمهیدات کنونی قابل تصور نباشد اما چنانچه سایر نیروها و طبقات اجتماعی نیز به این اعتراضات بپیوندند فرصتی تاریخی برای عبور از سد کلیت حاکمیت و درهم کوبیدن آن فراهم خواهد آمد.
در چند روز گذشته به بسیاری از دوستان اینترنتی که از طریق مسنجر با من در تماس هستند دلداری می دادم و از تجربه انقلاب 57 برای آنها می گفتم که مردم قدرتمندترین ارتش خاورمیانه را در مدت کوتاهی مقهور رای خود ساختند، وقتی که این اعتراضات با شیوه های گوناگون و با جمعیتی بیش از صد هزار نفر و در همین حال تظاهرات و اعتراضات پراکنده برای مدتی طولانی ادامه یابد نه تنها نیروهای نظامی، امنیتی و انتظامی رژیم تحلیل می روند و توان مقابله را از دست می دهند بلکه انگیزه خود را نیز از دست می دهند هر چند که به نظر می رسد بخشی از نیروهای نظامی و انتظامی از نظر ایدئولوژیک کاملا تحت تاثیر القائات مذهبی و سیاسی روحانیون و حاکمیت قرار گرفته اند ممکن است دیرتر توان خود را از دست بدهند.
راهپیمایی نزدیک به یک میلیون نفری روز گذشته اما سرآغاز تازه ای بر این تحولات گشود، سرآغازی که متاسفانه با تلخی جان باختن حداقل هشت تن از جوانان برومند میهن همراه شد.
با توجه به آن که اکثریت نیروهای درگیر در صحنه ها جوانان زیر 25 سالی هستند که حتی تجربه درگیریهای خیابانی دهه هفتاد و به ویژه خیزش دانشجویی 78 را هم ندارند، شاید یادآوری برخی موارد مفید به نظر برسد:
1- ما در شرایط قیام نیستیم، حمله ابتدا به ساکن به نیروهای مسلح و شستشوی مغزی شده که تصور می کنند در جنگ های صدر اسلام حضور دارند، امزی عقلانی نیست و سبب افزایش خشونت از سوی رژیم و تسریع در به میدان آوردن نیروهای نظامی خواهد شد.
2- تاکتیک های دفاع و ضدحمله در برابر حملات پلیس، حزب الله، بسیج و سپاه باید به جوانان آموزش داده شود، در بسیاری موارد می توان با اتخاد یک تاکتیک مشخص در برابر حملات گاردهای موتور سوار ایستادگی کرد و آنها را به عقب راند.
3- باید ماشین حکومتی را فلج کرد، اعتصابات سراسری سیاسی یک حربه موثر در به زانو درآوردن رژیم است، همچنین تحصن و اختلال در عملکرد دستگاه های دولتی با اتخاد تاکتیک های مختلف می تواند تلاش رژیم برای استقرار هر چه سریعتر نظم را به شکست بکشاند.
4- در کنار تظاهرات گسترده، تظاهرات پراکنده در هر مرحله در کوتاه مدت از یک سو توان سرکوبگران را تحلیل خواهد برد و از سوی دیگر سبب پیوستن نیروهای بیشتری به صف معترضان خواهد شد.
5- وجه مترقی و انقلابی اعتراضات باید خود را کاملا در اعتراضات نشان دهد، معترضان اکنون نه تنها از خط قرمز رهبری عبور کرده اند بلکه به زودی از حصار اصلاح طلبان نیز خواهند گذشت و خواسته ها و مطالبات واقعی خود را آشکار خواهند کرد.
6- هنرمندان، روشنفکران و اندیشمندان باید در کنار این جنبش اعتراضی رو به گسترش قرار گیرند و به یاری آن بشتابند.
7- برخورد انسانی با نیروهای سرکوبگر که به دست مردم می افتند وجه تمایز جنبش بالنده با نظام سرکوب جمهوری اسلامی است و این روحیه باید اعتلاء یابد.
8- پیش بینی روزهای آینده کار بسیار دشواری است اما بدیهی است که وظیفه نیروهای بالنده داشتن طرح و برنامه برای شرایط متحول آتی است و امکان استفاده از چالش ها برای بدل کردن آنها به فرصت ها.


شین دختری است 23 ساله در تهران، مدتی پیش که از او خواستم تا برای یک رسانه نظرش را در باره نمایش انتخابات بگوید سر باز زد و گفت می ترسد این کار برایش دردسرساز شود.
اما این روزها و شب ها او در محله شان پا به پای سایرجوان ها به مبارزه و درگیری با گارد می پردازد و تازه دیشب سراغ دستورالعمل ساخت کوکتل مولتف را می گرفت!

برخی از رسانه های فارسی زبان گویا هنوز گیج و مبهوت مانده اند و به همان روال قبلی ادامه می دهند و برخی دیگر شرایط تازه را درک کرده اند و به خوبی اهمیت اطلاع رسانی و تحلیل های ساعت به ساعت را فهمیده اند.
تلویزیون فارسی بی بی سی از این میان جای ویژه ای دارد، بیهوده نیست که از همان روز 22 خرداد بر روی آن پارازیت فرستادند تا از پخش آن نه تنها در ایران بلکه در اروپا نیز جلوگیری کنند.
ببینید:

جمال الدین موسوی مجری تلویزیون فارسی بی بی سی و اخبار درگیریها

با آن که ممکن است با برخی از تحلیل های برخی از تحلیل گران این تلویزیون که اغلب از طیف خاصی هستند موافق نباشم اما از نظر کار اطلاع رسانی و ارائه تحلیل های تازه (صرفنظر از بهت و دستپاچگی اولیه مسعود بهنود در شب 22 خرداد) از نظر من بی نظیر است که البته بدیهی هم هست.

غلط ها و اشتباهات خبرنگاران و رسانه های معتبر خارجی در باره سیستم حکومتی ایران پایانی ندارد من نمی دانم این ها کی میخواهند ایران را درست تلفظ کنند، بدانند که خامنه ای فقط رهبر مذهبی نیست بلکه رهبر نظام است یا قوای مجریه ظاهرا ربطی به قوه قضاییه ندارد و…

یادداشت های «کودتا»: یک

یادداشت های روز «انتخابات» ریاست جمهوری اسلامی:

یادداشت چهارم

یادداشت سوم

یادداشت دوم

یادداشت اول

پس از جان باختن بیش از سی نفر از مردم به جان آمده در خونین ترین درگیریهای خیابانی ربع قرن اخیر ایران در روز شنبه، به نظر می رسد که با فرمان رهبر جمهوری اسلامی که در نماز جمعه هم اعلام کرد، کار برای برگزاری تجمع های صدها هزار نفری و میلیونی در همین لحظه بسیار مشکل به نظر برسد.

با این حال در روز شنبه سی خرداد 1388 در درگیریهای خونین میدان انقلاب و خیابان آزادی تاریخ ایران ورق خورد.

مردم به سرعت از سطح بازیهای سیاسی جناح های درون رژیم گذشتند، فریاد مرگ برجمهوری اسلامی، مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتوری سر دادند و درحالی که جناح موسوم به رفرمیست که به شدت زیر منگه قرار گرفته است حتی حضور میرحسین موسوی در این تجمع غیرقانونی را نیز تکذیب کرد، مردم بدون اعتنا به «چانه زنی از بالا» به میدان آمدند، تظاهرکنندگان روز شنبه دیگر نه جمهوری اسلامی و جناح هایش را باور داشتند و نه برای دست یافتن به مطالبات خود منتظر معجزه ماندند، قهرمانانه با علم و یقین به آنکه جز گلوله چیزی در انتظارشان نیست به خیابان رفتند، با نیروهای سازمان یافته و دستجات تروریستی سپاه، بسیج، پلیس،حزب الله و وزارت اطلاعات درگیر شدند، آتش به پا ساختند، سنگر بندی کردند و با کوکتل مولتف از خود دفاع کردند و تاریخ را ورق زدند.

بیست و هشت سال پیش در چنین روزی، ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهور کشور توسط مجلس شورای اسلامی با عدم کفایت سیاسی روبرو شد و کودتای سیاسی جناح روحانیت و حزب جمهوری اسلامی با معرکه گردانی بهشتی، خامنه ای، رفسنجانی و بسیاری از اصلاح طلبان فعلی که در مسندهای اصلی نظام اسلامی قرار داشتند شکل گرفت، سازمان مجاهدین خلق که می خواست به هر طریق ممکن خود را به لیبرال ها و بنی صدر سنجاق کند با تحلیل ابلهانه مسعود رجوی فرصت را غنیمت شمرد هزاران هوادار خود را در روز سی خرداد 1360 به خیابان فرستاد تا علیه کودتا تظاهرات کنند، پاسخ روشن بود، پاسداران همه را به رگبار بستند، تعداد کشته ها آن چنان زیاد بود که در خیابان انقلاب جنازه ها را روی هم انداخته بودند، حوالی عصر رهبری سازمان مجاهدین خلق در اقدامی احساسی و براساس تحلیلی کاملا اشتباه از موقعیت و با تصور آنکه با استفاده از نیروی هواداران امکان تسخیر فوری قدرت وجود دارد اعلام جنگ مسلحانه کرد.

اما نه تنها هواداران بلکه کادرهای سازمان مجاهدین خلق نیز برای جنگ مسلحانه آمادگی نداشتند و با بلاهت بی نظیر رهبرانشان به ویژه مسعود رجوی در تظاهرات مسلحانه (هواداران مجاهدین تا روز هفت تیر با چاقو و تیغ موکت بری در برابر مسلسل پاسداران به خیابان می آمدند) جز کشته های بی شمار حاصلی به بار نیاوردند. در عوض کودتاچیان حاضر و با برنامه بودند یکی پس از دیگری خانه ها و رهبران مجاهدین خلق و بسیاری از سران اپوزیسیون ازجمله سازمان چریکهای فدایی خلق ایران (اقلیت) را دستگیر و بلافاصله تیرباران کردند یا در درگیری کشتند و به این ترتیب ارتباط بدنه تشکیلات «سازمانهای انقلابی» با کادر مرکزی را در کمترین زمان ممکن قطع یا مختل کردند و البته در این راه از پشتیبانی اطلاعاتی حزب توده و سازمان فدائیان خلق (اکثریت) نیز برخوردار شدند.

درست 28 سال بعد جمهوری اسلامی با ترتیب دادن یک نمایش بزرگ و البته دیوانه وار، مردم را به پای صندوق های رای کشید تا از توی آن باز هم محمود احمدی نژاد را در بیاورد، فعالان سیاسی جناح مخالف را بازداشت و همه نیروها و افرادی که تصور می کرد احتمال دارد نقشی در مخالفت ایفا کنند را یک جا بازداشت کرد و دست به کودتای سیاسی دیگری زد که با به صحنه آوردن همه نیروهای نظامی و امنیتی ش به ویژه بسیج که در چهار سال گذشته با مانورهای مکرر ضد شورش و جنگ شهری آنها را آماده ساخته بود، تلاش کرد تا با نظامی کردن فضا مردم و جناح رقیب را مرعوب سازد و دیکتاتوری هار و عریان خود را استمرار بخشد.

اما این اقدام دیوانه وار در وارونه سازی آشکار آرای مردمی که دل به رفرم در جمهوری اسلامی بسته بودند می تواند همچون شمشیر دولبه عمل کند یعنی اگر محاسبات کودتاگران برای سرکوب شدید و نظامی همه مخالفان سیاسی درون کشور و حذف کامل جناح مخالف درست از آب در نیاید، رژیم جمهوری اسلامی چون غول یخی در برابر آتشفشان خشم ملت ذوب خواهد شد.

روز شنبه سی خرداد ماه 1388 تاریخ ایران ورق خورد، جمهوری اسلامی با صدها هزار جوان دلیری روبرو شد که بی محابا به خیابان آمده بودند تا به مقابله با دیکتاتوری برخیزند و از جان پاک خود مایه گذاشتند تا تاریخ پیروزمندان را بسازند و نه شکست خوردگان.

حتی اگر جمهوری اسلامی بتواند با به رگبار بستن مردم در تظاهراتی که دیگر به دعوت این یا آن نامزد مغلوب نیست، جو سرکوب و وحشت را در جامعه برای مدت کوتاهی برقرار سازد، نخواهد توانست بر بحران درونی خود و خیزش مجدد طوفانی بنیان کن غلبه کند، این بار دیگر هیچ کس شکی ندارد که سروکارش نه با این بخش یا آن بخش از نظام جمهوری اسلامی بلکه با کلیت و رهبری آن است، این آن صفحه ای بود که در روز سی خرداد ورق خورد و در برابر میلیون ها نفر قرار گرفت:

سرنگونی جمهوری اسلامی

پس این تازه آغاز است، آغازی برای پایان این شب یلدای دهشت زا…

یادداشت های «کودتا»: دو

یادداشت های «کودتا»: یک

یادداشت های روز «انتخابات» ریاست جمهوری اسلامی:

یادداشت چهارم

یادداشت سوم

یادداشت دوم

یادداشت اول

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s