مروري بر نخستين آلبوم حنا جهانفروز
آوریل 23, 2009 بدست Omid Habibinia
آوریل 23, 2009 بدست Omid Habibinia

سومين ترانه آلبوم، ترانه اي عبري است که در قالبي متفاوت ارائه شده و در اسرائيل نيز محبوبيت بسياري يافته است. اما خلاقانه ترين کار اين آلبوم چهارمين آهنگ آن است که ترکيبي از ملوديهاي خاورميانه اي و هندوستان است و گاه از نظر ترکيب نواهاي شرقي و غربي به کارهاي انيگما و انيا پهلو مي زند بي آنکه هيچ ردي از گرته برداري در آن باشد، به اين ترتيب در اين ترانه حنا به موسيقي آمبيانس با رگه هايي از موسيقي که برخي آن را عرفاني، برخي پست مدرن و برخي پديدارشناسانه ميخوانند، مي رسد. درويش پنجمين ترانه اين آلبوم است که باز هم برخي از گرايش هاي هستي شناخته خواننده را نشان مي دهند، نواي گيتار در اين ترانه به خوبي با محتوا و مضمون شعر همراه شده و اثري شنيدني خلق مي کند. My Heart ترانه ي ست ترکيبي به عبري و فارسي که با سازهاي ارکسترال و آواهاي خواننده روايتي ست از گمگشدگي براي يافتن مادر که شايد نمادي از جهان هستي و نوستالژي سرزميني کهنه باشد. هفتمين ترانه آلبوم خداحافظ، بازخواني يک ترانه محبوب قديمي ايراني ست که شايد براي گروهي يادآور نوستالژيهايي همراه با دوراني ايستادگي در برابر ظلم و بيداد باشد، روزگاري که گاه نمودي از روشنگري در برخي ترانه هاي فلوکوريک و سنتي مي يافت. و سرانجام آخرين ترانه اين آلبوم Let Me Fly به انگليسي ست که همچون برخي ديگر از ترانه هاي آلبوم به موسيقي ترکيبي و آمبيانس نزديک است. مضمون ترانه نيز مي تواند از منظرهاي مختلف با تعابير متفاوت ديده شود، اگر پرواز نوعي والايش براي رهايي از ترس و تاريکي باشد، در اين صورت خواننده با اين اشاره از پرواز به عنوان استعاره اي براي عروج به شدني ديگر بهره گرفته است. حنا جهان فروز تا پيش از اين در تل آويو مددکار اجتماعي بود و شايد همين پيشه به او درک و بينشي عميق تر از بشريت و جهان هستي بخشيده باشد، هر چه باشد او مددکار کساني بود که به او نياز داشتند و تنها عشق به انسانيت و اميد به والايش اوست که مي تواند بيش از همه ديگران را براي کمک به ديگران برانگيزد.
موسيقي در هيچ دوره اي از زمانه مرزي براي خود نمي شناخت اما در جهاني که ارتباطات برايش مرزي نگذاشته است، نواهاي مختلف از سرزمين هاي مختلف مردم را به يکديگر پيوند مي زند. موسيقي حنا نيز چنين است، اين روزها اين موسيقي در کوچه پس کوچه هاي تهران، اصفهان، شيراز، اورشليم، غزه و يا هر جاي ديگري شنيده مي شود، حتي مهم نيست که خواننده ش ايراني ست، اسرائيلي ست يا هر دو يا هيچ کدام؛ زني ست که از درک خود از جهان مي گويد. شايد براي حنا که در دوازده سالگي ناچار شد رنج عبور مخفيانه از مرز زادگاهش براي فرار از مصائب زندگي در سايه ترس و فشار را تحمل کند، اين موسيقي خود نوعي والايش يا بازکشف خود باشد، اما براي ما نجواهايي ست که از فراخودي گمگشته مي آيد. در باره موسيقي حنا بيش از اين ها مي توان نوشت، اما ترانه ها خود بهتر از هر نوشته اي هستند، پس بگذاريد آرزو کنيم که حنا در صدمين آلبوم مستقل خود نيز حنايي متفاوت باشد که براي مخاطبي بخواند که موسيقي را براي والايش و نه جنباندن اندامي براي سپري کردن اوقاتي با الکي خوش بودنهاي بي انتهاي موسيقي تجاري فارسي يا جريان مسلط پاپ غربي بخواهد. اين آلبوم اما نويد چنين خواننده اي ست که در سرزميني موعود به انتظار ما نشسته است.
نه به انتخابات دهم ، نه به جمهوری اسلامی